هرچند در هر دو ماه عقل و عشق را داريم اما در ماه رمضان دوز عقل بر عشق و در محرم دوز عشق بر عقل غالب ميشود. عاشوراي امسال نيز سپري شد، اما آيا عاشورايي شديم و خواهيم ماند؟ آيا پيام عاشورا را گرفتيم، يا تنها به شماري مراسم، مناسك و شعائر پرداختيم و بس؟ در اين نوشته كوتاه مروري آسيبشناسانه به موضوع خواهيم داشت.
مواهب بيشمار محرم
شيعيان ايران و ساير عشاق اباعبدالله در جهان در ماه محرم از خودگذشتگيهايي ميكنند و با شعائر سوگوارانه به مشاعر مردمانه ميپردازند. از قديمالايام در منابر و تكايا، علاوه بر روضهخواني از رشادتهاي امام حسين و وفاداري ياران باصفايش ذكر خير ميشود. در گذشتهها كه مديريت شهري بهصورت محلهاي بود، عمدتاً بزرگان هر محلي از طريق برگزاري مراسم سوگواري در ماه محرم براي يكسال مردمان محله را اداره ميكردند. احسان و نيكوكاري بيدريغ در آخرين روزهاي دهه اول محرم (تاسوعا و عاشورا) تقريباً همگاني ميشود و به جرئت ميتوان گفت در سرتاسر ايران كسي از رحمت حسيني بيبهره نميماند. خيلي از دلخوريهاي بعضيها از بعضي ديگر، به احترام اباعبدالله برطرف ميشود. انسانهاي خير بعضاً به نام پير غلام حسيني موجب آشنايي و ازدواج جوانان ميگردند. پارهاي از آدمهاي بزهكار با شرم از قمر بنيهاشم در اين ايام دست از بزهكاري ميكشند. جالب اينكه در شهرهاي مذهبي كه خانمها اكثراً خانه نشين هستند، در ايام عاشورايي بهدنبال دستهجات عزاداري به حركت درميآيند. روي هم رفته ميتوان گفت كه شعائر حسيني خوب است ولي بهتر است كه با مشاعر حسيني توأم گردد.
راه اماممان را با شعائر پيمودهايم يا با مشاعر؟
«عاشورا» حادثهاي است به طول 1400 سال و به عرض جهان اسلام. محرم آغازين ماه سال قمري است كه برعكس تمام تقويمهاي ديگر، بهجاي جشن، سوگواري ميشود. بديهي است كه هر شيعه، مسلمان و حتي پارهاي از ساير اديان و مذاهب اين همدلي را با ياران حسينبن علي(ع) دارند. نكته پژوهشگرانهاي كه در داستاني از مثنوي هم بدان اشارت رفته اين است كه اين همه زاري چرا آنگونه كه شايسته است موجب بيداري نشده است. تصور ميكنم كه در يك جمله ميتوان گفت كه اكثر ما راه اماممان را با شعائر پيمودهايم و نه با مشاعر! البته شعار و شعور لازم و ملزوم و هردو طرفين يك سكه هستند همانگونه كه عشق و عقل چنين هستند. ولي ضمن احترام به باورهاي ديگران بايد قبول كرد كه اهل دل كار را از دست اهل نظر خارج كردهاند!
ذيلاً به مراتبي از آسيبشناسي اين ايام هم اشاره ميرود تا با عنايت به ادب ايراني اين مناسك ايراني- اسلامي را به بهترين وجه برگزار كنيم.
ضرورت بازگشت به حقيقت و اصالت
من شخصاً در اينگونه مراسم بزرگ شدهام و نزديك به نيم قرن است كه در اين باره ميانديشم كه چرا چنين است.
نتيجه انديشههاي حقير كه نامم هم «حسين» است چنين جمعبندي ميشود كه ذيلاً عرض ميكنم:
برخي از ما شيعيان به شفاعت باورمنديم و حسين (ع) را براي روز قيامت ميخواهيم و نه قيامت روز!
عزاداري شعورمندانه براي سيدالشهدا(ع) مفيد و لازم و كارناوال پرشور و شعار و تهي از شعور آفتي بيش نيست.
كمتر به ارشادات امام حسين (ع) ميپردازيم و جمله «هل من ناصر ينصرني» ايشان را دگرگونه تعبير مينماييم. دانشمندان شيعه از جمله استاد مطهري درباره خرافات روز عاشورا كتاب نوشتهاند و ما آنها را نخواندهايم. برخي از ما كاسه داغتر از آش شدهايم و به بعضي مراجع خود نيز ايراد ميگيريم كه چرا آنها قمهزني و افراط در زنجيرزني را حرام ميدانند!
سد معبرها و رفتارهاي ضدمحيطزيست و مغاير با قوانين و حقوق ديگران از برخي دستهجات و هيئتهاي عزاداري ميبينيم كه مغاير با روح سوگواري سيدالشهدا(ع) است.
چشم و همچشميهايي كه گهگاه زننده مينمايد در ارائه سرويس به عزاداران صورت ميگيرد.
در پارهاي از نقاط ايران در بين عزاداران دستهجات مختلف، درگيريهاي لفظي و حتي فيزيكي هم رخ ميدهد كه بايد از همه موارد زننده اجتناب شود.
با اين وصف بايد بازگشتي به حقيقت قيام عاشورا و اصالت سوگواريها داشته باشيم، به پيام عاشورا و به هدفي كه سيدالشهدا (ع) و يارانش در پي آن بودند. هدفي كه اين سوگواريها تنها مقدمه رسيدن به آن است و اگر مقدمه به انحراف كشيده شود از اصل چيزي نميماند.
*
بنيانگذار مكتب رفتارشناسي