کد خبر: 749753
تاریخ انتشار: ۰۵ آبان ۱۳۹۴ - ۱۶:۲۹
جلوه‌هايي از منش اخلاقي و مبارزاتي شهيد‌دكتر فتحي شقاقي در گفت‌وشنود با حجت‌الاسلام‌والمسلمين محمدحسن رحيميان
شاهد توحيدي

 

حجت‌الاسلام والمسلمين محمدحسن رحيميان رياست اسبق بنياد شهيد وامور ايثارگران وتوليت كنوني مسجد مقدس جمكران، از دوستان ايراني شهيد دكتر فتحي شقاقي بوده و از سلوك اخلاقي و مبارزاتي آن بزرگ خاطراتي ارجمند دارد. آنچه پيش روي داريد، شمه‌اي از خاطرات وتحليل‌هاي جناب رحيميان درباره آن شهيد نامدارآرمان فلسطين است. اميد آنكه مقبول افتد.

جنابعالي از چه دوره‌اي با شهيد دكتر فتحي شقاقي آشنا شديد و اين آشنايي و ارتباط، چگونه امتداد و افزايش يافت؟

بسم‌‌الله‌الرحمن‌الرحيم. زماني كه در دفتر حضرت امام(ره) توفيق خدمتگزاري داشتم، هر گاه كه عده‌اي از برادران فلسطيني يا لبناني به ديدار امام مي‌آمدند، در خدمتشان بودم. گاهي هم بعد از اينكه ملاقاتشان با امام تمام مي‌شد، با هم صحبتي مي‌كرديم. بعضي وقت‌ها هم به منزل ما كه در جوار دفتر امام بود، مي‌آمدند. اينكه اولين بار شهيد دكتر فتحي شقاقي را كي ديدم، يادم نمي‌آيد، ولي مكرراً در خدمت ايشان بودم و اساساً هر وقت صحبتي از جهاد اسلامي مي‌شود، شهيد شقاقي قطعاً يكي از چهره‌هاي برجسته‌اي است كه انسان نمي‌تواند از ياد ببرد.

از ملاقات‌هاي ايشان با حضرت امام چه خاطراتي داريد؟ چه بحث‌هايي مطرح مي‌شدند؟

ملاقات‌هاي ايشان با حضرت امام، معمولا كوتاه بود. بعد از سلام و احوال‌پرسي، امام صحبت كوتاهي مي‌كردند، اما در واقع خطابشان به تاريخ و آينده بشر بود. فرصتي براي طرح سؤال نبود و افراد بر اساس توان علمي و فكري خود، از سخنان امام نكاتي را به فراخور برداشت مي‌كردند. امام بهتر از هر كسي به احوال و اوضاع فلسطين آگاهي داشتند، بنابراين به‌گونه‌اي صحبت مي‌كردند كه اگر شهيد فتحي شقاقي سؤالي هم داشت، به خودي خود پاسخ خود را از سخنان امام دريافت مي‌كرد. مثلاً امام مي‌دانستند كه كسي در قم حرفي زده كه بسيار خاطر دكتر شقاقي را آزرده كرده و مانده است كه وظيفه‌اش چيست؟ و چه بايد بكند؟ و آن وقت امام طي سخنانشان پاسخ شبهات او را دادند.

چه شد در ميان گروه‌ها و شخصيت‌هاي فلسطيني، شهيد فتحي شقاقي توانست ماهيت انقلاب اسلامي و شخصيت حضرت امام را درست درك كند و به يك عارف سياستمدار تبديل شود؟

هر انساني با توجه به خصلت‌هايي كه دارد، از رويدادهاي زندگي خود تأثير مي‌پذيرد. در كشور خود ما انسان‌هايي بودند و هستند كه سال‌ها زندان‌هاي رژيم طاغوت را تحمل كردند و شكنجه ديدند و شخصيت آنها شكل گرفت. به همين دليل در انقلاب خود ما چهره‌هايي ظهور پيدا كردند كه نظيرشان وجود ندارد و شخصيت‌هاي بي‌تكرار هستند. از سوي ديگر خود افراد هم از نظر گرايش به عدالت، حق‌طلبي و خداشناسي با يكديگر تفاوت دارند. طبيعتاً نسل فعلي كه آن زندان‌ها، شكنجه‌ها و تضييقات را تجربه نكرده است، با نسل قبل از خود تفاوت بسيار دارد.

به دليل همين شرايط و رويدادهاست كه مثلاً كمتر مي‌توان اميد داشت كه شخصيت‌هايي چون حضرت امام پديد بيايند؟

حضرت امام در كل تاريخ يك استثناست! شرايط فردي، رويدادهاي مقارن با زندگي امام، ظرفيت‌ها و زمينه‌هايي موجب شد شخصيتي مثل امام پديد بيايد - كه دست‌كم به اين زودي‌ها چشم روزگار نظير ايشان را نخواهد ديد- درجاي خود قابل ارزيابي است. اما اين دليل نمي‌شود كه بگوييم دوره امام تمام شده است! در سراسر جهان ميليون‌ها تن تحت تأثير تفكر و شخصيت امام هستند. شايد تك‌تك آنها در سطح و جايگاه امام نباشند، اما جمع آنها مي‌تواند اهداف امام را محقق سازد. ملت فلسطين هم ممكن است اكنون شخصيت‌ جامع و برازنده‌اي چون دكتر فتحي شقاقي نداشته باشد، اما حاصل آموزه‌ها و شخصيت ايشان به‌گونه‌اي است كه صدها فتحي شقاقي به وجود آمده‌اند كه قطعاً در آينده به شخصيت‌هايي نظير ايشان تبديل خواهند شد. همه كساني كه با عمليات استشهادي خود در برابر ظلم رژيم صهيونيستي ايستاده‌اند، راه شهيد فتحي شقاقي را طي مي‌كنند. من ترديد ندارم كه در سرزمين‌هاي تحت ستمي چون فلسطين، هزاران فتحي شقاقي حضور دارند كه هنوز مجالي براي بروز و ظهور آنان ايجاد نشده است. در مكتب ايشان شاگردان لايق و ارزشمندي تربيت شده‌اند كه هر يك به موقع خود نقش تاريخي‌شان را ايفا خواهند كرد. ملت فلسطين با انتفاضه‌هاي پي در پي و با مقاومت و صلابتي مثال‌زدني در برابر استكبار ايستاده است و اين ميسر نمي‌شود مگر با روشنگري‌ها و جانفشاني‌هاي امثال شهيد فتحي شقاقي. ايشان اينك زنده‌تر از هر زماني در حيات فلسطين ايفاي نقش مي‌كند.

اشاره كرديد ايشان گاهي به منزل شما هم مي‌آمدند. صحبت‌هاي شما حول محور چه مسائلي بودند؟

بنده چه وقتي كه در دفتر امام بودم و چه در دوراني كه در بنياد شهيد خدمت مي‌كردم، چندان به كارهاي اداري نمي‌پرداختم و لذا با ايشان هم در مرحله اول، در باره آيات قرآن، احاديث و روايات و مباحث اعتقادي و مخصوصاً مسائل مربوط به استكبار، طاغوت و مشخصاً اسرائيل و صهيونيسم صحبت و با توجه به آيات و روايات تلاش مي‌كرديم آينده و فرجام كار را تحليل و تبيين كنيم. در باره اين‌گونه مسائل تبادل نظر مي‌كرديم و همسويي و همفكري زيادي بين ما وجود داشت. نكته دومي كه در باره آن صحبت مي‌كرديم، ديدگاه‌هاي حضرت امام در باره ارتباط با غرب، امريكا و اسرائيل و نكته سوم هم انطباق و انسجام ديدگاه‌هاي امام با آيات قرآن، احاديث و روايات سنت‌هاي تاريخي و الهي بود. در مجموع در باره آينده غرب، امريكا و اسرائيل از منظر قرآن، احاديث، سنت‌هاي اخلاقي و از منظرحضرت امام در اين باره صحبت مي‌كرديم.

قطعاً اين ديدارها وگفت وشنودها، همراه با خاطراتي جذاب بوده كه شنيدن آن در اين گفت وشنود براي ما مغتنم است؟

تمام ملاقات‌هاي ما با ايشان، مشحون از خاطرات دلنشين است. لحظه‌هايي سرشار از اخلاص، صراحت و معنويت. نگاهي سراپا، اعتقاد و شفافيت. همه جلسات ما از آغاز تا انتها آكنده با آيات قرآني و فرمايشات پيامبر(ص) و معنويتي فراموش‌نشدني بود. يادم هست گاهي در حين صحبت كردن آياتي را مي‌خوانديم و گريه مي‌كرديم! مخصوصاً پس از رحلت حضرت امام، هرگز پيش نيامد يادي از امام بكنيم و اشك نريزيم. من و شهيد دكتر شقاقي، حس دو برادر و دو دوست ديرين را نسبت به هم داشتيم. از همين جا معلوم مي‌شود بعد جغرافيايي نمي‌تواند بين انسان‌ها فاصله ايجاد كند و مرزهاي جغرافيايي نشانه جدايي افراد نيستند. همان تعبير زيباي قرآن كه مؤمنان برادر يكديگرند، حقيقتاً در مورد انسان‌هاي هم‌عقيده و هم‌مسلك وجود دارد و انسان‌هاي همدين و هم‌مسلك و همفكر، از هر برادري به انسان نزديك‌ترند. مرز بين انسان‌ها، مرز بين حق و باطل است. در اسلام مرزي وجود ندارد و در اين نگاه فلسطيني، عراقي، يمني، ايراني و. . . يكي هستند. دكتر فتحي شقاقي هم احساس نمي‌كرد متعلق به سرزمين ديگري است. او نيز معتقد بود همه مؤمنان و مسلمانان با يكديگر برادرند و همه بندگان يك خدا هستيم، از جمله احاديثي كه بارها بين من و ايشان رد و بدل شد، اين حديث از امام جعفر صادق(ع) است كه: برادر تني خود را نيز بر اساس حق و باطل و دين و كفر برادر مي‌شمارم، نه به دليل همخوني! به همين دليل است كه من دكتر فتحي شقاقي را برادر خود مي‌دانم و او را با همه وجود دوست دارم. در صدر اسلام هم مي‌بينيم كه بلال حبشي، سلمان فارسي و اويس قرني از سرزمين‌هاي دور خدمت رسول‌الله(ص) آمدند، حتي اويس كه موفق به ديدار ايشان هم نشد، اما پيامبر(ص) آنان را عزيز مي‌داشتند و برادر خود برمي‌شمردند، اما ابولهب كه عموي ايشان بود، فرسنگ‌ها از پيامبر(ص) فاصله داشت. بنابراين در دنياي ايمان و معنويت، مرزهاي جغرافيايي برداشته مي‌شوند. از همين‌روست كه ما مسلمانان مظلوم خود را در فلسطين، عراق، يمن و سرزمين‌هاي ديگر دوست داريم و آنها را خواهر و برادر خود مي‌دانيم.

در طول سال‌ها دوستي ومراوده فكري واعتقادي، شهيد دكتر فتحي شقاقي را چگونه ديديد؟ شخصيت او را چگونه توصيف مي‌كنيد؟

شهيد دكترفتحي شقاقي، نماد برجسته اخلاص و جهادفي سبيل الله، شاگرد مكتب عاشورا و پيرو امام حسين(ع) بود. او همواره از امام حسين(ع) مي‌گفت و مي‌نوشت و الهام مي‌گرفت و يقين داشت كه تنها راه نجات فلسطين، پيروي از مكتب امام حسين(ع) و نهضت عاشورا، شهادت‌طلبي، جهاد و ايثار است و انصافاً خود او در اين عرصه هيچ كم نگذاشت و با شهادتش، ايمان به اعتقاداتش را اثبات كرد. او نيز همچون شهداي تاريخ، تازه پس از شهادت نورافشاني بيشتري خواهد كرد و چراغ راه مظلومان تحت ستم خواهد بود.

آيا ايشان توانسته بود پيام حضرت امام را به فلسطيني‌ها برساند؟ از عملكرد ايشان در اين زمينه چه تحليلي داريد؟

پاسخ اين سؤال شما را با يك خاطره مي‌دهم. قاعدتا مي‌دانيد كه در حج خونين سال 1366 پس از ايراني‌ها، بيشترين حجاج شهيد از فلسطيني‌ها بودند. دو شب پس از اين فاجعه مي‌خواستم به حرم بروم كه با چهار تن فلسطيني برخورد كردم. آنها احوال‌پرسي كردند و گفتند: آمده‌ايم به شما تسليت بگوييم. به اتفاق آنها به اتاقم برگشتيم و تا اذان صبح با هم صحبت كرديم. تصور من اين بود كه مي‌توانم از مظلوميت انقلاب ايران، هشت سال دفاع مقدس و جنايات صدام، آل‌سعود و امريكا بر ايشان حرف بزنم، اما ديدم آنها ماهيت اين رژيم‌ها را خيلي بهتر از من مي‌شناسند!بعد خواستم در باره شخصيت حضرت امام و انقلاب ايران صحبت كنم، ديدم امام و انقلاب را هم خيلي بهتر از من مي‌شناسند! يكي از آنها در حالي كه بغض گلويش را مي‌فشرد، گفت كه با چشم‌هاي خودش ديده است كه سربازان آل‌سعود، گردنبندهاي طلاي زنان ايراني شهيد شده در حادثه مكه را، از گردنشان مي‌كندند!

بعدها در باره اين چهار نفر با شهيد فتحي شقاقي صحبت كردم و ايشان گفت: دو تن از آنها در تظاهراتي كه در مراسم ختم شهداي ملي برگزار شد، شهيد شدند و بعد از شهادت آنها بود كه انتفاضه اول شروع شد! بنابراين كاملاً مشخص است كه امثال اين شهيد بزرگوار توانسته بودند به‌خوبي پيام امام و انقلاب را به مردم فلسطين برسانند.

در شخصيت و افكار شهيد فتحي شقاقي مي‌توان نوعي گرايش به عرفان را نيز رصد كرد. از منظر جنابعالي ايشان بيشتر عارف بود يا سياستمدار؟

مي‌توانم بگويم كه ايشان يك عارف مجاهد و سياستمدار بود كه بيش از هر چيزي، ايمان و دينداري و اعتقاد به معارف ديني در او ديده مي‌شد. جايگاه بلند دكتر فتحي شقاقي در اين است كه حيات، مرگ، جهاد، هجرت، سياست و تمام جنبه‌هاي زندگي او بر مبناي اعتقاداتش بود و به همين دليل هم به شهادت رسيد. كسي كه محور زندگي‌اش رضاي خداست، همه ابعاد زندگي‌اش خدايي مي‌شود.

شهيد فتحي شقاقي در زندگي امروز فلسطينيان چه نقش وجايگاهي دارد؟ تا چه حد مي‌توان حضور او را درتحولات مبارزاتي فلسطين رصد كرد؟

ايشان شهيد است و شهيد طبق نص صريح قرآن زنده است و هيچ كسي بيش از شهيد نمي‌تواند در زندگي جامعه نقش داشته باشد. اين ما هستيم كه مرده‌ايم! گاه تا 70 سال هم عمر مي‌كنيم، ولي وقتي مي‌رويم، هيچ اثري از ما باقي نمي‌ماند، در حالي كه شهيد همواره زنده است و در جامعه خود نقش ايفا مي‌كند. امروز اگر فلسطين زنده است، به بركت خون شهداست. بدون آنها اثري از آثار فلسطين باقي نمي‌ماند.

نگاه خود ايشان به شهادت چه بود؟ تا چه حد احتمال اين واقعه را درباره خود مي‌داد؟

همه زندگي ايشان حول محور شهادت‌طلبي شكل گرفته بود و بدون شهادت براي خود ارزش و حياتي قائل نبود. ايشان دست‌پرورده مكتب عاشورا و نهضت امام حسين(ع) بود و لذا شاخص وجودي ايشان شهادت‌طلبي بود. اين موضوع در سخنراني‌ها، كتاب‌ها و نوشته‌هاي ايشان به وضوح ديده مي‌شود. ايشان به امام حسين(ع) عشق مي‌ورزيد. بسيار قرآن و حديث مي‌خواند و به سنت‌ پيامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) پايبند بود. مي‌گفت: فلسطين توسط سرسخت‌ترين دشمنان اسلام غصب شده و بايد با روحيه شهادت‌طلبي آن سرزمين را آزاد كرد. ايشان تنها رمز موفقيت مسلمانان را اعتقاد به فرهنگ شهادت مي‌ديد.

شما خبر شهادت ايشان را چگونه شنيديد و واكنش‌تان چه بود؟

گمان مي‌كنم از رسانه‌هاي خبري شنيدم و به‌شدت متأثر شدم، اما واقعيت اين است كه هر قطره از خون شهيد، پيروزي و نصرت الهي را نزديك‌تر مي‌كند. شهادت ايشان هم در عين حال كه مصيبت بزرگي است، اما پيروزي حق با باطل را هم نويد مي‌دهد. نام شهيد دكتر فتحي شقاقي يادآور جهاد، ايثار، شهادت، اخلاص، اخلاق اسلامي و الهي، ارزش‌هاي انساني و فلسطين و مسجدالاقصي است.

با توجه به فجايعي كه اكنون برخي از رژيم‌هاي عربي مرتكب مي‌شوند يا از مرتكبين آن حمايت مي‌كنند، تصور مي‌كنيد اگر امروز شهيد فتحي شقاقي زنده بود، چه تحليلي مي‌كرد؟

اينها در روزي كه ايشان زنده هم بود، همين جنايت‌ها را به شكل‌هاي ديگري انجام مي‌دادند و رفتار امروزشان در واقع ادامه همان راه است. شهيد فتحي شقاقي شاهد خيانت‌هاي آل‌سعود، حسين اردني، شاه مغرب و سازش انور سادات بود. امروز هم همان جنايت‌ها ادامه دارند. انسان مسلمان متعهد در هر حال وظيفه‌اي جز روشنگري، جهاد و شهادت ندارد. ايشان اگر امروز هم زنده بود، بر همان اساس عمل مي‌كرد، زيرا راه خدا جز يك راه نيست و تنها ابزار پيمودن آن در زمان‌هاي مختلف فرق مي‌كند.

شهيد سيد عباس موسوي و نيز شهيد دكتر فتحي شقاقي جمله معروفي داشتند كه: هر حركتي كه دبيركلش شهيد شود، روي شكست را هرگز نخواهد ديد! تحليل شما از اين تعبير چيست؟

به نظر من سخن درستي است، كما اينكه حزب‌الله با شهادت سيد عباس موسوي اوج گرفت. ما همه عزت و هستي خود را مديون شهدا هستيم. البته آنها نيازي به ما ندارند، بلكه اين ما هستيم كه براي رسيدن به عزت و سعادت دنيا و آخرت بايد به آنها متوسل شويم. احترام و تكريم شهدا، احترام و تكريم خود ماست.

و سخن آخر؟

من و آيت‌الله جنتي براي تشييع پيكر پاك اين شهيد بزرگوار رفتيم و پس از مراسم، ديداري با خانواده ايشان داشتيم. دختر كوچك ايشان جثه بسيار ضعيفي داشت و انسان واقعاً متأثر مي‌شد. ايشان يكي از رهبران برجسته فلسطين بود، اما زندگي فوق‌العاده محقر و ساده‌اي داشت و خانواده او نيز مثل مردم عادي فلسطين در اردوگاه زندگي مي‌كردند. آن شهيد بزرگوار، زندگي فوق‌العاده كم‌هزينه‌اي داشت و همه عمرش صرف خدمت‌رساني و جهاد در راه اسلام و فلسطين شد. اگر يادتان باشد بين شهادت دكتر فتحي شقاقي و ترور اسحاق رابين هم فاصله‌اي نبود و خدا انتقام فلسطيني‌هاي مظلوم را از او گرفت. آن زمان در بيروت بودند و جالب اينجاست كه وقتي از جوان يهودي كه اسحاق رابين را ترور كرده بودند پرسيدند: چرا اين كار را كردي؟ جواب داد: از طرف خدا مأموريت داشتم! اين قانون ِ حاكم بر جهان هستي است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار