اين يافتهها نشان داد كه هم حجم ماده خاكستري مناطق قشر فرونتال و هم نابرابري حجم اين ماده ( حجم بيشتر در نيم كره راست نسبت به چپ يا برعكس) با ويژگيهاي شخصيتي گوناگون مرتبط است. اين نتايج نشان ميدهد قشر فرونتال و نابرابريها در مناطق مغزي نقش حائز اهميتي در اساس بيولوژي اعصاب در ويژگيهاي گسترده شخصيتي دارد. رابرت لاتزمن، استاديار دانشكده روانشناسي گرجستان ميگويد: «نتايج اهميت رويكردهاي بيولوژيكي اعصاب را در مطالعه شخصيتهاي پايه تأييد ميكند و بيان ميكند كه بسياري از اين وابستگيها در شمپانزهها قابل مقايسه با انسان است.» محققان مغز 107 شمپانزه را با استفاده از MRI ( تصاوير رزونانس مغناطيسي) بررسي كردند و همچنين شخصيت هر شمپانزه را با استفاده از يك پرسشنامه شخصيتي 41 موردي ارزيابي كردند. آنها دريافتند در شمپانزههايي كه ويژگي شخصيتي پذيرش و برونگرايي بيشتري داشتند حجم ماده خاكستري در قشر كمربندي قدامي در هر دو نيمكره مغز بيشتر بود. در شمپانزههايي كه ويژگي تسلط آنان نمره بيشتري كسب كرده بود حجم ماده خاكستري در قشر كمربندي قدامي چپي و قشر جلويي مغز در قسمت راست بيشتر بود. در شمپانزههايي كه در واكنش و غيرقابل پيشبيني بودن نمره بالاتري به دست آورده بودند حجم ماده خاكستري در قشر مزيال جلويي مغز بيشتر بود.
از تمامي شمپانزهها در طول معاينات سالانه فيزيكيشان MRI گرفته شد. اعضايي كه براي طولاني مدت با حيوانات كار كرده بودند و احساس ميكردند براي ارزيابي دقيق تجربه كافي دارند در پرسشنامه شخصيتي به شمپانزهها امتياز دادند. هر مورد شامل يك ويژگي با تعريف رفتاري ميشد و مقياس امتيازدهي از «به كمترين وجه ممكن شمپانزه را تعريف ميكند» تا «به بهترين وجه شمپانزه را توصيف ميكند» بود. اين ابزار از پنج بعد تشكيل شده بود: برونگرايي، پذيرش، سازگاري، تسلط ( برخلاف ويژگي روان رنجوري در انسان)، واكنش/ عدم وابستگي (بعدي كه شامل مواردي از خلاف جهت ويژگي انساني آگاهي، سازگاري و برونگرايي ميشود.)
مطالعات قبلي اين گروه وجود ويژگيهاي شخصيتي بسيار مشابه در انسانها و شمپانزهها را نشان ميدهد اما تا زمان اين مطالعه محققان مبناي كالبدشناسانه اعصاب اين ويژگيها را در پستانداران غيرانساني كشف نكردند.
منبع:ساينس ديلي