کد خبر: 744736
تاریخ انتشار: ۱۳ مهر ۱۳۹۴ - ۱۶:۱۶
حاشيه‌اي بر انتشار اثر «گفتمان جمهوري اسلامي در انديشه امام خميني»
حسن كلاته

با شروع پاييز حيات رژيم سلطنتي پهلوي، از يك‌سو امام خميني(ره) رهبر كبير انقلاب اسلامي، به تبيين شكل حكومت پرداخت و از سوي ديگر تلاش براي شناخت نسبت به اهداف، ساختار و ماهيت آن نزد ناظران مسائل ايران افزايش يافت. در آبان 1357 امام خميني(ره) براي اولين بار از جمهوري اسلامي به عنوان شكل پيشنهادي آينده نظام ايران ياد مي‌كرد. تشريح ابعاد، اهداف و رفع ابهامات اين نظام سياسي تا پيروزي انقلاب و حتي بعد از آن تداوم يافت. اگرچه در اين هنگام فصل مشترك مبارزات تمامي گروه‌ها و جريانات سياسي نفي حكومتي سلطنتي بود، اما با پايان يافتن حيات حكومتي سلطنتي در بهمن 1357 و اعلام تصميم دولت موقت در برگزاري رفراندوم درباره رژيم آينده ايران موضع‌گيري‌هاي موافق و مخالف جمهوري اسلامي ظهور يافت. گروه‌هاي مختلف با ايدئولوژي‌هاي متعدد سياسي و مذهبي خواهان تغيير، تقليل، توسيع يا نقد جمهوري اسلامي شدند، اما حضرت امام(ره) به تناوب در موقعيت‌هاي مختلف تنها بر «جمهوري اسلامي نه يك كلمه كمتر و نه يك كلمه بيشتر» به عنوان نظام ايده‌آل خود تأكيد كردند.

انديشه سياسي امام(ره) در فضايي مطرح شد كه در آن يك فقيه تلاش مي‌كرد بر اساس مباني معرفتي و تجربه‌هاي سياسي و باورهاي خود شكل مطلوبي از حكومت را در جامعه‌اي ديني ـ اسلامي برقرار سازد. تلاش براي تبيين گفتمان جمهوري اسلامي نه تنها عصر جديدي در حوزه بررسي انديشه سياسي تشيع است، بلكه از جمهوري الگويي با تعاريف و ابعاد مشخص اسلامي عرضه مي‌كند.

در انديشه امام(ره) قوانين اسلامي بهترين دليل و ضرورت براي تشكيل حكومت و دخالت دين در عرصه سياست است، زيرا بخش اعظمي از ضروريات آن مستلزم برپايي حكومتي اسلامي است، بنابراين هدف اوليه از حكومت اجراي قوانين است، اما در اين ساز و كار توجه به رضايت مردم و مقبوليت حكومت از نظر آنان جايگاه ويژه‌اي دارد. اين جايگاه از طريق مراجعه به آراي مردم و نظرخواهي از آنان درباره نهادها و سازمان‌هاي حكومتي به دست مي‌آيد. اما برخي گروه‌هاي سياسي ايران در زمان انقلاب معتقد بودند تحقق حكومت اسلامي با مقبوليت مردمي از طريق تعديل يا تبديل نظام جمهوري اسلامي به جمهوري، جمهوري دموكراتيك اسلامي، جمهوري سوسياليستي يا جمهوري ملي اسلامي امكا‌نپذير است. كتاب حاضر شامل پنج فصل است. در فصل اول سعي مي‌شود ضمن ارائه تعريفي از انديشه و انديشه سياسي، اجزا و مباني آن به بررسي اين مباني در نظام انديشه امام(ره) بپردازيم. پردازش مباحث فوق به معناي كليد ورود به انديشه امام(ره) است. در فصل دوم، رابطه دين و سياست در اسلام و تعامل آنها در جامعه بحث و بررسي مي‌شود. اين فصل به اين مسئله مي‌پردازد كه انديشه‌هاي سياسي به‌واسطه نوع هستي‌شناسي، انسان‌شناسي و جامعه‌شناسي خود به انديشه‌هاي بسيط و مركب تقسيم خواهند شد. در انديشه‌هاي بسيط حوزه دين به نفع دنيا كنار مي‌رود، اما در انديشه‌هاي مركب دين و دنيا در هم مي‌آميزند و بين آنها تعامل صورت مي‌گيرد.

معتقديم گفتمان جمهوري اسلامي نقطه آغازين پيوند ميان زمامداري دنيايي با ديني ـ الهي است كه براي مدتي قبل از آن، اين پيوند بعيد و غير ممكن مي‌نمود. بدون شك انديشه امام(ره) زيرمجموعه اين انديشه است. به همين دليل بررسي تعامل دين اسلام و سياست اهتمام جدي اين فصل خواهد بود. فصل سوم به تبيين جايگاه حكومت در اسلام و انديشه امام(ره) مي‌پردازد. اگر چه به اعتقاد بسياري از انديشمندان و نظريه‌پردازان وجود حكومت امري لازم و بديهي است، اما هر يك به تناسب نظام فكري و اجتماعي خود دلايل متعدد و گاه متفاوتي را در اين زمينه برمي‌شمارند. در فصل چهارم سعي بر پاسخگويي به اين سؤال است كه آيا اسلام به شكل خاصي از حكومت پرداخته است؟ اين فصل به عنوان اصلي‌ترين بخش تحقيق به مواضع امام(ره) درباره شكل حكومت، ماهيت جمهوري اسلامي در نزد ايشان، مواضع گروه‌ها و دلايل تأكيد و اصرار امام(ره) بر حفظ الگوي دوگانه و تلفيقي جمهوري اسلامي و علل ارائه شده توسط ايشان در برابر مخالفان مي‌پردازد.

فصل پنجم نيز مروري گذرا بر تحولات و وقايع منتهي به سالروز 12 فروردين و روند استقرار جمهوري اسلامي است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها