کد خبر: 743833
تاریخ انتشار: ۱۰ مهر ۱۳۹۴ - ۱۶:۰۲
هفتادمين نشست در مجمع عمومي سازمان ملل فرصتي را پيش آورد تا رهبران كشورهاي مختلف منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي ديدگاه و نقطه‌نظرات خود را در مورد بحران سوريه بيان كنند.
سيد رحيم نعمتي
هفتادمين نشست در مجمع عمومي سازمان ملل فرصتي را پيش آورد تا رهبران كشورهاي مختلف منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي ديدگاه و نقطه‌نظرات خود را در مورد بحران سوريه بيان كنند. اين فرصت و اظهار نقطه‌نظر‌هاي آنها باعث شده تا پرونده بحران سوريه پررنگ‌تر از گذشته در سازمان ملل مطرح شود تا آنجا كه مي‌توان گفت بعد از پنج سال جنگ در اين كشور، حالا موقعيت آن پيش آمده تا اين پرونده به طور جدي مورد بازخواني قرار بگيرد. در اين ميان، روسيه و امريكا تلاش مي‌كنند تا محورهاي اصلي از بازخواني اين پرونده را بنا بر تعاريف خود مطرح كنند. به همين جهت هم بود كه بازخواني بحران سوريه اصلي‌ترين بخش از سخنراني‌هاي امسال باراك اوباما و ولاديمير پوتين، رؤساي جمهور امريكا و روسيه، در روز اول از نشست مجمع عمومي سازمان ملل را تشكيل مي‌داد. هر دو رئيس‌جمهور تنها به سخنراني اكتفا نكردند بلكه در حاشيه نشست مجمع عمومي اقدام به تشكيل نشست‌هايي با همراهي ديگر كشورها كردند تا آن كه هم مانور سياسي خود را به رخ يكديگر بكشند و هم امكانات خود را براي برنامه‌هاي بعدي سبك سنگين بكنند. هرچند سرفصل اصلي بازخواني اين دو با عنوان مبارزه با داعش مطرح شده اما روشن است كه نه رويكرد مشتركي دارند، نه برنامه‌اي واحد و نه البته موقعيتي مشابه. اين عوامل باعث شده تا بازخواني هر دو در دو وجه متفاوت قرائت شود كه در نتيجه، بايد ديد راه بحران در سوريه بر كدام سو خواهد بود.
 
  شكست امريكا
براي پرداختن به دو قرائت از بازخواني بحران سوريه در سازمان ملل بايد اول نگاهي به بيش از يك سال و نيم اخير انداخت كه در اين نگاه، كانون اصلي بر طرح امريكا براي دخالتش در سوريه است. به دنبال قدرت‌ گرفتن داعش در سوريه و عراق طي ماه‌هاي ژوئن و ژوئيه سال گذشته و به خصوص بعد از سقوط موصل عراق به دست اين گروه بود كه امريكا در اوايل ماه اوت ائتلافي جهت مبارزه با داعش تشكيل داد و از آن موقع بود كه به طور مستقيم مداخله نظامي خود را در سوريه شروع كرد. طرح اوباما براي اين ائتلاف و مداخله نظامي از دو بخش اصلي تشكيل مي‌شد؛ بخش اول كه به عهده نيروهاي ائتلاف بود تنها به حملات هوايي عليه نيروهاي داعش در هر دو كشور عراق و سوريه محدود مي‌شد اما براي عمليات زميني او در عراق به نيروهاي اين كشور و در سوريه به آن دسته از معارضان سوري توجه داشت كه به قول وي نيروهاي معتدل بوده و توسط ارتش امريكا آموزش و تجهيز مي‌شوند. حالا بيش از يك سال گذشته و معلوم شده كه او نتوانسته در هر دو بخش به نتايج قابل قبولي برسد و حتي مي‌توان گفت كه متحمل شكست سنگيني شده است. حملات ائتلاف تحت رهبري امريكا عليه داعش نه تنها استعداد رزمي اين گروه را كاهش نداده است بلكه بنا بر گزارش روزنامه امريكايي نيويورك تايمز و به اعتراف مقام‌هاي اطلاعاتي امريكا، داعش با وجود حملات ائتلاف توانسته نيروهاي خود را به دو برابر نسبت به قبل افزايش بدهد و دويچه وله از گزارش پنتاگون به كنگره خبر داد كه بر خلاف ادعاهاي قبلي واشنگتن در مورد توان داعش است. از سوي ديگر، برنامه امريكا براي آموزش معارضان سوري در جهت جنگ زميني با داعش نتيجه‌اي بدتر از اين داشته چراكه جداي از تعداد بسيار معدود اين نيروها، همان تعداد معدود هم كه از سوي امريكا عازم نبرد با داعش شدند، به جاي جنگ ترجيح دادند تجهيزات خود را تسليم گروه تروريستي جبهه‌النصره كرده و جان سالم به در ببرند. ژنرال لويد آستين، فرمانده ارتش امريكا در خاورميانه، آسياي مركزي و شرق آفريقا، در 16 سپتامبر گزارشي به سنا داد كه بنا بر آن، امريكا براي آموزش اين نيروها حدود نيم ميليارد دلار هزينه كرده اما تنها چهار تا پنج نفر در درگيري‌ها مشاركت دارند. هر دو وجه شكست سنگين امريكا در مبارزه با داعش را آشكار كرده و البته پوتين در سخنراني خود هم نتوانست از اشاره به اين موضوع با لحني تمسخرآميز خودداري كند.
 
  قرائت‌هاي نامتوازن
شكست امريكا در مبارزه با داعش باعث شده تا قرائت‌ اوباما از بازخواني بحران سوريه وضعيت نامتوازني از قرائت رقيب روسي او داشته باشد. وقتي كه او در جمع كشورهاي حاضر در ائتلافش سخن مي‌گفت، معلوم بود كه جز يك مانور سياسي در سازمان ملل چيز ديگري براي انجام دادن ندارد و نمي‌تواند در اين جمع از ايده يا هدفي تازه در اين جمع بگويد. در مقابل، پوتين در قرائت خود نكته‌اي تازه رو كرده كه باعث مي‌شود موقعيتي متفاوت با رقيب امريكايي داشته باشد. او انگشت بر دولت و ارتش سوريه گذاشت و گفت: «رد كردن همكاري با مقامات سوريه و ارتش دولتي يعني با كساني كه مردانه رو در روي تروريست مبارزه مي‌كنند، اشتباه بزرگي است.» واقعيت اين است كه مبارزه با داعش در سوريه بدون اتكا به نيرويي توانمند در زمين به نتيجه‌اي نمي‌رسد و گزينه دم دست تنها ارتش و نيروهاي مردمي اين كشور هستند چراكه جداي از اين نيروها، مابقي گروه‌ها مثل جبهه النصره يا احرار الشام تفاوت ماهوي با داعش ندارند حتي از ديد امريكا كه اين گروه‌ها را تروريستي مي‌داند. پوتين برنامه خود را در مبارزه با داعش از اين زاويه تعريف كرده جداي از اينكه او دامنه مبارزه با تروريسم را محدود به داعش نمي‌داند بلكه ديگر گروه‌هاي تروريستي را نيز مد نظر دارد. در واقع، امريكا هر چند آن گروه‌ها را تروريستي خوانده اما هيچگاه برنامه‌اي براي مبارزه با آنها نداشته و حالا پوتين مي‌گويد اگر شما در حقيقت آن گروه‌ها را تروريستي مي‌دانيد، پس بايد برنامه‌اي براي مبارزه با آنها هم داشته باشيد. پوتين علاوه بر اين زاويه نگاه در بازخواني خود از بحران سوريه به اصول روابط بين‌الملل نيز توجه كرده و به همين جهت، هم رويه اين روابط از درخواست دولت قانوني سوريه براي حضور نظامي روسيه در كشورش را مد نظر دارد و هم آن كه با آوردن پيش‌نويسي به شوراي امنيت، توجه به منشور سازمان ملل را در دستور كار خود قرار داده است. امريكا در تشكيل ائتلاف و مداخله نظامي در سوريه نه درخواست اين كشور را در دست داشت و نه مجوزي از شوراي امنيت و به همين جهت، امريكا هر چند علم مبارزه با داعش را بلند كرده بود اما در عمل، مجوز لازم بر طبق اين اصول را نداشت. اين وجوه اختلاف باعث شده تا دو بازخواني برخوردار از موقعيت‌ها و امكان‌هاي سياسي و عملي بسيار متفاوتي باشند و البته نتيجه اين تفاوت‌ها را بايد در وضعيت ميداني سوريه ديد.

   بحران سوريه بعد از اين
اولين نتيجه اختلاف قرائت‌ها در ديدار 90 دقيقه‌اي بين پوتين و اوباما بروز كرد چراكه با وجود اصرار اوباما بر موضع سابق نسبت به دولت سوريه اما حاضر شد هم حضور نظامي روسيه در سوريه را قبول كند و هم اينكه تن به توافق امنيتي با روسيه داد تا آن كه از برخورد بين نيروهاي ائتلاف به رهبري امريكا و نيروهاي روسي مستقر در سوريه جلوگيري بشود. اين به معني عقب‌نشيني اوباما بود كه بايد آن را ناشي از نداشتن برنامه‌اي مشخص دانست. به اين ترتيب تنها چيزي كه براي او و ديگر همراهانش در واشنگتن باقي مانده در لفاظي سياسي عليه روسيه است كه بعد از شروع حملات هوايي روسيه در سوريه اين لفاظي را شروع كرد‌ه‌اند. از اين به بعد بايد وضعيت ميداني سوريه را با يك تغيير قابل توجه دانست كه در آن نقش تعيين‌‌كننده‌اي به ارتش سوريه به همراه متحدانش قابل انتظار است چراكه در طول پنج سال گذشته اين نيروها بودند كه بار جنگ با گروه‌هاي متعدد تروريستي را به دوش كشيده‌اند و هم از تجربه كافي برخوردار هستند و هم آن كه به دليل بومي بودن با وضعيت ميداني آشنا‌تر از هر نيروي ديگري هستند. پوتين در نشست مشورتي دولت و با توجه به ملاحظات مربوط به تضادهاي داخلي سوريه گفته كه قصد فرو رفتن در درگيري اين كشور را ندارد و همين امر نشان مي‌دهد كه او در بازخواني‌اش از بحران سوريه، حساب اصلي را بر ارتش سوريه و متحدانش باز كرده است. او در اين استراتژي جرياني را دنبال كرده كه دولت سوريه طي اين پنج سال مبارزه دنبال كرده و البته مورد حمايت ايران هم بوده كه براي مبارزه با گروه‌هاي تروريستي اين نيروهاي سوري هستند كه بايد محور اصلي مبارزه را تشكيل بدهند. اين چيزي است كه امريكا براي ائتلاف خود عليه داعش در نظر نگرفته بود و البته متحمل شكست سنگين هم شد اما پوتين با توجه به واقعيت‌هاي مربوط به اين مدت زمان طولاني از جنگ با تروريست‌ها به آن توجه كرده و محور اصلي برنامه‌اش قرار داده است. به همين جهت است كه او فقط داعش را در فهرست گروه‌هاي تروريستي قرار نداده بلكه بر خلاف رقباي غربي، به اين واقعيت اذعان كرده كه آنچه به عنوان اپوزيسيون سوريه از سوي غرب مطرح مي‌شود همان سازمان‌هاي تروريستي هستند. اين نكته مشترك در جبهه مقاومت نسبت به گروه‌هاي مسلح در سوريه است كه غرب حاضر به پذيرش آن نيست و در برابر پديده تروريسم طي اين سال‌ها بازي يك بام و دو هوا را دنبال كرده است. بنا بر اين، پوتين با بازخواني بحران سوريه در سازمان ملل همان محورهاي مورد نظر جبهه مقاومت در سوريه را مطرح كرده و به دنبال شكست امريكا در پروژه جنگ نمايش با داعش، به نظر مي‌رسد كه فضاي جديدي براي توجه جدي به اين محورها ايجاد شده و همين نيز وضعيت بحران سوريه را بعد از اين تغيير مي‌دهد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار