
سيدعلي صالحي در واكنش به فاجعه «منا» و كشته شدن هموطنانمان و جمعي از مسلمانان نوشتاري را منتشر كرد.
«به رگبار بستن ايرانيان را به ياد آوريد. عربستان ملك فهد، اوايل دهه 60 خورشيدي. از آن دوره تا امروز، جز توهين و تعرض و بيحرمتي چه عايد اهل مناسك شده است. دزديدن زائران را چه كسي پنهان ميكند. خادمالحرمين يا پدرخواندگان داعش!؟ بوجهلزادگان روشنفكركش!
جنايات بنلادن در غياب او ادامه دارد، سقوط جرثقيل متعلق به ثروت و شركت بنلادن، همين چند روز پيش! شيادان حقهبازي كه خود را خليفه مينامند، دكان دين در گشوده و خانه اعتماد و شرف و امانت را در بستهاند مرحبا... اخوي! يغماگر دروغگو! ملك سلمان ستمگر! طي پنج ماه همان تعداد كودك را در يمن مثله كرديد، كه كودكان بيپناه طي پنج سال در سوريه، قرباني طرفين درگير! شرف را بلعيده و شرارت قي كردهايد! نفت، دلار، خليفه، چرثقيل، سقوط، كشتار و خلايف در سايه، شركت هزاردست بنلادن. مردم بيپناه و مهاجرين گريخته از بهار عربي، به خانه شما نزديكتر بودند يا به ماواي خانم مركل در آلمان!؟ پاپ فرانسيس نه دست، كه پاي محرومين را ميبوسد، شما جشنواره گردن زني راه مياندازيد!
دور نيست روزي كه مردم مكه و مدينه از دست شما راحت خواهند شد. شما كشتارگاه ديگري در دل خاورميانه ويران تاسيس كردهايد. خانوادهاي ستمگر كه همه چيزي را به نفع خود مصادره كرده است. اين استعاره عجيب را به ياد آوريد. كسي كه در عربستان به سوي نماد ابليس سنگ مياندازد بايد كشته شود...!؟ يكبار ديگر خلفاي كودككش، آستين بالا زدند تا در خون ديگران، وضوي ظلمات بگيرند. بهار عربي در هر سرزميني به شكلي از شيطان رخ مينمايد. اين آغاز بهار خونين عربستان است... همان سرزميني كه قلمها را ميشكنند، آزاديخواهان را شلاق ميزنند، زنان را كنيز ميخوانند. آزادي بيان و رعايت حقوق بشر، جرمي عظيم است و دانايان به تبعيد در دوزخ تهديد ميشوند.
سرزميني كه در آن از هنر، انديشه و خاصه شعر هيچ خبري نيست. با اين همه اين ستمگران بر سرير باز نميمانند. زنگ سقوط همه «آلها» به صدا درآمده است. خون مردم در خيابانهاي بيموذن تا به زانو رسيده است.»