نشريه
انديشه پويا در شماره 28 خود مقالهاي از سعيد حجاريان به چاپ رساند كه در آن تلاش
شده است براي دولت اعتدال چارچوب مفهومي و تئوريك تعريف كند و نام آن را «پروژه
نرماليزاسيون دولت روحاني» ميگذارد. حجاريان نقطه مقابل نرماليزاسيون را «حالت استثنا» آورده است كه دولتهاي
استثنايي بعضاً مستقر ميشود اما به رويه تبديل نميشوند. در نتيجهگيري اين بخش
كه «استثنا» چيست؟ يك بار انقلاب را استثنا ميداند و يك بار دولت احمدينژاد را و
اين دوگانه را در پايان حل نميكند. مينويسد «انقلاب امري استثنا و نرماليزاسيون
حالت عادي است» و اينگونه روي استمرار انقلاب اسلامي خط بطلان ميكشد و سپس مينويسد:
«استثنا هميشه كم و نادر است.
اگر حالت اورژانسي براي مدت طولاني تداوم داشته باشد،
زندگيها مختل ميشود اما عدهاي مثل تروتسكيخواهان انقلاب مستمر هستند (خجالت
كشيده است بگويد امام) يا مثل رژي دبره در پي انقلاب در انقلابند. حال آنكه انقلاب
يك امر استثنايي است و قاعده زندگي مردم عادي است.» حجاريان در اين فراز به صراحت
از چارچوب فكري امام عدول ميكند و مشكل اساسي خود و دوستانش را استمرار انقلاب
اسلامي ميداند، چرا كه امام در اسفند 1367 در تبيين دستاوردهاي جنگ تحميلي
فرمودند «و از همه مهمتر استمرار روح اسلام انقلابي در پرتو جنگ تحقق يافت» يا
ميفرمود «ما هنوز در قدمهاي اول مبارزه جهاني عليه شرق و غربيم» يا در آخرين ماههاي
حياتشان اصرار داشتند كه «امروز جنگ حق و باطل و جنگ فقر و غنا شروع شده است» يا
«تا كفر و شرك هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستيم». بنابراين اصلاحطلبان با
صراحت پايان انقلاب امام را خواستارند و آن را فرياد ميزنند. نتيجهاي كه در اين
مقاله نهفته است اينكه نرماليزاسيون در مقابل «استثنا» است و استثنا همان انقلاب
است. بنابراين ميخواهد بگويد اعتدال و اصلاحات به يك دوراهي مشترك رسيدهاند و
آن پايان انقلاب اسلامي است.
او كه تحصيلكرده علم سياست است، بهتر ميداند كه
معنايابي سياسي «اصلاحات» نقطه مقابل انقلاب است. اصلاحات مكمل انقلاب نيست كه 180
درجه مقابل آن است. بنابراين اصلاحات شيفت پارادايمي انقلاب به دموكراتيراسيون
غربي بوده و بر اساس نظرات پولانتزاس، نرماليزاسيون هم در جوامع دموكراتيك اتفاق
ميافتد. بنابراين حجاريان با كلمات جديد روحاني را در مسير پايان دادن به انقلاب
ميبيند و با صراحت مينويسد: «روحاني ميخواهد قدم به قدم اوضاع را كنترل و از
شرايط استثنايي [بخوانيد انقلابي] خارج كند.» لذا مسيري كه حجاريان براي روحاني
طراحي كرده است نه در روش كه در نتيجه همان آرمان اصلاحطلبان ناب است، يعني پايان
انقلاب اسلامي. اميد است اين برداشت حجاريان از دولت روحاني و شخص رئيسجمهور يك
توهم باشد كه اگر دولت روحاني اينگونه باشد بايد فكري براي انقلاب اسلامي كرد.
اما تجربه دو دهه گذشته نشان ميدهد كه اين نظريهپردازي در كنار نظريهپردازيهاي ديگر مثل «مشروطهخواهي»، «عرفيگرايي»، «جمهوريخواهي»، «حاكميت دوگانه»، «دموكراسيخواهي» و «راه چهارم» و نظرات جوزف ناي به سنگ خواهد خورد. ظاهراً نظريهپردازي در درون حوزه اصلاحات به بن بست رسيده و لوث شده است. اكنون موقع صادر كردن نظرات است و لذا اين مقاله را بايد توهين به حوزه فكري دولت روحاني دانست كه متهم به فقر تئوريك ميشود. اگرچه آنچه از عمل دولت توسط حجاريان توصيف ميشود، اصلاً نيازي به تئوري ندارد چرا كه اقدامات ميداني، نازل و بوركراتيك است.
حجاریان باید متوجه باشد"که ملت ایران مهره
|
شما مقاله رو خودتون مطالعه کردید؟ دانش فهم محتوای اون رو دارید؟ یا ...
حجاریان ...
حجاریان... شما هنوز اسلام و انقلاب را نفهمیده ای و از منشا و مقصد و آرمانهای والای آن بی اطلاعی.
چه اصرار بیهوده ای دارید ...
اولا اینو بدونید که خیانتی که باصطلاح اصلاح طلبها و سبزها به این میهن و مردم ولایتمدار کردند باور کنید هیچ کسی در طول تاریخ ایران چنین کاری نکرد..... دوما جناب حجاریان و سایر هم پیاله هایشان بدانند ما هنوز هم همان انقلابیون سال 57 هستیم و اگر در این راه عده ای پول پرست و مقام طلب برای حب دنیا از انقلاب فاصله گرفته اند بدانند که این مشکل آنان است نه ما ملت ولی اگر این گروه بخواهند در راه انقلاب سنگ اندازی کنند بدانند با مشت گره کرده ی ملت مواجه خواهند شد...... با آرزوی بهروزی و سلامتی برای رهبر عظیم الشان و فرزانه ی انقلاب
در هر انقلابی اگر قانون جامعه را هدایت نکند و انقلاب بدست اشخاص مصادره گردد فساد انقلاب را از پای در میاورد ...
حجاریان مدت مدیدی با تئوری اصلاح طلبی
خیانت... در برجام کاملا اشکار است ....
انقلاب حکومت نیست که منقرض شود انقلاب یک تفکر و هدف است که در ذهنها حکومت میکند ...