طنزهايي كه جوك شد!طنزها قبلاً اغلب جنبههاي اجتماعي و اقتصادي داشتند و با درونمايههاي نقد و بيان واقعيت تلخ جامعه تلاش ميكردند كه مردم در كنار خنديدن از مشكلات غافل نشوند.
به مرور زمان طنزهاي مردم حوزههاي سياسي و بينالملل را هم دربرگرفت و در روند تخريبگرايانه، طنزهايي با درونمايههاي تمسخر قوميتها و فرهنگهاي مختلف در بين مردم رواج پيدا كرد. طنز ماهيت خودش را از دست داد و مردم بهجاي اينكه در كنار هم بخندند و در بطن خنده به مشكلات فكر كنند شروع كردند به تمسخر و تحقير ساير قوميتها كه با هدف اغراق و بزرگنمايي صفتهاي خاص قوميتها بود.
فراموش نكنيد يكي از مهمترين منبع جوكهاي متداولي كه در فضاي جامعه وجود دارد دورهميهاي فاميلي و خانوادگي است. پيش از شكلگيري جوك و طنزهاي جنسيتي ما از همين دورهميهاي مخرب كه دستهاي از جوانان در قالب زن و دستهاي ديگر در گروه مردها در مقابل يكديگر قرار ميگيرند شاهد شكلگيري شايعه بوديم كه رفته رفته اين شايعهها شكل طنز و تمسخرآميز به خودش گرفت و نتيجهاش شد «جوكهاي جنسيتي» كه اين روزها به وفور شاهد آن هستيم.
البته من تأكيد ميكنم در بين علل شكلگيري و رواج چنين طنزهاي تخريبياي نبايد از نقش صدا و سيما و رسانههاي صوتي و تصويري حتي سينماي خانگي غافل شويم. جاي بسي تأسف است كه ما هنوز در بعضي از برنامههاي تلويزيون شاهد تمسخر يك جنس از سوي جنس ديگر هستيم كه مردم نه تنها اعتراض و مخالفتي نميكنند بلكه در كمال غفلت به آن ميخندند و همين باعث ميشود كه زمينه براي تمسخر يك جنس در بين اعضاي خانواده و بعد از آن در بستر جامعه علني شود.
جوكهاي تخريبكنندهطنز در هر مقولهاي كه از ساختار سازنده و لذتبخشش جدا شود مخرب خواهد بود. ما نمونه اين جوكها را در مورد مسائل سياسي مثل انتخابات و مسائل قوميتي بسيار ديدهايم؛ طنزهايي كه بهجاي دادن انرژي، فضاي ايستا و ركود را به جامعه منتقل ميكنند. بزرگترين و مهمترين آسيبي كه اين نوع جوكها دارند تأثير ماندگار و ناخوشايندي است كه در ضمير ناخودآگاه ما باقي ميگذارند، چرا؟ مشخص است چون ممكن است در نگاه اول تصور كنيد كه از شنيدن چنين جوكهايي ميخنديد اما حقيقت اين است كه چون اين طنزها با هدف تخريب هويت تحصيلي، كاري، ملي و قوميتي منتشر ميشود پس انرژي مثبت را منتقل نميكند.
اگر اين روزها دختري را ديديد كه از انجام فعاليتهاي اجتماعي ترس دارد يا ميلي به ايفاي نقش در جامعه ندارد به راحتي ميتوانيد علت اين ترس و عدم اعتماد به نفسش را متوجه شويد. اين ترس نشئت گرفته از همان فضاي آلودهاي است كه ما در فضاهاي مجازي براي نسل دختران و زنانمان در حال ساختن هستيم.
فراموش نكنيد كه با رواج اين جوكها در سطح جامعه دختران هر لحظه بايد براي مسخره شدن آماده باشند و پسراني ناآگاه نيز بهطور ناخودآگاه ميل به تمسخر دختران پيدا كنند چراكه اين كار را بارها در لاين و واتساپ و وايبر تمرين كردهاند و از طرف ديگر دختران هم عادت كردهاند به مسخره شدن. حالا تصور كنيد از نسل وسيع و بزرگ دخترانمان كه بارها مورد تمسخر قرارشان داده و سركوبشان كردهايم و از هر استعداد داشتهشان جوكي ساختهايم عليهشان و مدام سركوب و تحقيرشان كردهايم، چطور انتظار داريم كه مادري براي نسل بعد باشند؟ طبيعي است كه ما حتي از اين دختر نبايد انتظار ايفاي نقش سياسي، اجتماعي و تربيتي در جامعه و خانواده را داشته باشيم.
خنده، به چه قيمتينكتهاي كه در بين همه رفتارهاي اجتماعي و مجازي ما ناديده گرفته شده اين است كه ما به چه قيمتي داريم ميخنديم؟ مگر قرار نبود طنز بستري پويا و محرك بشود براي لبخند زدن، ايجاد سؤال كردن در ذهن و وادار كردن ذهن به پاسخگويي؟ از اين حجم زياد پيامهاي تمسخرآميز زنان و دختران چه چيزي نصيبمان ميشود؟
من با اطمينان كامل ميتوانم بگويم كساني كه در ساختن و انتشار اين جوكهاي جنسيتي دخيل هستند دچار بيماريهاي حاد شخصيتي هستند و مشكل رواني دارند. وقتي كسي مطلبي را عنوان ميكند به قطع يقين مطلبي خواهد بود كه جزو دغدغههاي روزمره اوست. حالا تصورش را بكنيد وقتي يك مرد ميآيد و فقط در مورد رفتار زنان جوك ميسازد قطعاً بيماري است كه خاطره و ذهنيت خوبي از زنان ندارد و در زماني كه چنين مطلبي را ميسازد و منتشر ميكند در حال تخليه عقدههاي رواني وجودش است.
حتي كسي هم كه اين مطلب به دستش ميرسد و منتشر ميكند هم بر اساس يك خصلت دروني از بين همه مطالبي كه به دستش رسيده اين مطلب را انتخاب ميكند و به گروههاي ديگر ميفرستد، در حقيقت خصلت دروني فرد منتشركننده هم همان ذهنيت بد و منفي است كه نسبت به جنس زن دارد.
هجمه به شخصيت زن ايرانيمن به عنوان يك تحليلگر رفتار نسبت به ترويج چنين رفتاري هشدار ميدهم. ادامه اين روند باعث ميشود هجمهاي به شخصيت زن ايراني وارد شود كه ممكن است حتي در كوتاه مدت اثرات جبرانناپذيري داشته باشد. ادامه اين رفتارها ميتواند دودستگي كه در محيط خانه و جمعهاي فاميلي و دورهمي به آن اشاره كردم به بستر جامعه راه پيدا كند. آنجاست كه پسران ما ناخودآگاه در مقابل دختران جبهه ميگيرند، استعدادهايشان را تمسخر ميكنند و به هر بهانهاي از آنها ايراد ميگيرند. دختران هم در مقابل سرخورده و سركوب شدن، درونگرا ميشوند و از بستر جامعه گروه مردها گريز ميكنند. حتي ممكن است اين پيامكها با تأثيرگذاشتن روي شناخت ذهني زنان و مردان شرايط و ازدواجهاي جامعه را نيز تخريب كند.
فراموش نكنيد موبايلي كه در دست ماست و اينترنتي كه هميشه و همهجا به آن دسترسي داريم باعث شده كه به اين فضا دامن بزنيم و ناخودآگاه در جمع كساني قرار بگيريم كه مدام در حال تمسخر زنان و دختران ايراني هستند، در حالي كه خودمان بهتر از هركس ديگري ميدانيم بخش مهمي از اين تمسخرها و جوكهاي بيپايه و اساس است، چون ما نميتوانيم جنس زن را به خاطر رانندگياش مسخره كنيم در حالي كه ما راننده قهرماني رالي زن داريم. ما نميتوانيم زنان را به خاطر ترس از سوسك و بلندي تمسخر كنيم در حالي كه ما اين روزها نيروهاي زن موفقي را در بخشهاي مهم مثل اورژانس، آتشنشاني و پليس ميبينيم.
بياييد اين بساط را جمع كنيمالبته من همانطور كه روي حذف پيامهاي طنز جنس زن در جامعه تأكيد ميكنم بر حذف جوكهاي قوميتي هم تأكيد دارم. چرا يك گروهي از مردم ندانسته بايد براي گروه ديگري كه هميشه در رشادتها و جنگها حضور فعال داشتهاند جوك بسازند و تمسخرشان كنند؟ كدام يك از كساني كه به قوميت خاص نسبت خاصي ميدهند ميدانند كه دليل اين گفته چيست و ريشه تاريخياش به كجا باز ميگردد؟ من مطمئنم اگر مردم بدانند كه قوميت خاصي از مردم كشور ما در مقابل محاصره طولاني مدت دشمن پيام دادند كه ما و فرزندان و خانوادهمان اگر مجبور شويم براي رهايي از گرسنگي خاك بخوريم شهر را به شما واگذار نميكنيم، از انتشار پيامهاي قوميتي شرمسار ميشوند.
ياد بگيريم و بدانيم ايران تنها كشور دنياست كه بيشترين تنوع فرهنگ، زبان، دين و قوم را در خود جاي داده است و اين بزرگترين نقطه قوت ماست چون با همه تفاوتهايمان به عنوان ايراني مسلمان هميشه در كنار هم بوده و هستيم. فرقي نميكند ترك، شيرازي، لرستاني، كردستاني، گيلكي يا حتي آباداني بودنمان. مهم اين است كه هميشه همديگر را قبول داشته و داريم نبايد اجازه دهيم كه جوكهاي قوميتي باعث دلخوري ما از يكديگر شود.
اينبار بعد از ديدن هر پيامك تمسخرآميز قوميتي و جنسيتي قبل از آنكه يك خنده سرسري و تلخ و ايستا داشته باشيد يك لحظه از خودتان بپرسيد به راستي در قبال خندهاي كوتاه و سطحي چه چيزي را از دست ميدهم و اين روند تا كي بايد در جامعه ما ادامه پيدا كند؟ كي زمان اين ميرسد كه غيرت مردان و اراده زنان بساط اين ناهنجاري رواني را هرچه زودتر جمع كند؟