اصولاً دوران كودكي ميتواند شمائي از آنچه باشد كه در بزرگسالي بر سر ما ميآيد! يعني آنچه در بزرگسالي اتفاق ميافتد، ميتواند نمونهاي از آن چيزي باشد كه در كودكي عارضمان شده است. اصلاً بگذاريد با يك مثال، ستون را آغاز كنم:
نام بازي: كي بود كي بود، من نبودم!
اهداف كلي: تمركز حواس
اهداف جزئي: تقويت نيروي تجسم و حدس
تعداد بازيكن: 15 الي 20 نفر
سن بازيكنان: هرچي
ابزار لازم: يك عدد دستمال و دو عدد سنگ
محوطه بازي: حداقل 7 × 7 متر
شرح بازي:كودكان در محل بازي جمع ميشوند. به غير از دو نفر، بقيه به صورت يك دايره بزرگ دور هم مينشينند به طوري كه آن دو نفر در داخل دايره قرار ميگيرند. يكي از آن دو، چشمهاي ديگري را با دستمال ميبندد و دو عدد سنگ را پيش پاي او روي زمين ميگذارد. سپس در حالي كه در پشت او قرار گرفته به يكي از بچهها اشاره ميكند تا وارد ميدان شود و وظيفهاش اين است كه آن دو سنگ را بر هم بكوبد و به جاي خود باز گردد. سپس دوستش چشمهاي او را توأم با كف زدن و تكرار عبارت كي بود كي بود، من نبودم، از سوي بچهها باز ميكند. اينك نفر وسط كه چشمهايش را باز كردهاند، بايد حدس بزند و آن شخص را پيدا كند كه اگر حدسش درست بوده باشد جاي خود را با او عوض ميكند و اين بار چشمهاي او بسته ميشود و بازي از نو شروع ميشود...
نتيجه بازي: همانطور كه در اهداف قيد شده است، قدرت پرورش خيال و تجسم ذهني در كودكان تقويت ميگردد.
بزرگسالي: اين پرسش كه «چه كسي برنج را وارد كرد؟» هر روز وارد فاز جديدي ميشود و مسئولان براي شانه خالي كردن از مسئوليت ديگران را مقصر اين واردات ميدانند.
وزارت جهاد كشاورزي ميگويد: ثبت سفارش برنج ممنوع است!
سازمان توسعه تجارت ميگويد: واردات برنج قانوني است!
دفتر صادرات و واردات چيزي نميگويد. يعني: سكوت!
گمرك ميگويد: ملوانان و مرزنشينان برنج وارد ميكنند!
انجمن واردكنندگان برنج ميگويد: بانكها برنج وارد ميكنند!
توليدكنندگان برنج هم ميگويند: ثبت سفارش مانند چك سفيد امضا باعث واردات برنج ميشود!
فقط اين بازي در كودكي قدري لطيفتر بوده است! اما گويا حالا كار را سپردهاند به كاردان....