سفير سابق ايران معتقد است كه رفتوآمد هيئتهاي اروپايي به ايران بعد از توافق هستهاي با 1+5 با اين هدف است كه اروپاييها ميخواهند جايگاه خود را در اقتصاد جهاني تضمين كنند، به همين دليل به سمت ايران گرايش پيدا كردهاند. كشورهاي اروپايي كه در سالهاي اخير با تحريمهاي امريكا عليه ايران همسو شده بودند، پس از توافق ايران و 1+5 در وين، يكي پس از ديگري به ايران آمدند تا بازارهاي از دست رفته خود را بازيابند. حسن كاظميقمي ميگويد كه اروپاييها در بحث تحريمها بيشتر از ايران متضرر شدند و فضاي پس از توافق اين شرايط را فراهم كرده تا آنها دوباره پيوندهاي اقتصادي خود را با ايران گسترش دهند. كاظميقمي در ارتباط با ورود هيئتهاي بلندپايه سياسي و اقتصادي از كشورهاي اروپايي به ايران و تأثيراتي كه «برجام» ميتواند بر عرصه روابط دوجانبه، چندجانبه و حتي بر امنيت منطقه داشته باشد، ميگويد:«از منظر اروپاييها، ايران يك جزيره باثبات و امن در خاورميانه است كه ميتواند امنيت انرژي مورد نياز دنيا را تأمين كند و از اينرو اروپاييها به دنبال همكاري با ايران هستند.»
سفير سابق ايران در بغداد با بيان اينكه گرايش اروپاييها به ايران بلافاصله پس از توافق هستهاي وين، دلايل متعددي دارد، ميگويد:«اروپا نگران اين است كه امريكا در عرصه روابط اقتصادي با ايران اروپاييها را دور بزند، زيرا واقعاً امريكا نه براي ايران بلكه براي اروپا نيز قابل اعتماد نيست. امريكا علاوه بر دشمنانش، با متحدان اصلي خود نيز با نخوت و تكبر برخورد ميكند و اقداماتي را عليه آنها انجام ميدهد. اروپاييها در تجربه عراق ديدند كه امريكا وقتي اين كشور را اشغال كرد بلافاصله واشنگتن اعلام كرد كه كشورهاي اروپايي كه در جنگ عراق همكاري نكردند، حق ندارند وارد عراق شوند. خطاب امريكا به آلمان و فرانسه بود كه در جنگ عراق مشاركت نداشتند. از اينرو، اروپاييها سعي ميكنند در اين مسئله از امريكاييها دور نخورند.»
كاظميقمي معتقد است: «اروپا با نظام سياسي و مردم ايران چالش اساسي ندارد و چالشي كه به نام هستهاي در يك دهه گذشته درست شده است خواسته اروپا نبود.» او ميگويد: «اين هژموني امريكا بر اروپا بود تا موضوع هستهاي را مطرح كند، زيرا اروپا به دنبال چالش با ايران نبود. اروپا مشكل اساسي با ايران ندارد. حتي ما تجربه همكاريهاي دوجانبه ايران و اروپا را در موارد متعدد شاهد بودهايم». سفير سابق ايران در بغداد با بيان اينكه تبعيت اروپا از امريكا به دليل سلطه مالي و پولي واشنگتن بر اقتصاد اروپا است، خاطرنشان ميكند: «متأسفانه سلطهاي كه امريكا بر نظام پولي و امنيتي اروپا ايجاد كرده، سبب شده در بيشتر مواقع اروپا برخلاف منافع خود مواضعي را دنبال كند كه امريكا تحميل كرده و اين مسئله نخبگان اروپا را نگران كرده است، زيرا به راحتي و در كوتاه مدت نميتوان اين سلطه و هژموني را از بين برد.»
كاظميقمي به آسيب ديدن اقتصاد اروپا از تحريمهاي ايران نيز اشاره ميكند و ميگويد: «تحريمهاي اقتصادي تنها به ايران ضربه نزد بلكه به اقتصاد و شركتهاي اروپا بيشتر آسيب وارد كرد. در چند سال اخير شركتهايي مثل «توتال» كه به دليل اعمال تحريمها، مجبور به ترك ايران شدند، خسارات زيادي را متحمل شدند، آن هم در شرايطي كه بحران پولي، مالي و اقتصادي اروپا و امريكا را فراگرفته بود». به گفته او، «مسئله بعدي پيش روي اروپا اين است كه چين در سال 2020، به عنوان قدرت اول جهان ميشود و آنها به دنبال اين هستند تا جايگاه اروپا در اقتصاد جهاني را تثبيت كنند. از طرف ديگر، اروپا به منابع انرژي وابسته است و به دنبال تنوع بخشي به منابع انرژي خود است. در بحراني كه امريكا براي مقابله با روسيه در اوكراين ايجاد كرد، اين چالش انرژي را اروپاييها به وضوح مشاهده كردند. اروپا سالهاست كه در منطقه خاورميانه وارد شده تا مسيرهايي جايگزين براي تأمين انرژي پيدا كند و يكي از اين مناطق مهم، غربآسياست.»
كاظميقمي از ايران به عنوان جزيره باثبات ياد ميكند و ميگويد: «منطقه خاورميانه با ناآرامي و بيثباتي مواجه است و از طرف ديگر كشورهاي اروپايي ميبينند كه ايران باثباتترين كشور در منطقه است كه ميتواند منافع آنها را تأمين كند و نكته مهم اينكه ايران بازار پرجاذبهاي براي كالاهاي اروپاست. مجموعه اين مؤلفهها سبب شده تا اروپا وارد ايران شود تا همكاريهاي خود را با تهران گسترش دهد.» وي در پايان تأكيد ميكند: «پيشبيني من اين است تازماني كه برجام عملي نشود اروپاييها وارد فاز عملي همكاري با ايران نخواهند شد و از الان حضور خودشان را در بازار ايران تثبيت ميكنند. حضور اروپا در ايران تنها نگاه اقتصادي نيست بلكه نگاه راهبردي است. آنها ميدانند كه براي پيشبرد سياستهاي منطقهاي و تثبيت جايگاه خود در اقتصاد و امنيت جهاني راهي ندارند جز اينكه با متحدي استراتژيك در خاورميانه پايههايشان را تثبيت كنند و آن كشور ايران است.»