اين مجموعه كه در موضوع خود اولين گام در «كاشانيپژوهي» به شمار ميرفت، حاصل جستوجوهاي شخصي آقاي تركمان در آرشيو شخصيتها و نهادهاي نگهداري اسناد تاريخي به شمار ميرود. در مرور اين دوره اسناد نكاتي به چشم ميآيد كه ميتوان آن را بدين شرح احصا نمود:
1ـ مؤلف در مجلدات يك تا چهار اين مجموعه، مدارك و اسناد در دسترس از سال 1299ﻫ . ش تا 13 اسفند 1345ﻫ . ش با اضافه وقايعشماري درباره آيتالله كاشاني را در اختيار خوانندگان قرار داده است.
در جلد پنجم، مجموعهاي از نوشتهها، پيامها، اجازات، توصيهها و... آيتالله را به اضافه اجازات مراجع و مكتوبات مقامات دولتي به آيتالله و... را كه در فاصله سالهاي 1286ﻫ.ش تا 1340ﻫ . ش صادر شده است، به علاقهمندان و تاريخپژوهان ارائه شده است.
اسناد جلد پنجم نيز كه به استدراكات چهار جلد پيشين اختصاص يافته، همچون مجلدات قبل از آن، به ترتيب تقدم زماني قرار داده و در مورد اسناد بدون تاريخ بر اساس قرائن عمل شده است.
2ـ جلد پنجم اين اثر، حاصل همكاري كساني است كه پس از انتشار چهار جلد پيشين، اسنادي را در اختيار مؤلف قرار دادهاند. علاوه بر اين، اين مجلد نتيجه ادامه تورق جرايد از سوي مؤلف است كه بهگونه بيسابقهاي از نظر تعداد در دوران حكومت دكتر مصدق در تهران و شهرستانها منتشر ميشد و همچنين نتيجه جستوجو در اسناد آرشيو وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران و سازمان اسناد ملي است. افزون بر اين، تعدادي سند در سال 1358 از منزل آيتالله كاشاني جمعآوري و قسمتي از آنكه در اختيار مؤلف كتاب قرار گرفت كه در جلد پنجم آورده شده است.
3ـ همانگونه كه از تورق اين مجلدات پنجگانه عيان است، گردآورنده حداكثر كوشش خود را براي به دست آوردن هر چه بيشتر اسناد و مدارك به كار برده است، اما بدون ترديد نوشتههاي بسياري از آيتالله نزد برخي از چهرههاي تاريخي و نيز نزديكان و مرتبطان ايشان موجود است كه به دست مؤلف نرسيده است. مؤلف در پايان اين مجلد قول تكميل اين اثر تاريخي را داده بود كه تا هماينك اين كار انجام نشده است.
4ـ مؤلف درپايان مقدمه خويش بر مجلد آخر اين مجموعه آورده است: «انگيزه راقم از تهيه اين مجموعه قرار دادن اسناد برههاي از تاريخ ميهن در دسترس نيروهاي حقطلب براي تحليل گذشته و عبرتآموزي از آن براي عمل امروز و فرداست. اين مجموعه مواد خامي است كه هر علاقهمند تاريخ معاصر ايران و جنبش اسلامي را به كار ميآيد و هر كسي ميتواند از آن استفاده كند، اما راقم اميد آن دارد مسلمانان حقطلب، دوستداران استقلال ايران و مدافعين مستضعفين با دقت و تأمل در مواضع مطروحه و رشد وجوه مثبت و پرهيز از وجوه منفي و بيرون كشيدن رهنمود از دل مطالب آن در جهت تعميق انقلاب اسلامي بكوشند. بدون ترديد لازمه چنين برخوردي حاكم كردن تقوا بر انديشه و عمل است، چون در نبود و غيبت تقوا ذهنيات، وابستگيها و گروهگراييها، ناآگاهي، جهل و خصلتهاي منفي و...در نهايت خود را بر عينيات تحميل خواهند كرد و مانع عبرتآموزي از آنچه بر گذشتگان رفته است خواهند شد.
اميد آنكه الطاف حضرت حق شامل گردآورنده نيز شده باشد تا بدون دخالت دادن ذهنيات و...آنچه را كه يافته است در اختيار خوانندگان قرار داده و از اين راه كمكي هر چند ناچيز به رفع ابهام در اين باره كرده باشد.
در پايان بر خود لازم ميدانم با ذكر اسامي اشخا ص و مؤسساتي كه با در اختيار قرار دادن اسناد و تصاوير راقم را در تهيه بخشي از اين مجلد ياري رساندهاند به ترتيب ذيل:
1ـ آقاي سيدمحمدعلي روضاتي كه بزرگوارانه آنچنان كه از اهل علم انتظار ميرود، اسناد خود را در اختيار راقم قرار دادند.
2ـ آقاي حاج محمدعلي توتونچي
3ـ آقاي سيدمحمد كاشاني، فرزند آيتالله و فرزند ايشان آقاي مصطفي كاشاني
4ـ آقاي ضيايي
5ـ آقاي موحدي، مديركل دبيرخانه وزير امور خارجه جمهوري اسلامي ايران
6ـ مسئول و كارمندان آرشيو وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران
7ـ آقاي بديعي، مدير واحد پژوهش و تحقيقات سازمان اسناد ملي ايران
8ـ آقاي عباسعلي ورواني فراهاني (بايگاني سازمان اسناد ملي ايران)
9ـ آقاي اسدي
10ـ آقايان محرر و تهراني (براي عكسهايي كه در اختيار گردآورنده قرار دادند)
تشكر كنم. همچنين از مساعدتهاي مسئولان بخش جرايد كتابخانههاي مجلس شوراي اسلامي (بهارستان)، كتابخانه ملي و كتابخانه مركزي دانشگاه تهران كه در طول تهيه مجلدات پنجگانه اين مجموعه شامل حالم بوده است سپاسگزارم.»
همانگونه كه اشارت رفت، در اين مجموعه مجلدات، اسناد متنوع وگوناگوني از ادوار مختلف زندگي آيتالله كاشاني آمده كه بيشك محققان تاريخي را با ابعادي گوناگون از زندگي آيتالله آشنا خواهد كرد. در واپسين اوراق جلد پنجم مكتوبي از آيتالله در واپسين ساليان حيات آمده كه ما را با افكار و روحيات ايشان در آن دوره آشناتر خواهد كرد. اين مكتوب كوتاه را ختام اين معرفينامه قرار ميدهيم:
«انگليسيها براي تلافي كردن و انتقام كشيدن از من براي ضربتهايي كه در باب استقلال بينالنهرين و ايران در قضيه نفت از من خورده بودند كه همان فداكاريها منشأ انقلابهاي اغلب جاها مثل مصر، تونس، مراكش، الجزاير و غيرها شده بود توسط عمال و نوكرهايش مثل چند دفعه گذشته متعرضم ميشوند و دستبردار نيستند تا مرا نابود كنند، چون وجود من و امثال من كه به هيچوجه به رأي آنها تسليم نشدهايم منافي با مقاصد شوم آنهاست و افتخار ميكنم در راه خدمت اسلام و مسلمين تأسي به جدم حضرت حسينبنعلي صلواتالله عليهما كنم و به فيض شهادت نايل شوم. چنانكه كراراً در روضه منوره مدينه طيبه و مزار ائمه بقيع عليهمالسلام و حرم مطهر رضا صلواتالله عليه و در مواقع مخصوصه استجابت دعا از نمازها و غيرها از خدا خواستهام در راه خدمت به اسلام و مسلمين شهيد شوم. از همه برادران ديني ملتمس هستم طلب مغفرت براي اين روسياه بفرمايند. بعد از من همه خواهند فهميد چه كسي بوده و چه كردهام و بعضي روي صميميت با انگليسها و برخي روي اغراض شخصي مشغول تهمت و كارشكني شدند. مردمان بيشعور هم آن تهمت را وحي آسماني دانستند و خاك بر سر خود ريختند كه نتيجهاش آن است كه فعلاً نه دين دارند و نه دنيا و روز به روز هم بدتر ميشود.»