- اگر پذيرفته باشيم در زندگي و در انتخاب چيزي كه بايد انتخاب كنيم، ديدگاه توحيدي داراي نقشي اساسي است؛ بايد از خود سؤال كرد در دوران مدرن كه تكنولوژي و ابزارهاي دنياي مدرن سراسر زندگي بشر را اشغال كرده، نقش ديدگاه توحيدي چگونه بايد باشد؟ جواب دادن به اين سؤال ممكن است در ابتداي امر ساده به نظر برسد ولي وقتي معتقد باشيم هر تكنيكي با فرهنگ خاصي كه همراه دارد، ظاهر ميشود و هرجا پا ميگذارد فرهنگ خاص خود را به همراه ميآورد، مجبور ميشويم با تأمل بيشتر به سؤال مذكور فكر كنيم.
- راستي از هر تكنيكي ميتوان در هر فرهنگي استفاده كرد؟ اگر نميتوان پس چگونه در شرايطي كه فعلاً خودمان نميتوانيم تكنولوژي موجود در جهان را بر اساس فرهنگ ملّي و ديني خود بسازيم و بايد گزينش كنيم، ملاك اين گزينشها چيست؟ و چه اهدافي بايد مدّ نظر قرار گيرد؟ حساسيت ما در استفاده از تكنولوژيهايي كه به محيط زيست آسيب ميرساند چه اندازه بايد باشد؟ در تعامل بين انسان و تكنيك، رعايت جايگاه تعادل روح و روان انسان كجاست؟ رابطه توليد انبوه با ماشينيشدن روح و قلب انسان چگونه و به چه قيمت بايد باشد؟ اينها سؤالاتي است كه يك ملت بايد از خود داشته باشد تا در گزينش تكنولوژي موجود جهان مدرن بهترين گزينش را انجام دهد. از همه مهمتر بايد از خود پرسيد ديدگاه توحيدي اسلام در اين راستا چه كمكي ميتواند به ما بكند. جواب به اين سؤال و سؤالهاي ديگر چيزي است كه انشاءالله در طول بحث بدان پرداخته ميشود.
- مسلّم توجه به «تعالي انسان»، «عدالت» و «ولايت الهي» به ما اجازه نميدهد كه بهراحتي روح فرهنگ غربي را به شوق بهدستآوردن تكنولوژي مدرن بپذيريم. تجربه ملتهايي كه با سيطره تكنولوژي مدرن همه ساختارهاي فرهنگي خود را از دست دادند، تجربه عبرتآموزي است تا ما در رويارويي با دنياي مدرن سخت محتاطانه عمل كنيم و با در صحنه نگهداشتن نظام معرفتي توحيد اسلامي نگذاريم سرنوشت ما سرنوشت آن كسي شود كه رفت آب بياورد، آب او را برد.
- ابتدا بايد از خود بپرسيم آرمانهاي بلند فرهنگ تشيع را چگونه پاس داريم كه نه دچار روزمرگي شويم و نه گرفتار عقبگرد و ارتجاع. انقلاب اسلامي آرمانهايي را در مقابل ما قرار داده است كه براي رسيدن به آنها سخت بايد هوشياري به خرج داد تا از الگويي كه بايد بدان رسيد غفلت نشود و از طريق قدرت تكنولوژي، جهان مدرن الگوي غربي خود را بر ما تحميل ننمايد.
- هويت توحيدي به ما كمك ميكند تا در هر شرايطي بتوانيم خود را بازخواني كنيم و با ملاكهاي ديني در عرصه تعامل با دنياي جديد خود را نبازيم و در انديشه «نوآوري» و «شكوفايي» به صورتي ديني و توحيدي عمل كنيم و نه به صورتي غربي و سكولار، و رويكرد ما به سوي تحقق تمدن اسلامي باشد.
- هيچچيز عزيزتر از حقيقت نيست و نميتوان در غوغاي نظر به تكنولوژي برتر، از حقيقت دست شست و روحيه حقيقتجويي را به پاي تكنولوژي قرباني كرد و پرورش انسان را كه بايد تا اوج آسمان وسعت يابد، نبايد در حدّ توسعه تكنيكي محدود نمود و از حكمت و فضيلت كه صرفاً در نگرش توحيدي محقق ميشود، غافل ماند. آري اگر پشتكردن به تكنولوژي يك نحوه ارتجاع است - كه هست- غفلت از حقيقت و گرفتار ظاهرگراييشدن، نابودي همه زندگي است.