کد خبر: 732400
تاریخ انتشار: ۲۰ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۶:۴۵
مروري بر يك رخداد پرحاشيه درآغازين ماه‌هاي سال 1359
اسدالله بادامچيان

روزهايي كه بر ما گذشت، تداعي‌گر سي‌و‌چهارمين سالروز شهادت پر رمز و راز شهيد ‌دكتر سيد‌حسن آيت‌ است.به همين مناسبت و در مقاله پيش روي، دكتر اسدالله بادامچيان يكي از سرفصل‌هاي شاخص زندگي سياسي وي را روايت كرده است. اميد آنكه مفيد افتد.

ماجراي انتشار نوار مكالمات شهيد گرانمايه دكتر سيدحسن آيت، خود يك مسئله مهم تاريخي است كه مدت‌ها در فضاي سياسي كشور مطرح بود و كنش و واكنش‌هاي مختلفي را به دنبال داشت. با اين همه تا‌كنون، يك نوشته منظم كه همه مسائل نوار را بيان بدارد در دسترس نيست. از اين روي بنده به‌طور فشرده، در اين‌باره مطالبي را به قلم مي‌آورم تا ان‌شاءالله در فرصتي مناسب، به صورت كتاب تقديم گردد.

آيت و مظلوميت مضاعف

مسئله نوار آيت مسئله ساده‌اي نبوده و نيست كه به سادگي بتوان از آن گذشت. حتي متعلق به گذشته هم نيست كه فقط به صورت نقل تاريخ و حوادث گذشته از آن ياد شود. مسئله نوار آيت، يك فريب عظيم است كه بسياري از متدينين و مخلصين را هم در دام خود گرفتار ساخت و دچار موضع‌گيري‌هاي شتابزده و احساساتي كرد. اين رويداد موجب شد كه شخصيتي بزرگ و ارزنده و متفكري عميق و آشناي به عمق سياست، در حالتي تدافعي قرار بگيرد و نتواند بهره‌لازم را از دانش و بينش خود به انقلابي نوپا كه سخت نيازمند آن بود، بدهد و كارش به جايي رسيد كه حتي در مجلس شوراي اسلامي هم در نوعي انزواي سياسي قرار گرفت و قدرش مجهول ماند تا خونش و شهادتش حقايق را روشن سازد!

تأسف‌بارتر اينكه پس از شهادت هم، آيت و جريانش مظلومند! زيرا آنان كه تا ديروز در جناح مقابل آيت يا در كنار آن جناح بودند (و نام آنها در روزنامه‌ها و در پاي مقالاتشان و در مذاكرات مجلس و... ثبت است)، باز سردمدارند و جولان مي‌دهند و روزنامه و رسانه‌هايي كه در آن به بهانه نبرد سخت بين آيت و بني‌صدر، هر روز به‌گونه‌اي بني‌صدر و دار و دسته‌اش را مطرح مي‌كردند و آيت را مي‌كوبيدند، امروز باز سخنان ياران آيت را سانسور مي‌كنند و مخالفان آيت (يا بهتر بگوييم جريان ضد آيت) را به عناوين مختلف مطرح مي‌سازند! آنها پس از شهادت آيت از آيت چيزي ننو‌شتند و در سالگرد شهادتش هم از چاپ آگهي مجلس بزرگداشت او دريغ ورزيدند!

ملت ما بايد اين مسائل را بداند و به‌ويژه نسل جوان بايد گذشته را مرور نمايد و مخلصين را از مغرضين باز شناسد كه آيت‌ها همواره - چه قبل و چه بعد از شهادت – يك آرزو دارند و آن بيداري ملت‌هاست تا در عاشوراهاي مكرر تاريخ، فريب فريبكاران را نخورند. بدتر آنكه گاهي ضد آيت‌ها، از خون آيت‌ها براي پيشبرد اغراضي كه آيت‌ها در راه نفي آنها شهيد شده‌اند، بهره مي‌گيرند و روح آيت‌ها را آزرده و خشمگين مي‌سازند. بايد مراقب بود كه با آيت گونه‌هاي بعدي اين گونه رفتار نشود.

جريان دو نوار

در دوره‌اي كه شهيد دكتر سيد حسن آيت، سخت درگير مبارزه با ليبراليسم و ملي‌‌گرايان بود، مخالفان او با همكاري منافقين، فردي به‌نام عزت‌الله كفايتي كه دانشجوي دانشگاه تبريز بود را با آيت مرتبط ساختند و او با چند بار مراجعه و با ايجاد آشنايي اوليه، شبي به منزل آيت‌رفت و به‌طور خصوصي با او به‌گفت‌وگو ‌پرداخت و اين گفت‌وگو را با ضبط صوت مخفي، ضبط ‌كرد و نوار را در اختيار بني‌صدر و دفتر هماهنگي قرار ‌داد. آنها با بررسي اين نوار، او را دو باره نزد آيت فرستادند و نوار دومي را با سؤالاتي طراحي شده به‌طور مخفي ضبط ‌كردند. اين نوار هم در اختيار دفتر هماهنگي گذاشته ‌شد. البته در آن روزگار هنوز ارتباط بين منافقين و بني‌صدر، براي توده‌هاي مردم روشن نشده بود و بني‌صدر ظاهراً و گاه به گاه، عليه منافقين موضع‌گيري مي‌كرد، اما در پنهان با آنها ارتباط و همفكري و همكاري داشت.

آيت در بخشي از اين نوار گفته بود:

«... بني‌صدر توي جبهه ملي است و اسلامي فكر نمي‌كند، بني‌صدر جزو جبهه ملي دوم بود با همين هدايت‌الله متين دفتري و شاپور بختيار همكاري داشته، سال 1340 در يك كميته بودند، توي يك جلسات شركت مي‌كردند، با هم دوست بودند منتها اولين دعوايشان اواخر سال 40 شروع شد كه اينها يك انتخابات انجام دادند، در اين انتخابات سنجابي، حسيبي، زيرك‌زاده، دكتر صديقي و اين تيپ، علي ايحال قديمي‌ها كميته مركزي را همه‌اش را اشغال كردند سهمي به بني‌صدر و هدايت‌الله متين دفتري و ديگران ندادند گفتند اينها قابل آدم نيستند راهشون نديد، خب اينها بالطبع دانشجو بودند و سهمي مي‌خواستند و بار مبارزه آنها هم روي دوش اينها بود تا حدود زيادي، براي اين بود كه اولين اختلاف شروع شد. اينها رفتند پيش دكتر مصدق، اينها نامه‌اي از دكتر مصدق گرفتند، مصدق هم نامه‌اي نوشت كه بله شما، جوانان را راه بدهيد، احزاب را راه بدهيد و مصدق آن روز توي جبهه ملي همه كاره بود يعني اينها همه زير اسم او جمع شده بودند. بعد از دكتر مصدق دور دوم مبارزه شروع شده بود معلوم بود يك كلمه مصدق يا يك نامه مصدق كار را زير و رو مي‌كرد. از طرفي آنها نمي‌خواستند زير بار بروند جواب دادند به مصدق و مصدق به اينها نوشته بود يادم است و نوشته بود مثلاً چرا ننوشته‌ايد: جناب آقاي فلان، با ادب‌نامه بنويسيد به همين بني‌صدر. تا آن روز وقتي كه علم آمد، جبهه ملي اصولاً پاشيد. اولين ضربت اينجا بود، بني‌صدري كه دارد حالا دم از دين مي‌زند تا سال 1341 در جبهه ملي بود، جبهه ملي دوم. وقتي ديگر جبهه ملي كارش خراب شده بود سال 1342، 15 خرداد هم آقا بوده است، باز هم نه نوشته‌اي نه كلامي نه بياني و نه حمايت از خميني و دينداري. سال 43 كه امام تبعيد شد و اينها اول رفتند اسرائيل و بعد رفتند فرانسه. باز هم، بني‌صدر و دوست‌هاي انجوريش جبهه ملي سوم را بنيان گذاشتند. جبهه ملي بود تا كم‌كم شروع كردند اينها هم از امام دم زدن ولي از مصدق بيشتر تا سال 45 كه ديگر مصدق مُرد باز اينها محوري نداشتند ولي باز هم امام را به عنوان زعامت ولي روزنامه‌هايش هست جبهه ملي، ادامه راه مصدق، نه راه خميني تا بالاخره آن اواخر كه ديگر دو سال به آخر مانده نزديك شدند به ايشان و بالاخره به ايران هم كه آمدند بني‌صدر به نام جبهه ملي به ايران آمدند آن هم منتها نه جبهه ملي كه سنجابي ابتكار عمل داشته باشد، بلكه خودش اينجا ديد زمينه نيست و زرنگي كرد خودش را كشيد كنار بهش گفتند كه نقش‌بازي كن از شاهپور بختيار شروع كردند هي نقش‌هاي مختلف در غياب با هم بودند پنهاني با هم بودند بالاخره به شاهپور بختيار شروع كردند هي نقشه‌اي مختلف در غياب با هم بودند پنهاني با هم بودند بالاخره به شاهپور بختيار گفتند تو كار نخست‌وزيري را قبول كن ولي ما تو را از جبهه ملي بيرون مي‌كنيم كه اگر امام برد ما را بياورد سر كار...»

آيت ‌خود در اين زمينه در مصاحبه مطبوعاتي پس از طرح نوار گفت:‌«مي‌پردازم به هدف يا هدف‌هايي كه روزنامه انقلاب اسلامي و ساير ضد انقلابيون، خلقيون، حزب دموكرات، كومله، فدائيان خلق كه همه الان متحداً عليه من دست به سمپاشي زده‌اند و خود اين حقانيت مرا ثابت مي‌كند. ببينيد هدفشان از اين كار چه بوده است:

- اولين هدف، از اعتبار انداختن قانون اساسي جمهوري اسلامي است كه من تلاش كردم به ‌جاي پيش‌نويس كذايي آنها مطرح شود...

- دومين مطلب كه باز دنباله همان است، انتقام گرفتن از من است و اينكه باعث شدم اصول ولايت فقيه در قانون اساسي تصويب شود.

- سومين مسئله ترور شخصيت است. اينها از نفوذ من در ملت ايران مطلع هستند و...، در مجلس، كه بسياري از حالا – صرف‌نظر از اينكه خود من كانديدا باشم يا نباشم- مرا كانديداي رياست يا نيابت مجلس كرده‌اند. اينها مي‌خواهند با اين وضعيت، شخصيت مرا ترور كنند تا نتوانم آن مسائلي كه ملت ايران از آن رنج مي‌برند و آن جناياتي را كه واقع شده، در مجلس فاش كنم.

آنها مي‌ترسند مسئله حمله امريكا و جريان نابود كردن هليكوپترها در (طبس) روي زمين، كه اين بزرگ‌ترين دستاورد ملت ايران بود و مي‌توانست اين هليكوپترها را به نمايش بگذارد، لكن آنها را نابود كردند، فاش شود. من مسئله گروگان‌ها را مطرح خواهم كرد و ده‌ها مسئله ديگر را و اينها وحشتشان از اينهاست.»

بازتاب‌ها و اظهار‌نظرها

هدف از طرح كردن نوار را مي‌توان با بررسي روش بني‌صدر و روزنامه‌اش و سخناني كه درباره نوار از قول موافقان بني‌صدر در همين روزنامه و روزنامه مجاهدين (منافقين) و بامداد و روزنامه‌هاي كيهان و اطلاعات آن‌روز به خوبي دريافت.

به طور مثال روزنامه انقلاب اسلامي 1/4/59 در زير عنوان اظهارنظر شخصيت‌ها، از قول شيخ علي تهراني كه مدتي مديحه‌گر صدام شد، مي‌نويسد:‌«نظر بنده اين است كه توطئه عميقي نه تنها عليه رئيس‌جمهور، بلكه عليه نظام جمهوري اسلامي بوده است. آيت و كساني كه با او هستند اين نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي را به رسميت نمي‌شناسند و شركتشان در تصويب قانون اساسي براي اين بوده كه ملت را گول بزنند! البته آيت مغز تئورسين و در استخدام اينهاست و طبق انحصارگري و طبق قدرت‌طلبي خودشان مي‌خواهند اسلام خودشان را به مردم تحميل كنند و خطشان را. مي‌بينيد كه الان از خط امام چقدر دارند سوء‌استفاده مي‌كنند.»

درآن روزنامه از قول شيخ حسن لاهوتي- كه چون در باند بني‌صدر بود، عنوان آيت‌الله به او داده شده بود- و بعد هم حامي منافقين شد نيزآمده است:

«همان طور كه در نهضت امام علي، ناكثين، مارقين و قاسطين وجود داشتند، در حكومت امام طلحه‌ها و زبيرها و معاويه‌ها هستند. امروز طرفدار خط امام زياد شده...(زيرا) براي همه نان مي‌كند. اگر رئيس‌جمهور، آيت را محاكمه نكند چه كند؟... به گزارش خبرنگار انقلاب اسلامي در اين موقع، جمعيت حدود 8 دقيقه شعار درود بر لاهوتي دادند و تكبير گفتند و كف زدند. وي گفت: اگر دليلي هم بر كفر من نباشد، همين كف زدن شما دليل است. يك بار هم كه شده حزب جمهوري يك كسي را كه غلط فاحشي كرده (محاكمه) علني كنند...در اين موقع يك نفر از بين جمعيت فرياد مي‌زند كه چرا مي‌گويي آيت در حزب محاكمه شود. او بايد در مجلس محاكمه شود و لاهوتي مي‌گويد: اين را در مجلس عنوان خواهم كرد. سپس روزنامه بني‌صدر در انتهاي اين خبر مي‌نويسد، طي چهار روز گذشته، نامه‌ها و تلفن‌ها و مراجعات بسياري از سوي مردم به دفتر روزنامه شده كه مصراً خواستار محاكمه دكتر آيت شده‌اند.»

موضع‌گيري دفتر تحكيم وحدت

مطالعه گذشته و موضع‌گيري‌هاي شخصيت‌ها و گروه‌ها يكي از بهترين راه‌هاي شناخت احزاب، سازمان‌ها و جناح‌هاست. در جريان آيت يكي از گروه‌هايي كه به شدت عليه آن شهيد موضع‌گيري كرد، شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت بود كه بيانيه‌اي طولاني با لحني كينه‌توزانه منتشر شد و تمامي روزنامه‌ها را موظف كرد آرا چاپ كنند!در اين بيانيه، اين دفتر گرچه خواسته خود را طرفدار بني‌صدر معرفي ننمايد و گوشه‌اي هم به او زده است، اما ضمن تعريف و تمجيد فراوان از خود، از شهيد آيت با كلماتي ياد كرده كه به منظور حفظ حرمت‌ها تنها گوشه‌هايي از آن ‌را مي‌آوريم: «آقاي آيت از بانيان حزب جمهوري اسلامي و رئيس بخش سياسي اين حزب، با يكسري تحليل‌هاي ذهن‌گرايانه خيال مي‌كند مي‌تواند نيروهاي متعهد و معتقد به خط امام را به بازي بگيرد و با بيهوده‌گويي‌هاي خود، ملت را به تمسخر بكشد. اما در اينجا اين سؤال مطرح است كه آقاي آيت به عنوان رئيس بخش سياسي حزب، آيا مي‌تواند غير از مواضع حزب، مواضعي ديگري داشته باشد؟ حزب مدعي است كه ايشان نظرات شخصي خود را گفته است. عجبا!‌كسي كه در صدر تشكيلات يك حزب قرار دارد، تصورات شخصي خود را مطرح كند و اين تصورات بر خلاف مواضع حزب باشد و بعد هم اخطار كند كه مستقل هستيم و چه و چه و تنها با كساني كه صادقانه و بدون هيچ گونه سياست‌بازي و تزوير بخواهند با ما همكاري كنند، حاضريم همكاري كنيم. ما نسبت به آنچه آقاي آيت در مورد انجمن‌هاي اسلامي گفته، اعلام جرم مي‌كنيم. حزب جمهوري اسلامي بايد پاسخگوي ياوه‌‌سرايي‌هاي آقاي آيت باشد كه خيال مي‌كند خط سياسي مملكت را در دست دارد و هر حرفي را كه ‌بخواهد، مي‌تواند بزند...»

علي اصغر حاج سيد جوادي نيز - كه پس از چندي به پاريس پناهنده شد- در كيهان 29/3/58 اظهارنظر كرد: «به‌نظر من آقاي آيت به طور دقيق سخنگوي سياست كلي حزب هستند و نوار، نقشه حزب جمهوري اسلامي عليه رياست جمهوري اسلامي را طرح و افشا كرده است كه بايد مانند حزب خلق مسلمان، ايشان از حزب اخراج و اعضاي مركزي اين حزب محاكمه شوند...من آقاي آيت را به يك مناظره تلويزيوني دعوت مي‌كنم تا روشن شود كه ايشان كيستند و من كي؟...بايد بگويم كه طرح ايشان، طرح حزب جمهوري اسلامي است، نه طرح آيت و به نظر من وجدان، شجاعت، شهامت و صداقت اسلامي ايجاب مي‌كند كه آقاي بهشتي علناً اين ‌را اذعان كنند و نگذارند كه فقط آقاي آيت فقط قرباني شود.»

و بالاخره اين هم اظهارنظر قطب‌زاده معدوم:‌«طبيعتاً چنين طرح‌هايي تنها زمينه داخلي ندارد و اگر درست باشند، بدون ترديد عناصر خارجي هستند كه پشت اين طرح مي‌باشند. البته بايد كميسيوني تشكيل و دقيقاً رسيدگي كند و قضيه را تا پيدا نمودن طراحان خارجي طرح دنبال نمايد. من نمي‌توانم با قاطعيت صحت قضيه را تأييد كنم، ولي معتقدم كه به‌هيچ عنوان نبايد از آن گذشت.»

با بررسي اين اظهارنظرها كه در حقيقت القاي مسلم بودن توطئه خيالي آيت و تكميل توطئه بني‌صدر و دارودسته‌اش عليه خط امام و ياران امام و انقلاب بود متوجه مي‌شديم كه چگونه بني‌صدر و طيف طرفداران او با يك طرح از قبل طراحي شده، از دو نوار و يك اظهارنظر خصوصي با يك دانشجو، مي‌كوشند يك توطئه عظيم بسازند و آيت و خط امام و حزب شهيد بهشتي را به طرف انزواي سياسي سوق دهند.

هياهو براي هيچ!

بررسي نوار آيت نشان مي‌دهد كه نه تنها از طرف آيت توطئه‌اي در كار نبوده است، بلكه در حقيقت توطئه‌اي از طرف بني‌صدر عليه آيت شكل گرفته و اجرا شده است. محتواي نوار شامل اظهارنظرهاي آيت راجع به مسائل روز و جريان‌هاست كه قبلاً هم توسط خود آيت يا ديگر افراد در لابه‌لاي سخنراني‌ها يا مقالات به‌طور پراكنده آورده شده بود. اما اين هنر تبليغاتي گوبلزي بود كه از هيچ، يك توطئه خيالي عظيم ساخت كه همه را به خيال خود غافلگير كرد.

فضاي شوراي مركزي حزب جمهوري اسلامي پس از ماجراي نوار

در شوراي مركزي عكس‌العمل‌ها متفاوت بود. ابتدا در اثر جوسازي و فضاي سياسي تهاجمي بيرون، نظر بيشتر اعضاي شوراي مركزي به‌نفع آيت نبود. چند نفري هم كه در شوراي مركزي، جناح مقابل آيت بودند و افكارش را نمي‌پسنديدند و اكثر اوقات با آيت ‌و دوستانش درگير بودند، از اين موضوع استفاده و به‌شدت آيت را متهم كردند كه با افراط‌كاري‌ها، تندروي‌ها و اظهارنظرهاي خاص خود به حزب ضربه مي‌زند. حتي يكي از آنها مسئله آيت را موضع‌گيري عليه مواضع امام و امام خواند كه شهيد بهشتي جلسه را متعادل و گوشزد كرد كه: «آيت خود از عناصر مؤثر تصويب اصل ولايت فقيه بوده و از طرفي مسئله هنوز روشن نيست و اصل نوارها هم در دسترس نيستند و براي قضاوت نبايد عجله به خرج داد، ضمن اينكه طرف مقابل هم بني‌صدر است كه درصدد انحلال حزب و ضربه شديد زدن به آن است.»

شهيد مالكي دفاع جالبي كرد و برخي برادران ديگر هم به ‌دفاع از آيت برخاستند و بالاخره شهيد بهشتي فرمود: «نسبت به كارهاي آقاي آيت بايد در جو آرام تصميم بگيريم و فعلا به‌فكر توطئه‌اي كه عليه تشكيلات خط امام هست، باشيم.»

با فرمايش شهيد مظلوم، جو جلسه آرام شد و روالي ديگر گرفت. قرار شد حزب بيانيه‌اي حساب شده و متين بدهد و در بيانيه قضيه را به تجزيه و تحليل بكشاند و ابعاد آن را توضيح دهد. بيانيه را شهيد باهنر در اتاق جنب اتاق شوراي مركزي (اتاق 201) تنظيم كرد و با اصلاحاتي توسط شهيد بهشتي، تصويب شد. به پيشنهاد شهيد مالكي، مطلبي كه به عنوان موضع حزب در برابر بني‌صدر حدود يك هفته قبل به تشكيلات تهران و حوزه‌ها داده شده بود، ضميمه بيانيه گرديد.

شهيد آيت مصاحبه مطبوعاتي را مطرح ساخت و قرار شد با مشورت بنده و به‌گونه‌اي كه به‌عنوان حزب نباشد و از حق شخصي استفاده شود، انجام شود كه اين كار صورت گرفت. بعد تصميم گرفته شد اصل نوارها توسط آقاي ميرسليم از دفتر بني‌صدر گرفته شود و ايشان هم چندين بار تماس گرفت، اما بني‌صدر و طيفش نوارها را ندادند تا بالاخره از كميسيون تحقيق مجلس شوراي اسلامي گرفته و توسط شهيد مالكي پياده شد. متن واقعي مطالب نوار به‌گونه‌اي بود كه برخي از برادران از آيت حلاليت طلبيدند، ولي با توجه به جنگ و مصالح كشور، حزب نتوانست اين نوارها و تطبيق مطالب آنها با نوشته روزنامه بني‌صدر را منتشر نمايد، زيرا مصالح كشور اجازه چنين كاري را نمي‌داد. تنها پياده شده نوارها به برخي از مسئولان حزبي داده شد. شايد اگر اين نوارها، سانسورها و تحريف‌هاي بني‌صدر در آن روزگار مطرح مي‌گرديد، جو ايجاد شده عليه آيت را به‌سرعت تبديل به جو مساعد مي‌نمود، اما حزب و شهيد آيت كه هميشه مصالح انقلاب و رضايت خاطر امام را بر حفظ موقعيت خود مقدم مي‌داشتند، اين بار نيز فداكاري كردند و به‌رغم اصرار و پافشاري اعضاي حزب، اصل نوارها را منتشر نساختند و بعد قرار شد از بني‌صدر به‌طور جدي توضيح خواسته شود كه چرا عليه قرارداد وحدت اقدام كرده و به‌جاي اينكه موضوع را قبلاً با مسئولان حزب در ميان بگذارد و آرام مسئله را حل كند، بدين گونه به غوغا و هياهو برخاسته و جو كشور را آشفته ساخته و زمينه‌هاي وحدت را از بين برده است. قرار شد روزنامه جمهوري اسلامي نيز در اين زمينه اقدام نمايد كه البته موضع‌گيري كه انجام شد مؤثر افتاد و به‌تدريج هياهوي اوليه خوابيد تا جايي كه بني‌صدر را در وضعيت انفعالي قرار داد و بدين ترتيب موجي كه براي تخريب يكي از ياران صديق انقلاب و نيز حزب جمهوري اسلامي ايجاد شده بود، ناكام شد و به ساحل نرسيد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار