کد خبر: 731572
تاریخ انتشار: ۱۶ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۶:۰۸
امريكا و تركيه از ايجاد منطقه حائل در سوريه دو هدف متفاوت را دنبال مي‌كنند
موضوع تشكيل يك منطقه پرواز ممنوع در شمال سوريه چيز تازه‌اي نيست و دست كم اين موضوع از سال سه قبل مطرح بوده است
رحمان نعيمي
موضوع تشكيل يك منطقه پرواز ممنوع در شمال سوريه چيز تازه‌اي نيست و دست كم اين موضوع از سال سه قبل مطرح بوده است. الگوي كار اين محور بر تجربه‌اي بوده كه از جنگ ليبي به دست آوردند و هر چند اين محور طرح منطقه پرواز ممنوع را به بهانه حمايت از غيرنظاميان مطرح كرد‌ه‌اند اما همان تجربه ليبي نشان داد كه قصد اصلي آنها در ايجاد منطقه‌اي در شمال سوريه براي حمايت و تقويت گروه‌هاي مسلحي است كه امروزه شكي در ماهيت تروريستي بودن آنها باقي نمانده است. حدود سه سال پيش بود كه مسئله سلاح شيميايي سوريه كار را به مداخله نظامي خارجي به رهبري امريكا كشاند و تشكيل چنين منطقه‌اي به صورت جدي مطرح شد اما بعد و با حل و فصل ديپلماتيك آن مسئله، تشكيل اين منطقه هم از دستور كار خارج شد هر چند تركيه بعد از آن بر سر اصرار خود باقي ماند. حالا به نظر مي‌رسد كه تركيه بعد از آن همه اصرار سرانجام به خواسته خود براي تشكيل اين منطقه رسيده و توانسته موافقت امريكا را به دست آورد گرچه هنوز بر سر جزئيات آن نه توافق مشخصي به دست آمده و نه خبر دقيقي منتشر شده است. نكته مشخص در اين توافق ادعاي مبارزه مشترك با داعش است اما همين نكته مشخص پيامد‌هاي نامشخصي را به همراه دارد كه اصل تشكيل چنين منطقه‌اي و حتي اهداف مورد نظر براي تركيه و امريكا را در ابهام قرار داده است.

  نقطه چرخش
انفجار انتحاري بيستم ژوئيه گذشته به عنوان نقطه چرخش تركيه در قبال داعش شناخته مي‌شود. اتهام آن انفجار انتحاري به عهده داعش گذاشته شد و دولت تركيه هم با گرفتن ژست يك قرباني عزم خود را براي مبارزه با داعش اعلام كرد. در واقع، تركيه يكي از كشورهايي است كه از ابتداي ائتلاف امريكايي ضد داعش در آن شركت داشت و يكي از امضاكننده‌هاي سند اين ائتلاف در شهر جده عربستان سعودي بود اما در طول اين يك سال نه تنها مشاركتي در آن نداشت بلكه به امريكا نيز اجازه استفاده از پايگاه هوايي اينجرليك در خاك خود را نمي‌داد تا امريكا بتواند راحت‌تر اهداف مورد نظر خود از مواضع داعش به خصوص در شمال سوريه را مورد حمله قرار بدهد. آن انفجار در ظاهر امر موضع تركيه را تغيير داد و هم اجازه استفاده از اين پايگاه را به امريكا داد و هم جنگنده‌هاي خود را به شمال سوريه براي حمله به مواضع داعش فرستاد اما زود معلوم شد كه اين چرخش و مبارزه با داعش تنها بهانه‌ دولت تركيه براي درافتادن با كردها در داخل تركيه و حتي كردهاي سوريه است كه با داعش در حال جنگ هستند. يك محور قابل توجه اين چرخش در تشكيل منطقه‌اي است كه به عنوان منطقه حائل خوانده مي‌شود و تا اينجاي كار، كليات آن مورد توافق امريكا و تركيه قرار گرفته كه از همين توافق مي‌توان فهميد طرح هر دو كشور نوعي به روز شده طرح قبل از منطقه پرواز ممنوع است اما با تغييراتي در شعارهاي سياسي و البته ابعاد عملياتي آن.

  منطقه يك يا چند منظوره
تركيه تا پيش از اين منطقه پرواز ممنوع را در جهت هدف اساسي خود از جنگ با نظام سوريه مطرح مي‌كرد و نبايد انتظار داشت كه توافق فعلي با امريكا را به دور از اين هدف در نظر داشته باشد. در مقابل، امريكا به طور مشخص اعلام كرده كه قصدش از تشكيل اين منطقه براي مبارزه با داعش است، نكته‌اي كه از سوي رئيس‌جمهور امريكا با صراحت تمام بر آن تأكيد شده است. بنابر اين، امريكا در حال حاضر و به دليل پيچيدگي‌هاي مربوط به مبارزه با داعش تنها مي‌خواهد از اين منطقه در جهت همين مبارزه استفاده كند تا آن كه با قبول هدف تركيه براي مبارزه با نظام سوريه، جبهه‌اي جدا از جبهه ضد داعش باز كرده باشد و بر پيچيدگي اوضاع بيفزايد. در اينجا اختلاف بين اهداف تركيه و امريكا براي تشكيل اين منطقه ديده مي‌شود و همين نيز باعث شده تا به جز كلي‌گويي، هر دو طرف در مورد جزئيات مربوط به اين منطقه نكته مشخصي را بيان نكنند. يكي از اين نكات مربوط به آوارگان سوري در تركيه است كه گفته مي‌شود نزديك به 2 ميليون نفر هستند و تركيه مي‌خواهد تا با فرستادن آنها به اين منطقه خود را از مشكلات اقتصادي و اجتماعي از حضور آنها در خاك خود خلاص كند. در مقابل، امريكا چندان مايل به حضور اين تعداد بالاي غيرنظاميان در منطقه حائل نيست چراكه گذشته از مسائل مالي، نمي‌خواهد خود را درگير مسئله امنيت آنها كند به خصوص اينكه تجربه اين چند سال از مناطق تحت تصرف شورشيان مسلح در سوريه نشان داده كه هيچ تضمين امنيتي براي هيچ كس از نظامي و غيرنظامي وجود ندارد. نكته نامشخص ديگر درباره نيروهاي مسلح حاضر در اين منطقه است. روشن است كه تركيه مايل به حضور آن دسته از گروه‌هاي مسلحي است كه به طور مستقيم يا غيرمستقيم از آنها حمايت تسليحاتي، انساني و مالي مي‌كند اما مشكل كار اينجا است كه امريكا اكثر يا حتي تمام اين گروه‌ها را در رديف گروه‌هاي تروريستي قرار داده كه خطر اين گروه‌ها را كمتر از خود داعش نمي‌داند. امريكا به طور مشخص حاضر به قبول گروهي در اين منطقه است كه از آن به عنوان مخالفان ميانه‌رو نظام سوريه ياد مي‌كند و تحت نظر مربيان خود آموزش داده، گروهي كه حالا به نام لشكر 30 خوانده مي‌شود. در اين ميان، تكليف كردهاي سوري و بخش مسلح آن به نام يگان‌هاي مدافع خلق نامشخص باقي مانده است. تركيه به هيچ وجه حاضر نيست يگان‌هاي مدافع خلق در اين منطقه باشند و حتي تشكيل اين منطقه در وضعيت فعلي را براي دور كردن آنها از مرز خود با سوريه دنبال مي‌كند. در مقابل، نيروي مهم ميداني در شمال سوريه براي مبارزه با داعش همين يگان‌ها هستند كه توانسته‌اند طي ماه‌هاي اخير، شورشيان داعش را تا حدود 50 كيلومتري رقه به عقب برانند و امريكا نمي‌تواند حضور آنها را در منطقه حائل ناديده بگيرد. تمام اين عوامل باعث طرح اين پرسش مي‌شود كه منظور تركيه و امريكا از تشكيل منطقه حائل در اصل سنخيتي با هم دارند يا اينكه هر كدام هدف و منظوري متفاوت از ديگري در نظر دارد؟ در واقع، اختلاف ديدگاه و چند منظوره بودن اين منطقه باعث شد تا امكان و فايده عملي از تشكيل اين منطقه به شدت مورد ترديد قرار بگيرد.

   امكان و فايده عملي
اولين مسئله در امكان عملي از تشكيل اين منطقه در وجه حقوقي آن است. به نظر مي‌رسد كه امريكا در برابر سوريه براي خود اختيار عمل مطلق قائل است و در اين مسئله به خصوص، تنها به توافق با تركيه اكتفا كرده است در حالي كه ايجاد منطقه پرواز ممنوع يا به تعبير جديد حائل تنها با موافقت شوراي امنيت سازمان ملل و تصويب قطعنامه اين شورا ممكن است. تجربه‌هاي گذشته از ايجاد منطقه پرواز ممنوع در شمال عراق، 1991، بوسني هرز‌گوين، 1992 و ليبي، 2011، نشان مي‌دهد كه اين موضوع با تصويب قطعنامه‌اي از سوي شوراي امنيت ممكن است. به اين جهت بايد گفت كه اگر امريكا بخواهد تنها در توافقي با تركيه بخشي از شمال سوريه را منطقه پرواز ممنوع كند هم بر خلاف اين رويه عمل كرده و هم اصول روابط بين‌الملل مبني بر حق حاكميت ملي را نقض كرده است. بنابر اين، توافق اعلام شده تركيه و امريكا براي تشكيل اين منطقه از مشروعيت حقوقي و اساسي برخوردار نيست و نوعي تجاوز به سوريه است. وجه ديگر امكان عملي به نيرويي مربوط مي‌شود كه از نظر هر دو طرف تركيه و امريكا مجاز به حضور در اين منطقه است. نقطه مشترك هر دو طرف همان نيروي ميانه‌رو يا به عبارتي لشكر 30 است كه طبق طرح امريكا و تحت نظر آن آموزش ديده و مسلح  روانه سوريه شده است. مشكل كار اينجا است كه اين نيرو چه به لحاظ تعداد و چه به لحاظ استعداد رزمي در برابر ديگر نيروهاي حاضر در سوريه توان مبارزه ندارد تا آن كه بتواند نقشي در جنگ با داعش داشته باشد. قرار بود اين نيرو متشكل از 15 هزار نفر باشد اما عمار الواوي، يكي از فرماندهان لشكر 30، گفته كه طي شش ماه گذشته تنها 60 نفر آموزش ديده‌اند و «اگر اين قدر طول كشيد كه 60 نفر آموزش ببينند، يك دهه طول خواهد كشيد كه بقيه را آماده كنند». پيش از اين هم مقامات ارشد نظامي امريكا اعتراف كرده‌ بودند كه در برنامه تشكيل اين نيرو با مشكل جدي از استقبال داوطلبان روبه‌رو هستند و نمي‌توانند آن نيروي مورد نظر را آموزش‌دهند و مسلح كنند. هر چند اين نيرو نام لشكر را بر خود يدك مي‌كشد اما بايد گفت كه توان نظامي يك رسته معمولي را ندارد چنان كه در همان بدو ورود به عرصه ميداني ضربه سنگيني از جبهه النصره خورد. در مقابل، گروه‌هايي مثل جبهه النصره يا احرار الشام ده‌ها هزار تروريست وارداتي به سوريه را در اختيار دارند كه از تجربه جنگي برخوردار بوده و لشكر 30 را نه به عنوان رقيب بلكه به چشم دشمن مي‌بينند چنان كه ابومحمد از اعضاي جبهه النصره در يك شبكه اجتماعي پيامي را منتشر كرده مبني بر اينكه «نبرد با برده امريكا حتي شيرين‌تر از نبرد با نظام سوريه است». شايد امريكا با توجه به ضعف مفرط لشكر 30 چاره كار را در همان يگان‌هاي كردي بداند و حضور آنها را در اين منطقه به رسميت بشناسد كه در اين صورت بايد گفت تركيه نتوانسته آن منطقه حائل مورد نظر خود را ايجاد كند. همين مشكلات و پيامدهاي نامشخص است كه امكان عملي و فايده مورد نظر امريكا و تركيه از تشكيل اين منطقه را به طور جدي زير سؤال برده تا حدي كه مي‌توان گفت نسخه به روز شده از منطقه پرواز ممنوع در شمال سوريه ديگر آن نتيجه‌اي را ندارد كه سه سال قبل مي‌توانست داشته باشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار