ما آنقدر روي قشر روحاني متفاوت فكر ميكنيم كه بعضي از ما حتي وقتي ميبينيم روحاني باشگاه و سينما ميرود يا موتورسواري ميكند متعجب ميشويم. اينكه چرا متفاوت فكر ميكنيم مشخص است چون بخش زيادي از روحانيون آنطور كه ما فكر ميكرديم زندگي كردهاند. دقيقاً به همين دليل است كه وقتي ميشنويم جواني روحاني ورزش ميكند با خودمان ميگوييم مطمئناً به ورزشهاي همگاني، هوازي يا نهايتاً شنا مشغول است. اما وقتي مطلع شويم روحاني جواني در رشته ورزشي پاركور سابقه درخشاني دارد و چند سالي است كه به شكل كاملاً حرفهاي جزو مربيان اين رشته ورزشي است كنجكاويمان صدبرابر ميشود. به هر حال جمعي از روحانيون جوان حوزوي به شيوهاي متفاوت دست به آموزش سبك زندگي بين جوانان زدهاند. اين قشر جوان روحاني معتقدند اگر آنها الگوهاي مذهبي و ديني ما براي زندگي اسلامي هستند بايد به آموزش مقوله ورزش و سلامت از منظر ديني هم بپردازند. محمد كاسب روحاني است كه گذشته كاملاً مذهبي و فرهنگي دارد و در عين حال همه لحظاتش با ورزش عجين بوده است. او جوان 27 سالهاي است كه فعاليت حرفهاي ورزشياش را از رشتههاي رزمي و هوازي شروع كرده و امروز يكي از شاخصترين مربيان رشته پاركور است. به اعتقاد وي نگاه قديمي به قشر روحاني نه تنها بد نيست، بلكه توأم با يك حس احترام ويژه به اين قشر است، اما به نظر ميرسد روحانيون در ارتباطگيري با مردم نتوانستهاند از شيوههاي روزآمد بهره بگيرند و اگر ميتوانستند، در اين صورت منبر آنان هم به اندازه پاركورباز بودنشان موجب جذب جوانان ميشد. كاسب براي خانوادهها و به ويژه جوانان حرفهايي دارد كه خواندني است.
زندگي آميخته با دين، ورزش و جواني
از اولين روزهايي كه تصميم گرفتم به شكل جدي وارد حوزه شوم و سطوح را بگذرانم تقريباً 14 سال ميگذرد. بزرگ شدن در خانوادهاي مذهبي كه براي ورزش هم اهميت خاصي قائل هستند جزء ويژگيهايي بود كه از دوران كودكي و نوجواني به نوع زندگي، درس خواندن و ورزش كردن من جهت خاصي داد.
من از همان روزهاي نوجواني يادگرفتم در كنار پرداختن به علاقهمنديهاي درسيام به فعاليتهاي مورد علاقه ديگرم بهخصوص ورزش هم، وقت اختصاص دهم. پيش از ورود به حوزه علميه ورزش ميكردم اما بعد از آغاز تحصيلم، به ورزشهاي رزمي و دفاع شخصي علاقهمند شدم و در كلاسهاي مربوطه شركت كردم.
حدوداً هشت سال پيش بود كه از طريق يكي از دوستانم با رشته ورزشي پاركور آشنا شدم و تصميم گرفتم در رشته تاپ كي و مربيگري پاركور به شكل تخصصي فعاليت كنم. ناگفته نماند در كنار ورزشهاي رزمي به آموزش رشتههاي هوازي و نجات غريق هم مشغول هستم. علاقه به ورزش با علاقه به تحصيل علوم ديني با هم در وجودم عجين شده است. مگر ميشود كسي با احاديث و روايات ائمه معصومين عليهمالسلام سر و كار داشته باشد و به اين نتيجه نرسد كه سلامت جسم و درستي عقلش در گرو ورزش كردن است؟ هربار كه توصيههاي پيامبر اكرم (ص)، امامان معصوم (ع)، امامخميني (ره) و مقام معظم رهبري را در مورد پرداختن جدي و حرفهاي به ورزش مرور ميكردم در پيمودن اين مسير جديتر ميشدم. با همه اين دلايل بود كه تصميم گرفتم با يك تير حرفهاي ورزش كردن، دو هدف خوددفاعي و سلامت جسمم را انتخاب كنم.
به نگاه متعجب و سؤالهاي مردم عادت دارم
از همان روزهاي اول ورزش كردن در رشته دفاع شخصي وقتي مردم متوجه ميشدند كه روحاني هستم شگفتزده ميشدند و من آموخته بودم كه در توضيح دادن و روشنگري پيشقدم شوم. بعضي مواقع به مردم ميگفتم چطور است كه ما براي سلامت جسممان ميدانيم كه بايد غذا بخوريم و استراحت كنيم اما حواسمان نيست كه سلامت اين جسم در گرو ورزش كردن و فعاليتهاي بدني هم هست!
من معتقدم ورزش درست مثل غذا جزء عوامل حياتي براي حفظ سلامت جسم همه ماست. اما دليل اصلي و مهمتري كه مردم با ديدن يك روحاني ورزشكار تعجب ميكنند اين است كه مردم تصور ميكنند يك روحاني تمام و كمال، زندگياش بايد وقف درس خواندن، حوزه رفتن، موعظه كردن و عبادت كردن باشد غافل از اينكه به قول اميرمؤمنان علي(ع) اگر كسي بخواهد دينش را به طور كامل ادا كند بايد ورزش و تفريح را هم در برنامه زندگياش بگنجاند. من به عنوان يك روحاني اگر موعظه ميكنم كه «اي مردم عبادت كردن خوب است» و با اول وقت نماز جماعت خواندن هم اين موضوع را ثابت ميكنم پس وقتي هم در مورد توصيههاي اكيد امامان معصوم و پيامبر(ص) صحبت ميكنم بايد فراموش نكنم كه يك: ورزش كردن و سلامت جسم در دين ما جايگاه مخصوص بهخودش را دارد، دو: خودم بايد به عنوان يك الگوي مذهبي پيشقدم اجراي اين دستورات باشم. به نظر من، ما روحانيون براي مرجع بودن، بايد خود را به روز كنيم، در اين صورت منبرمان هم به اندازه پاركورباز بودنمان براي مردم و به ويژه جوانان جذاب خواهد بود.
در مقابل خستگي و بههم ريختگيها جا نزنيد
براي هر نوجوان يا جوان تازهكاري ممكن است اول راه مشكلات زيادي ايجاد شود اما فراموش نكنيد كه رسيدن به نتيجه خوب مستلزم ماندگاري و پافشاري است. عرصه ورزش هم از اين قاعده مستثني نيست. ممكن است روزهاي اول شروع ورزش كمي خستگي در بدنتان ايجاد شود و بعضي از برنامههاي تحصيلي يا كاريتان بهخاطر ورزش كردن مستمر به هم بريزد اما جا نزنيد بمانيد. رفتهرفته با گذر زمان و نظمي كه در برنامه زندگيتان ايجاد ميشود هم قدرت بدنيتان بالا ميرود هم تمركزتان به ميزان قابل توجهي افزايش پيدا ميكند علاوه بر همه اينها مديريت در برنامههايتان آنچنان بالا ميرود كه ديگر از كمبود وقت گلايه نميكنيد.
فشردگي برنامههاي روزانهتان حتي ممكن است باعث شود قدرت برنامهريزيتان را تا اندازهاي بالا ببريد كه براي چندين كار مهم در يك نيمروز وقت پيدا كنيد.
چرا پاركور؟!
اگرچه براساس علاقه وارد ورزش حرفهاي و رزمي شدم اما حدود هشت سال پيش از طريق يكي از دوستان با گروه پاركور «رها» آشنا شدم. تازه آن زمان بود كه متوجه شدم به شدت به ورزشهاي رزمي علاقه دارم، به همين خاطر تصميم گرفتم به شكل حرفهاي پاركور را ياد بگيرم در مرحله بعد وارد حوزه مربيگري پاركور شدم و در حال حاضر هم با همين عنوان در باشگاه شهدا خيابان دماوند فعاليت ميكنم. هنوز هم بسياري از مردم ما نسبت به اينكه يك روحاني پاركوركار باشد احساس متفاوتي دارند غافل از اينكه وجهه توجيهي و اوليه فعاليت در اين ورزش براي من تاريخچه شكل گرفتن اين رشته ورزشي است. در جنگ جهاني اول يك امدادگر براي انتقال سريع و آسان كمكهاي امدادي تصميم ميگيرد روشي را انتخاب كند كه موانع را سريعتر پشت سر بگذارد و به قولي شهرنوردي كند. همان امدادگر بعدها تصميم گرفت روش شهرنوردياش را به فرزندش بياموزد كه همين نقطه آغازي شد براي آموزش و بسط رشتهاي به اسم پاركور در دنيا.
من معتقدم همه رشتههاي ورزشي دنيا خوب است و براساس يك اتفاق سازنده شكل گرفته است اما اگر حالا تغييرهاي منفي و بدي در آنها رخ داده است نتيجه ورود تفكرات غلط به عرصه ورزش است. مثلاً ما در رشته شنا كه ورزش توصيه شده در دين ماست امروز شاهد هستيم كه متأسفانه در همين رشته هم رشتههاي متفرقه ديگري مخصوص بانوان ايجاد شده كه با فساد تلفيق شده است.
فراموش نكنيد مهم اين است كه ما ورزش كنيم حرفهاي و مبتدي فرقي ندارد. مهم اين است كه ورزش سالم كنيم وگرنه فوتبال يا پاركور فرقي ندارد. به گونهاي كه اگر ورزش سالم باشد فرقي ندارد چه رشتهاي است بايد آن را ادامه داد همانطور هم كه اگر يك ورزش ناسالم باشد بايد كنارش گذاشت.
حضور قشر مذهبي، امنيت خاطر خانوادهها
من معتقدم اگر حضور قشر مذهبي در تمام رشتههاي ورزشي پررنگ باشد ديگر خانوادهها از حضور فرزندانشان در كلاسها و باشگاههاي ورزشي ابايي ندارند. حضور يك نفر روحاني در يك باشگاه آموزشي بزرگ حتي متعلق به رشته پاركور اين امنيت خاطر را به خانوادهها ميدهد كه همه چيز تحت كنترل است و حقيقتاً هم همينطور است. براي مثال در باشگاهي كه من آموزش ميدهم مسائل اخلاقي و انگيزه واقعي از ورزش در اولويت است.
پيشگامان اصلاح سبك زندگي مردم
حقيقت غيرقابل انكار اين است كه مردم ايران مردمي هستند كه با وجود گذر زمان و هجمههاي غيرفرهنگي غرب هنوز رگههاي قوي از مذهب و دين بر زندگيشان تسلط دارد. دقيقاً به همين خاطر است كه از منظر مردم، ما روحانيون افرادي هستيم كه آنها ميتوانند از زندگي، كار و تفريحمان الگوبرداري كنند. از طرف ديگر من معتقدم وقتي ما روحانيون اعتقاد داريم كه ما مربيان و آموزش دهندههاي مذهب به مردم هستيم بايد نمونههاي عيني مذهب و توصيههاي سلامتي و مذهبي را در زندگيمان پياده كنيم تا خودشان به چشم خودشان ببينند. مردم تا نبينند باور نميكنند و ما هم تا وقتي كه خودمان اجرا نكنيم نميتوانيم انتظار داشته باشيم كه بقيه هم از ما الگوبرداري كنند. كنار ننشستم، دست روي دست نگذاشتم و اول براي ارزش قائل شدن سلامت خودم و دوم براي الگوسازي حرفهاي ورزش كردن را ترويج دادم. پاركور هم هيچ مغايرتي با دين و روحانيت ندارد. پاركور هم مثل همه رشتههاي ورزشي داراي برخي خطاها شده است اما اگر ما واقعاً به اين رشته علاقه داريم و ميخواهيم در آن فعاليت كنيم ميتوانيم به راحتي با چند تغيير ساده از همين ورزش نوين كه اصولش بر خدمترساني است ورزشي كارآمد در چارچوب موازين اسلامي بسازيم.