کد خبر: 727885
تاریخ انتشار: ۲۳ تير ۱۳۹۴ - ۱۳:۰۷
مردگاني كه با ليموزين و ساز و آواز تشييع مي‌شوند
اصرار و عجله اين مشتري داشت همه را كلافه مي‌كرد و از طرف ديگر مدام تكرار كردن اينكه مراسم آنها رأس ساعت 4 شروع مي‌شود و او بايد سر ساعت حاضر باشد چون صاحب مجلس است.
زينب شكوهي طرقي

اصرار و عجله اين مشتري داشت همه را كلافه مي‌كرد و از طرف ديگر مدام تكرار كردن اينكه مراسم آنها رأس ساعت 4 شروع مي‌شود و او بايد سر ساعت حاضر باشد چون صاحب مجلس است. تا جايي كه در جريان بودم رنگ كردن موهايش تمام شده بود و منتظر بود تا مانيكوركار ناخن‌هايش را طراحي كند و بعد برود سراغ آرايش صورت.

با خودم فكر مي‌كنم بعضي از اين خانم‌ها واقعاً چقدر وقت و پول اضافه دارند كه اينطور حاضر مي‌شوند براي رفتن به مراسم خرج كنند كه يكدفعه مي‌بينم باز صداي اعتراضش بلند شده؛ همان مشتري عجول و عصبي را مي‌گويم.

لحن صحبت كردن عصبي‌اش يك طرف و رنگ مشكي موها و ناخن‌هايش از طرف ديگر باعث مي‌شد كه همه در يك لحظه از او بترسند و دوري كنند. راستي اين همه رنگ مشكي براي رفتن به مجلس شادي خوب است؟ مطمئناً نه.

صداي داد و بيدادش فضاي آرايشگاه را پر كرده بود، تا اينكه مدير آرايشگاه يكي از پرسنل را مجبور كرد دست از كار خودش بكشد و كار او را انجام دهد تا شايد شر او را از سر بقيه مشتري‌هايش هم كم كند. مشتري عجول روي صندلي ميكاپ نشست و بعد از نيم ساعت وقتي بلند شد صورتي داشت با آرايش تيره، كبود و مشكي! اين همه تيرگي مو، ناخن و صورت براي يك مجلس شادي واقعاً عجيب است!

از قبل مي‌دانستم كه بخشي از فضاي آرايشگاه به مشترياني اختصاص دارد كه مي‌خواهند لباسشان را هم اينجا بپوشند تا ديگر نيازي به رفتن دوباره خانه نباشد. مشتري عجول با همان سر و وضع راهي اتاق لباس شد و بعد از چند دقيقه من با چشمان گرد شده همچنان فقط نگاه مي‌كردم. يك خانم با موهاي مشكي، آرايش تيره، ناخن‌هاي سياه، مانتو و شلوار مشكي، روسري حرير مشكي و كيف و كفش مشكي! همه چيز مشكي؟! اين ديگر چه وضعش است؟! مگر مي‌شود كسي با اين وضع و ظاهر دلش بيايد به مجلس شادي برود. چاره كار و كم كردن اين همه كلنجار ذهني پرسيدن است و من مثل هميشه ابايي از سؤال پرسيدن ندارم، پس...

****

اشك نمي‌ريزد تا ميكاپش پاك نشود

مسئول نوبت‌دهي آرايشگاه از دوستان صميمي‌ام است و در آن شرايط كسي بهتر از او در دسترسم نبود تا سؤالاتم را بپرسم. صورتم را خم كردم سمت صورت حميده خانم و با صدايي كاملاً آهسته كه تلاش مي‌كردم مشتري عجول نشنود گفتم: حميده‌جان اين خانم داره ميره عروسي؟ با اين ظاهر دل ما اينجا گرفت چه برسه به عروس و داماد.

حميده پوزخندي زد و گفت: دلت خوشه‌ها، مگه همه مثل ما هستند كه فقط براي مجالس شادي و عروسي رفتن اينطور خرج كنند. اين خانم صاحب عزاست.

چي؟ صاحب عزا؟ يعني عزادار است؟ يعني او جزو اقوام درجه يك متوفي است؟! مگر مي‌شود؟ پس اينجا توي آرايشگاه چه كار مي‌كند؟

حميده كه از حالت صورتم تعجبم را متوجه شده بود گفت: «بله گذشت آن روزي كه مردم از دور و نزديك به احترام صاحب عزا دور خيلي از كارهاي شاد مثل آرايش كردن و لاك زدن و رنگ كردن را خط مي‌كشيدند، الان دوره‌اي شده كه ما هر ماه تقريباً 15 تا 20 مشتري اينچنيني داريم. عروسي كه پدر‌ شوهرش فوت كرده، دختري كه مادرش فوت كرده يا حتي زني كه شوهر يا برادرش فوت كرده. مي‌آيند و آرايش و ميكاپ عزا سفارش مي‌دهند. اتفاقاً اين مشتري‌ها به نسبت ساير مشتري‌هايمان هم كار بيشتري دارند، هم پول بهتري مي‌دهند و هم چون مراسم عزايشان برخلاف مشتري‌هاي عروسي ظهر و عصر است براي آماده شدن هم بسيار عجله مي‌كنند و چون ما مجبور مي‌شويم چند كار مثل رنگ، ناخن، ميكاپ و شينيون را همزمان در چند ساعت انجام دهيم اغلب كار طول مي‌كشد. اين هم كه ديدي صداي اعتراضش درآمده بود چون مراسم هفت پدرشوهرش ساعت 3 تا 5 است و او بايد قبل از ساعت 3 در مسجد حاضر باشد!»

كافي است. تا همين جاي ماجرا را هم كه مي‌دانم كلي شوكه و متعجبم. چند سالي بود كه مي‌ديدم باب شدن مراسم‌هاي افطاري آنچناني در تالارها و باغ‌هاي بزرگ باعث شده بود كه حتي شب‌هاي ماه رمضان هم خانم‌ها سراغ آرايشگاه‌ها بروند اما فكرش را نمي‌كردم پاي اين بازي به بساط عزا و تدفين هم كشيده شده باشد.

مطمئناً عروسي كه اين همه وقت و هزينه صرف كرده حتي لحظه‌اي داغدار و عزادار از دست دادن پدرشوهرش نيست و اگر هم باشد هزينه‌اي كه براي فاكتور چنين آرايشگاهي مي‌پردازد به او اجازه نمي‌دهند حتي يك قطره اشك بريزد مبادا ميكاپش پاك شود!

 ساز و آواز موسيقي عرفاني براي شادي مرحوم

بساط تغييرات سبك جديد عزا و عزاداري اين روزها به آرايشگاه رفتن خانم‌ها محدود نمي‌شود. اوضاع در اين ورطه بيشتر از آنچه كه فكرش را كنيد خراب است. گذشت آن زمان كه يك مداح سنتي از مراسم تشييع جنازه تا مراسم شب هفت و چهلم خانواده متوفي را همراهي مي‌كرد و با صداي قرآن خواندنش ثوابي نثار روح مرحوم مي‌كرد. گذشت آن روزي كه مداح براي تسكين درد خانواده متوفي به فراخور نسبت‌شان روضه ائمه معصومين مي‌خواند و با قرائت فاتحه و استغفار باني خيري مي‌شد براي التيام بازماندگان و مغفرت متوفي.

اين روزها برخلاف گذشته مراسم تدفين هم با آداب خاص، شيك و كاملاً غربي برگزار مي‌شود. در بسياري از خانواده‌هاي متمول ايران كه محدود به تهران نيستند به‌جاي فاتحه و قرآن‌خواني سه دقيقه سكوت مي‌كنند براي آرامش روح درگذشته. انگار از سكوت ما چيزي عايد دنيا و آخرت او مي‌شود! حتي بعضي از همين خانواده‌ها براي آرامش خودشان و ساير اقوام به‌جاي مداح از گروه‌هاي موسيقي اجراي زنده دعوت مي‌كنند. گروه‌هاي موسيقي كه در قالب شعرهاي عرفاني همراه با ني، دف و سه‌تار در مراسم، اجراي زنده دارند و تلاش مي‌كنند كه تا مي‌توانند زمان اجرايشان را طولاني كنند چون بهتر از هركسي خودشان مي‌دانند كه هزينه هر يك ساعت اجرايشان از يك ميليون تومان تا 5 ميليون تومان متغير است.

البته فراموش نكنيد اين فقط هزينه گروه موسيقي نيست چون اين گروه با خودشان همه تجهيزات تصويري، سيستم‌هاي صوتي و چيدمان محل اجرا را هم مي‌آورند و در صورت تمايل شما مي‌توانند اجرايشان را در روزهاي بعد و تا پاسي از شب ادامه دهند.

فيلم و عكس‌تان عزا خراب نشود

شنيده‌ايد كه زوج‌هاي جوان در پاسخ به اينكه چرا براي فيلمبرداري و عكاسي مراسم عروسي‌شان آنقدر هزينه مي‌كنند مي‌گويند «آخه ما يك‌بار عروسي مي‌كنيم و وقتي كه داريم اين همه هزينه مي‌كنيم چرا فيلم و عكس نباشه كه يادگار بمونه»، اين جمله اين روزها از زبان اقوام درجه يك متوفي هم شنيده مي‌شود. يكي از مديرهاي شركت‌هاي تشريفاتي با سابقه 18 ساله در امور خدمات‌رساني مجالس اين چنيني مي‌گويد «من خودم بارها شنيده‌ام كه مثلاً دختري كه پدرش را از دست داده بر فيلمبرداري و عكاسي از مراسم تشييع، تدفين و ختم تأكيد مي‌كند، وقتي هم كه بقيه اعتراض مي‌كنند مي‌گويد من فقط يك بابا داشتم حالا هم كه براي هميشه از دست دادمش بايد از مراسم يادگاري و خاطره داشته باشم! يكي نيست بگويد تا وقتي همين بابا زنده بود كه هركدامتان در گوشه‌اي از دنيا گرم زندگي و خوشگذراني خودتان بوديد حالا چه شده كه مراسم مرگ و تشييع‌اش برايتان مهم شده؟ مرده‌پرستي واقعي يعني اين».

خلاصه كلام اينكه اگر جايي ديديد يا شنيديد كه خانواده متوفي براي مراسم‌هايشان عكاس و فيلمبردار هم تدارك ديده‌اند تعجب نكنيد چون به قول شركت‌هاي خدماتي اين خدمت براي مجالس عزا سابقه 18 ساله در ايران دارد!

همه چيز آبرومند باشد حتي به اسم تجمل

ناهار بعد از مراسم تدفين جزو آدابي است كه در فرهنگ ما ايراني‌ها براي رفع خستگي مردمي كه متوفي و خانواده‌اش را در روز تشييع همراه كرده‌اند تقبل مي‌شود. يك ناهار ساده كه معمولاً در نزديك‌ترين رستوران يا در منزل يكي از اقوام برگزار مي‌شد اين روزها براي بسياري از مرفهين جايش را به شام روز تشييع داده است. يك شام مفصل در باغ با چيدمان منحصر به فرد ميزها، آرايش خاص و به اصطلاح عزاي محيط و گل‌ها و حجله‌هايي كه در سراسر باغ چيده مي‌شود.

در اين شام تنها تشكر و سير شدن مهم نيست بلكه هزار و يك بهانه جور مي‌شود تا ميزها هم هفت رنگ‌تر از قبل شود. «بابا كباب چنجه دوست داشت و هميشه فقط كباب چنجه سفارش مي‌داد. البته بختياري و بره بريون رو هم به همين اندازه دوست داشت. ما براي آرامش روح بابا بايد غذاهايي رو سفارش بديم كه دوست داشته!»

در اين معركه اصلاً تعحب ندارد كه هركس به فكر سود بردن و بهره گرفتن از موقعيت باشد. تالارها و باغ‌ها هم از اين قضيه مستثني نيستند. اين روزها در باغ‌ها و تالارهاي مخصوص عزا هم كاركناني با لباس‌هاي يك‌شكل و پارچه‌هاي مشكي تردد مي‌كنند كه به سفارش ميزبان هر از ‌گاهي در جمع نداي «براي شادي مرحوم صلوات و فاتحه بفرستيد» سر مي‌دهند.

وقتي مي‌پرسي اين همه بريز و بپاش براي چيه؟ در جوابت قاطعانه مي‌گويند «پول خودش بود و براي خودش خرج كرديم. دارندگي و برازندگي است». وقتي صحبت از دارندگي و برازندگي و حفظ حرمت بازماندگان و مرحوم مغفور مي‌شود بايد انتظار تاج گل‌هاي بزرگي داشت كه با روبان‌هاي مشكي مزين شده و در سرتاسر مراسم براي گراميداشت مرحوم خودنمايي مي‌كنند و شركت‌كنندگان در مراسم قيمت‌هاي گزافي را بابت آنها پرداخت مي‌كنند.

اصلاً تعجب‌آور نيست كه حتي صاحبان عزا براي حفظ آبرويشان سفارش بدهند كه زيرپاي مهمانان حتماً فرش دستبافت باشد چون اگر موكت يا فرش ماشيني باشد آبرويشان مي‌رود و صدالبته عادي‌تر حضور مهمانان كرايه‌اي و گريه‌كناني است كه براي خالي نبودن مجلس، به رخ كشيدن شلوغي جمع و تعداد زياد عزاداران پول مي‌گيرند و مجلس گرم مي‌كنند.

تابوت و ليموزين فراموش نشود

خوب يادم هست وقتي پدربزرگي از جمع ما رفت و مي‌خواستند بدنش را از اتاق خواب به محل غسل منتقل كنند حاج‌آقاي جمع مي‌گفت بهتر است پارچه‌اي از همين خانه روي جنازه بكشيد تا دل كنده از جمع و خانواده شود و راحت برود. همسرش كه از قديم ترمه‌اي را براي اين كار روي سجاده شوهرش گذاشته بود بلافاصله آورد تا روي جنازه بكشد اما حاج‌آقا گفت پارچه بهتر و ساده‌تري داشتيد؟ آن روزها حتي ترمه كشيدن هم تشريفاتي حساب مي‌شد اما كجايند نسل بزرگ‌ترها كه ببينند اين سال‌ها براي بردن جنازه به غسالخانه و بعد هم راهي خاك كردن تابوتي سفارش مي‌دهند چند ده ميليوني.

يادش به خير دوستي داشتم كه از سر مزاح مي‌گفت ما اگر در زندگي‌مان بنز نديديم روزي كه جنازه‌مان را منتقل مي‌كنند ماشين بهشت زهرا بنز است و لحظه آخر اين شانس نصيبمان مي‌شود. حرفش اگرچه خنده‌دار بود اما اين روزها قصه جدي بنز، ليموزين و بي‌ام‌دبليو اجاره كردن براي متوفي گريه‌دار است.

سخت است در دوره‌اي كه جوان‌ها براي وام‌هاي 10 ميليون توماني با مشكل مواجه هستند و يك جوان حتي در تأمين هزينه ماشين و دسته گل شب عروسي‌اش با مشكل روبه‌رو است ببيني كه يك خانواده به اصطلاح عزادار براي انتقال جسد پدر يا مادرشان تأكيد كنند كه ليموزين مشكي مي‌خواهند كه با گل‌هاي سپيد تزئين شده باشد!

بله متأسفانه قصه مراسم‌هاي خاكسپاري ميلياردي به تابوت‌هاي چند ده ميليوني يا ماشين‌هاي تشريفاتي تزئين‌شده هم رسيده است و اتفاقاً بازار اين خودروها هم بسيار داغ است طوري كه در بين آگهي‌هاي روزنامه به راحتي مي‌شود هر روز چند مورد از اين خودروهاي سفارشي ويژه مراسم تدفين را كه اغلب شش در، همراه با تزئينات و وسايل رفاهي خانواده متوفي است را ببينيد.

قبر باغ طوطي روي بورس است

روزي روزگاري استناد دوري كردن از همه خوشي‌ها و اسراف اين جمله بود كه «آخر و عاقبت‌مان همان يك وجب جا است، ديگر چرا آنقدر حرص بزنيم» اما امروزه همه حرص مي‌زنند حتي براي همان يك وجب جا. وقتي قرار است اول و آخر كسي در خاك آرامش بگيرد، وقتي اين روزها ديگر در كنار هيچ مكان متبركه و امامزاده‌ فضايي براي دفن كردن مردگان وجود ندارد ديگر چه فرقي مي‌كند متوفي در كجا آرام بگيرد و دفن شود؟

قديمي‌ترها خيلي اعتقاد داشتند كه بهتر است در صورت امكان قبر مردگان در كنار اماكن متبركه يا مقبره امامزادگان باشد چون معتقد بودند كه فشار قبر و عذاب كمتر خواهد بود و مرده مورد آمرزش امامزاده قرار مي‌گيرد، اما حقيقت اين است كه ديگر در مكان متبركه و امامزاده‌ها كمتر قبر خالي را مي‌شود پيدا كرد، كه صد در صد هم پيش‌فروش شده‌اند.

حالا در اين بازار چشم و هم‌چشمي قبرها در امان نمانده‌اند. انگار براي بعضي‌ها اينكه بگويند پدر يا مادرشان را در كدام منطقه دفن كرده‌اند هم كلاس دارد، چون وقتي از نوع مرگ و مراسم مي‌پرسي اولين چيزي كه مي‌گويند اين است كه «با هزار بدبختي و كلي پول تونستيم براي عزيزجان يك قبر در باغ طوطي بخريم. صاحب قبر رفته بوده كربلا فوت كرده همونجا خاكش كرده بودند و پسرش حاضر شد قبر پدرش را 50 ميليون بفروشه. باورت نميشه چقدر كار سختي بود، ما مجبور شديم براي اينكه دنبال يك قبر در حرم عبدالعظيم بگرديم جنازه بابا رو سه روز در سردخانه نگه داريم تا قبرش را بخريم اما خدارا شكر بالاخره باغ طوطي شد محل قرار و آرامش بابا». محل قرار؟! يعني مي‌شود متوفي با چنين هزينه‌هايي هنوز روحش در قرار و آرامش باشد؟!

يك وجب امروز كلي توفير دارد

خلاصه كلام اينكه يك وجب خاك اين روزها با يك وجب خاك چند سال قبل از زمين تا آسمان فرق دارد. اينكه شما قديم در كدام يك وجب جا مي‌خوابيديد و امروز تصميم بگيرند برايتان چطور و كجا در يك وجب بخوابيد مسئله‌اي است كه كلي تفاوت كرده و در اين بين بساط سوء‌استفاده بسياري مهيا شده است. بهترين سند براي پي‌بردن به عمق فاجعه اين است كه يك قلم فاكتورگيري يك خانواده متمول براي فوت تك‌پسرشان را مرور كنيم. اين خانواده براي 6 شب و 7 روز مراسم‌شان حجله سفارش دادند كه هزينه هر روز حجله گذاشتن حداقل 150 هزار تومان شده است.

مداحي كه تنها براي مراسم روز تدفين حضور داشته براي هر ساعت حضور خود 500 هزار تومان هزينه دريافت كرده كه در مجموع فاكتورش چهار ميليون شده است اما با توجه به اينكه خانواده متوفي ترك بوده‌اند نوحه‌هاي آذري هم خوانده است.

گروه موسيقي عرفاني مراسم كه فقط در روز سوم و هفتم و تنها در منزل حضور داشتند براي مجموع اجرايشان 5 ميليون تومان گرفته‌اند. ساير هزينه‌ها براي مراسم شام هم مثل اجاره يك روزه هر ميز غذا همراه با روميزي 10 هزار تومان، هر عدد فرش دستباف 100 هزار تومان، سيني سيلور براي چاي و خرما و حلوا هر عدد 30 هزار تومان، كولر آبي همراه 15 تا 70 هزار تومان، چاپ 100 برگ آگهي ترحيم 120 هزار تومان، هزينه گل‌آرايي شب تدفين 500 هزار تومان، هزينه ورودي مهمانان، اجاره باغ و غذا 15 ميليون تومان اعلام شده و اين در حالي است كه تازه در اين مراسم خبري از تابوت، قبر سفارشي و مهمانان كرايه‌اي نبوده است. اما خوب است بدانيم كه فقط هزينه حضور يك خانم به عنوان مهمان كرايه‌اي هر ساعت 50 هزارتومان و هر مرد 70 هزار تومان است كه معمولاً چند نفر مهمان كرايه‌اي از طرف خانواده عزادار سفارش داده مي‌شود.

قضيه به اينجا ختم نمي‌شود

كاش ماجراي اين ريخت و پاش‌هاي بي‌هدف و صرفاً از روي حس ثروت به همين‌جا ختم مي‌شد چون به گفته مهدي فيضي مدير يكي از همين شركت‌هاي خدمات‌دهي مجالس عزا همه اين خرج‌هاي ميليوني و ميلياري به مراسم تشييع و تدفين و ختم محدود نمي‌شود و برخلاف تصور ما گاهي اوقات اين خرج‌ها تا سالگرد اول و دوم متوفي هم ادامه دارد. به گفته فيضي، مجموعه كامل خدمات امور متوفي از لحظه فوت تا زمان سالگرد نيز وجود دارد. نمايندگان شركت‌هاي خدمات‌دهي مثل شركت ما براي ويزيت فرد سفارش‌دهنده به مراسم عزاداري مراجعه مي‌كنند و درباره همه خدمات مورد نياز برگزاري مراسم از قبيل غذا، رستوران، رزرو مسجد، نيروي خدماتي و... اطلاعات مي‌دهند و در صورت درخواست هر يك از اين خدمات، قرارداد در محل منعقد مي‌شود.

****

اصول حفظ حرمت ميت و عزاداري اسلامي

حجت‌الاسلام و‌المسلمين رضا حاتمي

ديگر اين روزها با اين اوصاف حرف برداشت‌هاي غلط ما از اسلام نيست. كلاً مسيري كه من شنيده‌ام در مراسم عزاداري و از دست دادن عزيزان در پيش گرفته شده راه خطرناكي است كه آخر و عاقبتش مطمئناً به ضرر جامعه و فرهنگ اسلامي است. فرهنگ اسلامي و سبك زندگي اسلامي زندگي‌اي است كه در آن مردگان هم از ارزش و ارج بسيار برخوردار هستند. نياز شديد متوفي به دعا، قرائت قرآن و انجام دادن خيرات و عمل صالح براي آنان جزو همين فرهنگ است و دقيقاً به همين خاطر است كه رفتارهاي اسلامي و ديني هم رفتارهايي است براي آمرزش و آسايش بيشتر متوفي.

امام صادق (عليه‌السلام) با اشاره به اينكه خبر كردن نزديكان و دوستان متوفي براي شركت كردن در مراسم بسيار ارزشمند است فرمودند: «سزاوار است نزديكان ميت برادر و دوستانش را از مرگ وي باخبر سازند تا براي تشييع جنازه‌اش حاضر شوند و بر او نماز گزارند و برايش استغفار كنند تا براي آنان پاداشي و براي ميت آمرزشي باشد و او خبردهنده نيز استغفاركند و از پاداش و استغفار آن‌ها بهره مي‌برد.»

نهي كردن از تشريفات را مي‌شود به وضوح در ميان توصيه‌هاي ديني‌مان ديد آنجا كه امام باقر (عليه‌السلام) در مورد تشييع جنازه مؤمن مي‌فرمايند: «هركس جنازه‌اي را با گرفتن چهار سمت آن، حمل كند خدا چهل گناه بزرگ از وي بيامرزد.»

و سخن امام صادق (عليه‌السلام) كه فرموده‌اند: «پيشاپيش جنازه مسلمان مؤمن حركت كن و جلوي جنازه كافر حركت نكن، زيرا جلوي جنازه مسلمان فرشتگان‌اند كه وي را شتابان به سوي بهشت مي‌برند و جلوي جنازه كافر فرشتگاني‌اند كه وي را شتابان به سوي آتش مي‌برند» و نيز مي‌فرمايد: «هر كس جنازه مؤمني را تشييع كند تا به خاك سپرده شود، خدا هفتاد فرشته از مشايعت‌كنندگان را بر او مي‌گمارد تا او را مشايعت كنند و هنگامي كه او از قبرش برمي‌خيزد تا به جايگاه قيامتش برسد، همين فرشتگان براي وي استغفار مي‌كنند.» همه اين توصيه‌ها نشان مي‌دهد كه ائمه ما به حضور دوستان، اقوام و فاميل متوفي در مراسم تأكيد داشته‌اند اما متأسفانه امروز مي‌بينيم كه اقوام درجه يك متوفي براي حمل جنازه از ماشين تشريفاتي استفاده مي‌كنند و كسي دوست ندارد يا اجازه ندارد دست به جنازه بزند چه برسد به اينكه جنازه را در مسيري حمل كنند.

اميرمؤمنان (عليه‌السلام) در مورد پاداش شركت در تشييع جنازه فرمود: «بهشت را براي شش نفر ضمانت مي‌كنم... «يكي از آنها» مردي است كه براي تشييع جنازه مسلماني خارج شود و بميرد، پس برايش بهشت است.»

امام باقر (عليه‌السلام) هم در اين زمينه فرمود: «هركس جنازه مسلماني را تشييع كند روز قيامت چهار شفاعت به وي عطا مي‌شود و چيزي از خدا براي مرده نمي‌طلبد، مگر اينكه فرشته مي‌گويد: براي تو نيز همانند آن است.»

از منظر اسلام حتي براي تسليت گفتن به خانواده داغدار هم آدابي وجود دارد كه اين آداب خارج از همه بساط و تاج گل‌هايي است كه امروز متداول شده است.

امام صادق (سلام الله عليه) با تأكيد براينكه تنها حضور شما براي دلداري خانواده داغدار كافي است فرمود: «براي تسليت همين بس كه مصيبت ديده تو را [در مراسم] ببيند.»

در جايي ديگر هم نقل است كه امام صادق سلام‌الله‌عليه ‌نزد مصيبت‌ديدگان رفت و فرمود: «خدا ضعف شما را جبران كند، به شما دلداري نيكو دهد و در گذشته شما را رحمت كند.»

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها