سخنان رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در زمينه بازگشايي سفارت (لانه جاسوسي) امريكا در تهران در گفتوگو با نشريه گاردين و آن هم در شرايطي كه امريكاييها فشار حداكثري خود را در تحميل شرايط بر ايران در روند مذاكرات هستهاي و تحميل يك «توافق بد» بر ايران به كار گرفتهاند، موج جديدي از استقبال و وادادگي نشريات زرد، در غش كردن به دامن نظام سلطه را به دنبال داشته، به گونهاي كه يكي از اين روزنامهها با تجليل از اين سخنان مينويسد: در وين ميتوانيم شاهد زدوده شدن كينههاي ايران و امريكا از سينهها باشيم يا آنكه آن ديگري اين موضع را زمينهساز رسيدن به توافق دانسته و مينويسد كه هر چه به زمان اعلام توافق احتمالي ميان ايران با كشورهاي 1+5 نزديك ميشويم بزرگان كشور سعي ميكنند تا در سخنرانيها و مصاحبههاي خود به موضوعاتي اشاره كنند كه نتيجه آن به نفع كشور و مكمل اين توافق كه اثبات حقانيت در استفاده از انرژي صلحآميز هستهاي است برسد. اين روزنامه سپس با نقل مصاحبه آقاي هاشمي رفسنجاني با گاردين مينويسد: رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام هم در مصاحبه با گاردين با بيان اينكه تابوي مذاكره مستقيم با امريكا شكسته شده است، بازگشايي سفارت امريكا در تهران را غيرممكن ندانسته است.
انفعال و وادادگي در برابر نظام سلطه و بعضاً محق دانستن آنها، اگر چه از مدتها قبل به محور اين نوع موضعگيريها تبديل شده است اما بيان آن و آن هم در اوج مذاكرات هستهاي و در آستانه روز قدس معنايي جز تضعيف و تخريب جبهه خودي و فرو ريختن آتش تهيه به سنگر نيروهاي خط مقدم نميتواند داشته باشد.
براي درك بهتر شرايط سخت تيم مذاكرهكننده هستهاي كه اين روزها با بهانه جوييهاي مكرر و دبه درآوردن امريكاييها دست به گريبان است، شايد تنها اشاره به سخنان آقاي ظريف، رئيس تيم مذاكرهكننده ايران كفايت كند كه خطاب به طرف امريكايي فرياد بزند كه «هيچگاه يك ايراني را تهديد نكنيد» و حال جالب است كه عدهاي در اين سوي جبهه و با شعار حمايت از تيم مذاكرهكننده و در شرايطي كه تيم بيشترين فشار را از سوي امريكاييها تحمل ميكند به استقبال بازگشايي سفارت امريكا در تهران ميروند.
در اين زمينه اشاره به چند نكته ضروري است.
1- تجربه گذشته تاريخ روابط پرفراز و نشيب امريكا و ايران طي سالهاي بعد از انقلاب اسلامي نشان ميدهد كه هيچگاه مواضع منفعلانه در برابر شيطان بزرگ تقويت موضع ايران را به دنبال نداشته، بلكه دشمن را در تشديد فشارها و تهديدهاي خود جريتر كرده است؛ نكتهاي كه در ماههاي اخير و در جريان مذاكرات هستهاي به كرات تكرار شده است و نهايتاً آقاي ظريف را به اين موضعگيري كشانده كه صراحتاً خطاب به طرف امريكايي بگويد كه هيچگاه ايران را تهديد نكنيد.
متأسفانه مواضعي نظير موضع رئيس مجمع تشخيص مصلحت كه قبلاً در قالب خالي بودن خزانه يا پيوند خوردن «آب خوردن» با تحريمها تكرار شده را ميتوان مهمترين دليل تطويل مذاكرات و تلاش دشمن براي امتيازگيري از ايران دانست.
2- آقاي هاشمي از انجام مذاكرات هستهاي گفتوگوي رودرروي ايران و امريكا به عنوان «شكست يك تابو» نام ميبرد و در عين حال مشكل اصلي را خصومت امريكا با ايران ميداند و حال سؤال اين است كه از شكست اين تابو كدام طرف ماجرا تاكنون بيشتر سود برده است و خدشه بر روحيه استكبارستيزي انقلاب اسلامي در ماههاي اخير تاكنون چه نفعي براي ايران داشته است. آيا از تهديدات نظامي آنها عليه ما كاسته شده يا اينكه مانند يك طرف منطقي حاضر به پذيرش استدلالهاي ما شدهاند. آنچه كه امريكا را ناچار به پذيرش بخشي از حقوق ايران كرده همانا دستاوردهاي ما در عرصه فناوريهاي هستهاي يا تحولات منطقهاي است كه دست برتر ايران را نميتواند انكار كند.
3- انتشار اين سخنان در آستانه روز قدس كه نماد مقابله و مبارزه انقلاب اسلامي با رژيم صهيونيستي و عامل شيطان بزرگ در منطقه است نيز از جمله عجايب اين مصاحبه است. مردم با پيروي از امام و مقتدايشان از آغاز پيروزي انقلاب تاكنون با حضور در صحنه راهپيماييهاي عظيم قدس عليه صهيونيسم جهاني و حامي اصلي آن يعني امريكاي جنايتكار فرياد زدهاند و با افشاي ماهيت شيطان بزرگ در پشتيباني از جنايات رژيم صهيونيستي عملاً حماسه روز قدس را جهاني كردهاند. حال سؤال اين است كه آيا بيان مواضع اينگونه در آستانه روز قدس ترديد مردم و به ويژه جوانان در حضور در عرصه راهپيمايي قدس را به دنبال نخواهد داشت. اگر چه مردم فهيم و هميشه در صحنه ما و به ويژه نسل جوان با حضور ميليوني در راهپيمايي قدس، بصيرت و آگاهي خود را نشان دادند.
4- جا داشت به جاي استقبال از بازگشايي يا شكست تابوي بزرگ جنايات امريكا عليه ايران اسلامي از 28 مرداد سال 32 و به ويژه در سالهاي بعد از انقلاب بازخواني ميشد تا نسل جوان كشور چرايي ايستادگي و استقامت در برابر نظام سلطه را بهتر بشناسد، جناياتي كه دليل اصلي آن شكست اراده ملت ايران در برابر نظام سلطه بوده و هست، جناياتي كه از روند پيروزي انقلاب اسلامي به بهانههاي گوناگون آغاز شده و اكنون در قالب تهديد نهايي فعاليتهاي هستهاي ايران، شكست اراده ملي را در قالب تحميل تحريمهاي فلجكننده دنبال ميكنند.