سمانه صادقي
به همه محيطهايي كه در آنها زندگي جريان دارد (مجموعهاي از عوامل فيزيكي خارجي و موجودات زنده كه با هم در كنش هستند محيطزيست را تشكيل ميدهند و بر رشد و نمو و رفتار موجودات تأثير ميگذارند)، محيطزيست گفته ميشود. حال فعاليت انسانها روي تمام عوامل تشكيل دهنده كره زمين آنچنان تأثيرگذار بوده كه به نابودي آنها انجاميده كه از جمله آنها عنصر آب است، به گونهاي كه مصرف بيش از حد سبب از بين رفتن منابع آب و از طرفي آبهاي سفرههاي زيرزميني، رودها و درياچهها ميشود كه منابع مهم تأمين آب شيرين هستند و مستقيماً در معرض آلودگي توسط فعاليتهاي انسان قرار گرفتهاند.
به همين روي تأمين آب شيرين براي بعضي كشورها به يك بحران تبديل شده است. ادامه اين روند( مصرف بيش از حد و آلودگي منابع سطحي و زيرزميني و گرم شدن كره زمين) موجب خواهد شد در سالهاي آينده ميليون ها نفر دچار بحران كمبود آب آشاميدني شوند. از سوي ديگر افزايش روز به روز جمعيت در جهان يك تهديد واضح براي محيطزيست محسوب ميشود، چراكه افزايش جمعيت سبب ايجاد سيستم عرضه و تقاضا ميگردد. در اين سيستم با افزايش جمعيت بر تعداد مصرف كنندگان افزوده شده و سبب بالا رفتن تعداد متقاضيان استفاده كننده از منابع طبيعي زمين و افزايش آلودگيهاي ناشي از فعاليتهاي بشري ميشود.
همچنين شهرنشيني و گسترش آن، بر اقتصاد و محيطزيست يك منطقه تأثير زيادي دارد، چراكه افزايش جمعيت سبب گسترش روزافزون و غيراصولي شهرها و نابودي منابع طبيعي و هدر رفتن انرژي ميشود. از آنجا كه شهر نشيني دركشور ما به يك معضل بدل گشته و از سوي ديگر در شرايط بحراني كمبود آب آشاميدني قرار داريم. در اين رابطه با استاد حسين محجوبي به عنوان يكي از پيشكسوتان عرصه شهر سازي و طراحان فضاي سبز به گفت و گو نشستيم.
امروزه يكي از معضلات بزرگ شهر تهران جمعيت زياد و معماري غيراصولي آن است. با توجه به اينكه شما سالها رئيس دفتر فني پاركها بوده و در سازمان شهرسازي تهران فعاليت داشتهايد بفرماييد با توجه به اينكه تهران پايتخت است چرا طراحي اصولي براي ساخت و ساز آن از نظر شهرسازي صورت نگرفته است؟
درست ميگوييد اما درسال 1335-1334 يك گروه شهرساز از امريكا و آلمان به ايران آمدند كه شهر تهران را طراحي كنند كه من هم با آن گروه همكاري داشتم. در آن زمان آنچه برآورد شد آن بود كه حداكثر جمعيت تهران با حومهاش بايد 7 ميليون نفر باشد. درآن طراحي شمال تهران كوههاي شمالي تهران نظير دربند و توچال بود، شرق منطقه تهرانپارس، غرب كاروان سنگي و جنوب نازي آباد. اما امروزه شهر تهران از قالب خود خارج شده و شمال، جنوب، شرق و غرب ندارد، به صورتي كه شمالش شمال ايران، شرقش شهرستان ورامين، غربش قزوين و جنوبش شهر قم شده است.
واقعاً تهران امروزه شهر نيست كشور است! و اين مسئله خطرناك است، چراكه مسئله افزايش جمعيت شهر بر معماري شهر تأثيرگذار بوده است. از طرفي ساخت و سازهاي غير اصولي طي سالها بر سيماي شهر آنچنان تأثير گذاشت كه معماري شهر را از الگوهايي كه برايش طراحي شده بود خارج كرد. مسئلهاي كه در ديگر نقاط دنيا به آن بسيار توجه ميشود. مثلاً شهر پاريس را در نظر بگيريد با احتساب سابقه تاريخياش همچنان معماري اوليهاش را حفظ كرده است، چراكه شهروندانش به توصيههاي شهرسازان و معمارانش توجه كردهاند. در صورتي كه برخي مسئولان و شهروندان ما چنين توجهاي را به اصول معماري بناها و شهرسازيمان ندارند و خب نتيجهاش همين شهر بيدر و پيكر تهران ميشود.
مسئله خطرناكي كه فرموديد شهر تهران را تهديد ميكند چه بود؟
كنار هر شهري كه جمعيت زياد دارد لازم است كه رود و رودخانهاي وجود داشته باشد. امروزه نيويورك با آن عظمتش به دليل مسئله بحران آب با مشكل مواجه است. وجود آب جزئي از قانون طبعيت و زندگي است و اگر اصول شهرسازي را ندانيم با مشكل مواجه خواهيم شد. كويرهايي كه امروزه مشاهده ميكنيم از ابتدا به اين صورت نبودند بلكه شرايط جوي آنها را بدين شكل درآورده است. از طرفي راهكارهايي كه براي تأمين آب تهران داده ميشود بيمنطق است. مثلاً پيشنهاد ميدهند از شمال آب به تهران آورده شود! در حال حاضر دشت قزوين خشك شده، چراكه ديگر راهكاري براي تأمين آب وجود ندارد. هر چه به جمعيت شهر افزوده شود مسئله بحرانيتر ميشود. تهران گنجايش اين مقدار جمعيت را ندارد.
من عكسي از دوران جوانيام دارم كه در خيابان شاهرضا سابق (انقلاب فعلي) گرفتهام. دوستم وسط خيابان روبهروي دبيرستان انوشيروان دادگر ايستاده و من روبهرو دبيرستان البرز، ميان ما سه ماشين در كل خيابان ديده ميشود يعني آنقدر شهر كم جمعيت بود، از طرفي وسايل نقليه هم كمتر بودند. در حال حاضر براي رفتن به محلي مردم ساعتها در ترافيك معطل ميشوند، چراكه علاوه بر جمعيت رو به رشد تهران، يك عده هم از كرج، ورامين و... وارد شهر شدهاند.
يعني اصول شهرسازي وجود ندارد؟
شهر اين جمعيت را نميتواند تحمل كند. زماني كه جمعيت شهر به يك ميليون نفر ميرسد بايد هرچه سريعتر براي حمل و نقل آنها فكري شود و ساخت مترو آغاز گردد براي آنكه جمعيت از روي زمين به زير زمين برود. در حالي كه اين فكر براي تهران نشد و زماني به فكر افتاديم كه هر كاري شود در نقطه ديگري سكته بهوجود ميآيد. مثلاً مردم امروزه براي رفتن به ميدان ونك، تجريش، غرب و...با مشكل روبهرو هستند. براي آنكه براي حمل و نقل جمعيت در زمان درست، فكر نشده است. در واقع زمان در شهر تهران بسيار تلف ميشود. از طرفي اگر دولت دو قشر كارمند و كارگر را تأمين كند نيازي به دو، سه شغله بودن افراد و مصرف انرژي بيشتر در ساعات شبانهروز نيست. امروزه اگر كسي قصد رفتن به شمال شهر را داشته باشد تنها راه شميران و وليعصر را دارد كه هر دو از پر ترافيكترين مناطق شهر هستند.
زماني كه در شهرسازي فعاليت داشتيد طرحي براي اين مسئله ارائه نشده بود؟
زماني كه ما در سازمان شهرسازي بوديم قرار شد راهي مستقيم از منطقه هفت تير به سرپل تجريش كشيده شود كه ما هم طراحي آن را انجام داديم و موافقت هم شد اما به هر دليلي ساخته نشد! و زماني مسئولان دوباره به فكر ساختش افتادند كه ديگر خيلي دير شده بود.
اشاره كرديد هر چه به جمعيت شهر افزوده شود مسئله بحرانيتر ميشود، مقصودتان چه بود؟
ميدانيد كه سيلابهاي شهري ارمغان گسترش فيزيكي شهرهاي بزرگ در جهان هستند و آسيبهايي بر پيكر كلانشهرها در جهان وارد ميسازند. سابق بر اين از 10 ارديبهشت تا 15 خرداد ماه به علت سرازير شدن آب نزولاتي چون برف و باران در تهران سيلابهايي به پا ميشد كه درختان را ميشكست و سيلي به راه ميانداخت كه همه چيز را با خود ميشست و ميبرد. اين سيلابهاي خطرناك به طرف منطقه بازار و جنوب شهر سرازير ميشدند اما وجود سه مسيل در تهران كمك ميكرد اين سيلابها در جنوب شهر وارد چاهها شوند. در كل تمام آب نزولات تهران از اين سه مسيل پخش ميشدند، سه مسيل تهران عبارتند از: مسيل جاجرود در شرق، مسيل كن در شمال و مسيل قل قلي در غرب كه از زير برج ميلاد عبور ميكند. تهران قريب 500 چاه عميق دارد و اگر تهران امروز شهر زندهاي است به خاطر وجود همين چاههاست...
سيل سال 1366 گلاب دره هم جزء همين گروه سيلها و طغيان رودخانهها بود؟
بله. ابتدا بايد بگويم كه كوههاي شمال تهران در گذشته به دليل شرايط مناسب جوي تا اواخر خرداد ماه پر از برف بوده و نقش سدها را ايفا ميكردند و تا مدتي نيز تأمين كننده آب بودند، مسئلهاي كه امروزه به دليل شرايط جوي شاهدش نيستيم، چراكه تنها تا ارديبهشت ماه آن هم بسيار كم كوههاي شمال شهر پوشيده از برف هستند.
اما آن سيل ويرانگر كه سنگهاي بزرگي را هم همراه خود به ميدان تجريش و سطح شهر آورد و به قولي تا خيابان مطهري هم كشيده شد، علتش ساخت سد مصنوعي بود كه دوستان مهندس بالاي كوههاي گلابدره احداث كرده بودند. اين دوستان محاسبه رگبار و تگرگ شديدي كه در مرداد ماه آن سال شروع به باريدن كرده بود را نكرده بودند و اينكه اگر آب پشت سد بيش از حد جمع شود چه بايد انجام دهند، چون اين مسئله تا آن زمان سابقه نداشت. شدت رگبار آن روز به گونهاي بود كه در مدت تقريباً 100 دقيقه 28 ميليمتر بارش ثبت شده و ميدانيد كه وقتي آب پشت سدي زياد جمع شود بايد در سد راه خروجي تعبيه شده باشد و چون از پيش فكري براي اين مسئله نشده بود در مدت كوتاهي سيلاب عظيمي از رودخانه گلاب دره به راه افتاد كه علاوه بر شكستن سد باعث سرازير شدن آب به سطح شهر شد.
با توجه به آنكه وارد فصل گرما شدهايم كمتر در مورد مسئله كمبود آب آشاميدني و بحران آن صحبت ميشود. آيا كشور از وضعيت بحراني خارج شده است؟
خير. بحران كمبود آب هنوز وجود دارد و يكي از مسائل حياتي به شمار ميرود. از طرفي محدوديت آب شيرين هميشه وجود داشته و كمبود آن براي شهري چون تهران كه در كنار آب واقع نشده و همه افراد هم به سوي آن هجوم آوردهاند مسئله خطرناكي است، چراكه شهر براي بقايش بايد در كنار جوي آب، دريا يا درياچه باشد. هرچند اطراف تهران سد لار، لتيان، كرج و طالقان را داريم اما اين سدها تمام آب را آوردهاند به تهران و ديگر جاها را خشك كردهاند.
اگر براي بحران آب فكر اساسي نشود و در آينده با قحطي آب مواجه شويم، در عرض دو ماه تمام هزينههايي كه براي فضاي سبز شهري شده است به هدر ميرود، چراكه مخازن آبمان جوابگوي جمعيت تهران اينطور كه پيش ميرويم نيست و براي اين مسئله بايد فكري شود. امروزه افرادي كه سرمايهاي دارند سعي ميكنند آن را تبديل به ملكي در نقاط شمالي كشور كنند براي آنكه ميخواهند اگر مشكلي پيش آمد يا با قحطي آب روبهرو شدند محلي براي زندگي خود داشته باشند. مسئولان و مهندسان ما بايد فكري بينديشند كه از اين نقاط خوش آب و هوا به نحو مطلوب استفاده شود. شما همين شهر دوبي كه زماني بخشي از ايران بوده را در نظر بگيريد. در آنجا گرماي هوا در طول روز به گونهاي است كه امكان تردد را براي ساكنانش سخت كرده اما با كمك پول و تكنولوژي به گونهاي طراحياش كردهاند كه يكي از قطبهاي توريستي دنيا لقب گرفته است.
همانطور كه اشاره فرموديد ماندگاري فضاي سبز نياز به آب دارد با اين وصف تكليف اين درختكاريهايي كه در سطح شهر بهوجود آمده چه ميشود؟
اجراي طرحهايي براي زيباسازي شهر بسيار خوب است اما اين طرحها اگر اصولي نباشند در كنارشان عواقبي را هم به همراه دارند. مثلاً تهران شهري شبيه به نعل اسب است و كوران هوايي كه در آن ايجاد ميشود بايد از سمتي خارج شود، تنها راهي كه براي عبور اين كوران هوا وجود دارد، غرب تهران است. در گذشته اگر پاركي در تهران يا كرج ساخته ميشد قسمت غربياش را درختان چنار ميكاشتند كه بادشكن باشد و جلو بادهاي منطقه را بگيرد اما ساختمان سازيهايي كه در كنار درياچه چيتگر در چند سال گذشته انجام گرفت سبب شد بادي كه از سمت غرب قرار بود خارج شود، ديگر خارج نشود.
از طرفي ساخت درياچه مصنوعي چيتگر به دليل راكد بودن آبش منشأ هزاران آلودگي است، حال اگر تصفيه هم شده باشد عواقب ديگري دارد. با توجه به اينكه وجود چنين فضاهايي نياز شهر است و روزانه هزاران نفر براي گذران اوقات شان به اين مناطق مراجعه ميكنند براي محيطزيست عواقبي هم به همراه دارد.
در دوراني كه در شهرسازي فعاليت داشتيد طرحهايي هم بودند كه به دليل كمبود آب اجرايي نشده باشند؟
بله. زماني كه درياچه چيتگر را ميساختند قرار بود از آنجا تا سد لتيان تمام دامنه جنوبي البرز درختكاري شود. اين مسير ازكاروان سنگي و جاده كرج آغاز ميشد تا استاديوم آزادي به سمت شرق اما تنها توانستيم محدوده لويزان را جنگلكاري كنيم. چون ديگر آبي وجود نداشت. به همين دليل غرب تهران همينطور دست نخورده باقي ماند. ايجاد فضاي سبز كار تحسين برانگيزي است اما فضاي سبز مانند يك كودك نياز به مراقبت دارد، علاوه بر اينكه بايد به مبلمان و معماري شهر هم توجه شود. البته امروزه شهرداري از آثار هنرمندان حوزه هنرهاي تجسمي براي طراحي ديوارهاي شهر استفاده ميكند كه كار بسيار زيبايي است چون پايتخت بايد زيبا و الگوي ديگر شهرها باشد.
مضرات ساخت انبوه فضاي سبز و پاركها در سطح شهر چيست؟
البته من از شهرداري بابت ساخت فضاي سبز در بزرگراهها و پاركها تشكر ميكنم. واقعاً كارشان شاهكار است اما خب ساخت روز افزون پاركها مضراتي هم به همراه دارد. زماني كه به اين نكته توجه كنيم كه آب براي آبياري آنها از كجا تأمين ميشود. خدا پيش نياورد اما اگر با خشكسالي و قحطي آب مواجه شويم تمام اين فضاهاي سبز از بين ميروند.
ساخت پاركها در كشور را چقدر اصولي ميدانيد؟
شاهكار و عالي است حتي پلي كه آن دختر خانم 25ساله بين دو پارك طراحي كرده است. زماني پارك مورد بهره برداري قرار ميگيرد كه در آن درخت كاشته شود و توجه داشته باشيم چه نوع گياهاني در آن پارك كاشته خواهد شد و اينكه چه نوع گل و گياهي در آن منطقه رشد ميكند. مثلاً كاشت درختاني نظير كاج، خرزهره، توت و زبان گنجشك در تهران بسيار مفيد است. از طرفي براي رشد گياهان 20 - 10 سال زمان لازم است. بهترين المانهايي كه در پارك به كار برده ميشود گل و گياه و آب نما و مجسمه است، مضافاً بر اينكه محلهايي به عنوان رستوران و بوفه هم براي تغذيه در آن طراحي شده باشد.
امروزه در هر محله فضاي سبز ساخته شده كه واقعاً ارزشمند است. حتي در مورد بافت مناطق مختلفي هم كار شده مثل ابنبابويه يا شهرك سازيهاي پشت كارخانه سيمان. اما همين ساخت و سازها سبب شده كه تهران از حالت اوليهاش خارج شود به گونهاي كه الان شهر تهران شمال، جنوب، شرق و غرب نداشته باشد.