محيطزيست رو به تخريب است و توسعه صنعتي كه باعث توليد گازهاي گلخانهاي در اتمسفر ميشود، روند اين تخريب را سرعت ميبخشد. گرم شدن زمين و خشكساليهاي پياپي از جمله مشكلاتي است كه در نتيجه صنعتي شدن هر چه بيشتر دنيا رخ ميدهد و تأثيرات مخربي روي محيطزيست كره زمين دارد. تأثيراتي كه باعث تغيير اقليم نيز ميشود. نرخ ناپايداري و تخريب محيطزيست در دنيا بسيار تكاندهنده شده و اگر اين روند ادامه يابد چيزي از محيطزيست براي آيندگان باقي نميماند. اگرچه طبيعت توان خودپالايي و احيا را دارد اما اين توان در حدي تعريف شده است كه عبور از آن، انقراض را در پي دارد. در واقع دنيا نسبت به سرعت فعاليت بشر براي خودپالايي خود شش ماه عقبتر است و فرصت براي تجديد توان خود را ندارد كه اين روند موجب شده دنيا به سمت تخريب پيش برود. به طوري كه در ۷۰ سال اخير ۵۰ درصد گونههاي پستاندار در جهان در پي همين روند منقرض شدهاند همانطور كه شير ايراني و ببر مازندران دو گونه شاخص در ايران بودند كه اكنون به طور كامل منقرض شدهاند. اين مسئله نشان ميدهد كه اكنون ميزان برداشت ما از منابع دنيا بسيار بيشتر از توان طبيعي آن است. زمين براي هر يكسال زندگي بشر به يكسال و نيم زمان براي احياي خود نياز دارد و در اين چرخه، پيشرفتهاي صنعتي باعث پسرفت زمين و در نتيجه تخريب محيطزيست و انقراضهاي پي در پي شده است.
مسئلهاي كه دوستداران محيطزيست را بر آن داشته تا براي مقابله با اين تخريبها و انقراضها دست به دامان جامعه ورزش شوند. اين در واقع تصميمي جهاني است كه جامعه ورزش ايران نيز از آن جا نمانده است. حفاظت از محيطزيست در واقع يك وظيفه همگاني و عمومي است. چراكه محيطزيست با نسل آينده سر و كار دارد. ورزش نيز از جايگاهي بالا در هر جامعهاي برخوردار است. به طوري كه مردم به ورزشكاران عشق ميورزند و آنها را به عنوان افتخار و هويت ملي الگوي خود قرار ميدهند. به همين دليل پيوند جامعه ورزش و محيطزيست ميتواند گامي بلند و محكم باشد در راستاي حفظ زميني كه در آن زندگي ميكنيم و جانداراني كه توسعههاي صنعتي زندگيهاي شهري ما، جاي نفس كشيدن آنها را گرفته و عرصه را براي زيستن آنها به قدري تنگ كرده كه گاه ديگر جايي براي زندگي كردن ندارند.
انتخاب قهرمانان ورزشي به عنوان سفيران محيطزيست و حمايت فدراسيونهاي ورزشي و تيمهاي ملي از گونههاي در خطر انقراض، بدون شك با توجه به وجههاي كه ورزشكاران در جامعه دارند، ميتواند نقش بسزايي در حفاظت از طبيعت و اين جانداران داشته باشد. مسئلهاي كه تجربه آن را ثابت كرده است. جلوگيري از شكار و آلودگي محيطزيست نياز به كار همگاني و فرهنگسازي دارد كه در اين بخش ورزشكاران كه الگوي جامعه هستند ميتوانند با توجه به محبوبيت و وجههاي كه در بين مردم جامعه خود دارند، بيش از حد تصور تأثيرگذار باشند به طوري كه يك تربيتكننده سگهاي شكاري براي شكار يوزپلنگ ايراني، بعد از آنكه طرح اين گربهسان ارزشمند را روي پيراهن تيم ملي در بازيهاي برزيل ۲۰۱۴ مشاهده ميكند متوجه خطاي خود شده و به گروه حاميان يوز ميپيوندد و اين نشان ميدهد روند مقابله با شكار و كشتار گونههاي جانوري نيازمند فرهنگسازي است.
واكنش مردم دنيا به حركت آندو تيموريان براي خارج كردن يك پروانه از زمين بازي يا پاسخ مثبت مردم به درخواست چند ورزشكار به رهبري ديويد بكهام براي عدم استفاده از سوپي كه از باله كوسهاي در حال انقراض در هند تهيه ميشود نشان از قدرت ورزش و تأثير مثبت آن روي مردم جوامع دارد. قدرتي كه ميتواند سدي باشد برابر تخريبهاي هر روزه محيطزيست و مانعي برابر خطر انقراض جانداراني كه زندگيشان تهديد ميشود و ثابت ميكند ورزشكاران ميتوانند براي التيام بخشيدن به آلام و دردهاي محيطزيست نقش مهمي داشته باشند. علاوه بر آن با توجه به آنكه ورزشكاران همواره در تيررس رسانههاي خبري هستند و مردم اخبار مربوط به آنها را دنبال ميكنند، ميتوانند سهم بسزايي در افزايش آگاهي عمومي مردم در اهميت توسعه حفظ محيطزيست داشته باشند.
اكنون سرشاخه اصلي سفيدرود معروف به آمازون ايران خشك شده است. تقريباً تمام تالابهاي ايران در خطر نابودي هستند، كاهش ۱۴ متر عمق تالاب انزلي به يك متر، از بين رفتن ۱۸ ميليون اصله بلوط و كاهش عمق آبهاي زيرزميني به دو متر تهديداتي است كه محيطزيست كشور را به چالش كشيده است. علاوه بر آن گونههاي مختلف جانوري كشور در معرض خطر انقراض قرار دارد و شرايط به گونهاي است كه ديگر از زمان حرف زدن گذشته و بايد براي جبران مافات وارد عمل شد و ورود ورزش به اين وادي يعني گذشتن از مرز حرف و وارد شدن به عرصه عمل.