بعد از تجاوز نظامي عربستان به يمن به خصوص در پاسخ به اينكه چرا انصارالله و كميتههاي مقاومت مردمي يمن با وجود برخورداري از قدرت تلافي جويي از پاسخ به حملات و تجاوزات اين كشور خودداري ميكنند، اينگونه گفته شد كه انصارالله به اقتضاي شرايط صبر استراتژيك در پيش گرفته است و اين عبارت از زبان مسئولان انصارالله يمن و همچنين حزبالله لبنان و در رأس آن سيد حسن نصرالله بيان شد. از جمله عواملي كه انصارالله را به اتخاذ اين استراتژي حساب شده واداشت، اين بود كه عربستان در پي تشكيل ائتلاف بينالمللي و منطقهاي براي مشروعيت دادن به تجاوز نظامي خود به يمن بود و براي رسيدن به اين هدف نياز به اين داشت كه از انصارالله چهرهاي ضد صلح و امنيت به تصوير بكشد. بر اين اساس اتخاذ رويكرد صبر استراتژيك از سوي انصارالله ترفند عربستان را به شكست كشاند و شيرازه ائتلاف ساختگي آن را خيلي زودتر از آنچه سعوديها فكر ميكردند ازهم متلاشي كرد. از طرف ديگر اگر به فرض انصارالله در قبال حملات هوايي عربستان، به حملات موشكي به شهرها و مناطق تيررس عربستان دست ميزد، اين اقدام با توجه به برد نسبتاً كوتاه موشكهاي انصارالله و ارتش يمن عمدتاً ميتوانست استانهاي همجوار همچون عسير، نجران و جيزان را مورد هدف قرار دهد كه اين استانها هر چند در حال حاضر جزو خاك عربستان محسوب ميشوند اما در اصل طبق يك قرارداد موقت تحت اجاره عربستان بوده كه مدت اجاره آن نيز چند سال پيش به اتمام رسيده و با آغاز ناآراميهاي داخلي در يمن بلاتكليف مانده است. بر اين اساس اگر به فرض انصارالله و نيروهاي انقلابي به موشك باران اين مناطق دست ميزدند بدبيني ساكنان اين استانها را عليه خود برمي انگيختند و نتيجه همان چيزي ميشد كه عربستان در پي آن بوده و آن اينكه تا ميتواند بدبيني و بياعتمادي استانهاي جيزان، عسير و نجران را عليه يمن به خصوص انقلابيون آن برانگيزد. ازاين ديد نيز ابعاد ديگري از درايت انصارالله در اتخاذ صبر استراتژيك مشخص ميشود، البته توجه به اين نكته نيز ضروري است كه اتخاذ اين رويكرد به منزله انفعال و دست روي دست گذاشتن نيست بلكه انصارالله، ارتش يمن و همچنين نيروهاي عشايري مرزي در اقدامي هماهنگ برخلاف هفتههاي اول جنگ اهداف نظامي عربستان را در استانهاي مرزي مورد هدف قرار ميدهند اما در عين حال تلاش ميكنند از رسيدن هرگونه آسيب به ساكنان غيرنظامي اين مناطق كه قرابت فرهنگي و مذهبي زيادي با مردم يمن دارند، خودداري كنند؛ از اين رو همچنانكه ملاحظه ميشود مقوله «صبر استراتژيك» در ادبيات سياسي و نظامي انصارالله يمن و حزب الله لبنان داراي بار و مفهوم خاصي است و ازحكمت و درايت خاص برخوردار است.
با اين حال جان كربي سخنگوي پنتاگون در مصاحبه مطبوعاتي اخير خود در پاسخ به شائبههايي كه در خصوص تعلل امريكا در قبال پيشرويهاي داعش مطرح شده به مقوله «صبر استراتژيك» متوسل شد و از اين طريق كوشيد رويكرد امريكا را در مبارزه با داعش هوشمند و توأم با درايت جلوه دهد و از اين طريق به شائبههاي موجود پايان دهد اما واقعيت اين است كه به لحاظ منطقي، امريكا نميتواند براي توجيه كمكاري و تعلل خود در قبال پيشرويهاي داعش به «صبر استراتژيك» متوسل شود چراكه داعش طبق قطعنامههاي سازمان ملل گروه تروريستي محسوب ميشود كه خطر آن براي نظام منطقهاي و جامعه جهاني بسيار فوري و جدي است زيرا داعش به نيابت از صهيونيسم بينالملل عملاً تجزيه منطقه و تغيير نقشه خاورميانه را در دستور كار خود قرار داده و تجارب گذشته همچون واقعه 11 سپتامبر 2001 امريكا نشان داده است هر گونه كوتاهي و تعلل در مقابله با تكفيريها از القاعده گرفته تا داعش و بستن چشم به روي آنها ميتواند عواقب جبران ناپذيري در پي داشته باشد كه حتي بانيان و خالقان آنها را نيزمورد هدف قرار دهد. بر اين اساس آنچه سخنگوي پنتاگون از آن به «صبر استراتژيك» تعبير كرده دراصل همان «تكفيريها» در راستاي سياستهاي منطقهاي و بينالمللي امريكاست كه به جاي كاهش تروريسم و مهار تكفيريها به تكثير قارچ گونه آنها انجاميده است.