از زمان تاسيس در اوايل دهه 1980، حزبالله علاقه جدي در مستندسازي حملات و فعاليتهاي خود براي استفاده از آنها به عنوان بخشي از جنگ رسانهاي استفاد كرده و به صورت قابل توجهاي در جريان نبرد عليه اسرائيل در دروه اشغال جنوب لبنان تا سال 2000 و اخيرا در جنگ 34 روزه 2006 تجربه كسب كرده است.
آن زمان مخاطبان مشخص بودند و به نظر ميرسيد دفاع از عملكرد و ترويج آن در جهان عرب راحت تر بود. «زاهره حرب» نويسنده كتاب « راههاي مقاومت در لبنان» در گفتوگو با المانيتور گفت: هسته مركزي ايدئولوژي و عملكرد سياسي حزبالله تقسيم جهان به دو بخش است: مستكبرين و مستعضفين. اين دوگانگي تقريبا در تمامي ارتباطات حزبالله استدلال شده و به نظر ميرسد به عنوان نطقه ثقل استراتژي رسانهاي اين جنبش در جنگ رسانهاي با اسرائيل و توجيه دخالت نظامي شان در سوريه عمل ميكند.
حزبالله چندين بازوي رسانهاي ايجاد كرده است: روزنامه العهد در سال 1984، راديو نور در سال 1988 و در سال 1991 شبكه المنار به همراه يك واحد جنگ رسانهاي كه مستقيما به شوراي جهادي اين گروه گزارش ميدهد. همه چيز تا زماني كه بحران سوريه شروع شود بر اساس برنامه كار ميكرد.
حرب اظهار داشت: يكي از مهمترين اركان موفقيت جنگ رسانه اي حزبالله عليه اسرائيل اتحاد ملي بود.
اما استراتژي رسانه اي حزبالله ابتدا در سوريه مشخص نبود. حرب خاطر نشان كرد: «اتحاد ملي در رابطه با جنگ سوريه كارآمد نبود؛ حزب الله از طريق رسانه هاي خود عمدتا در موضع دفاعي قرار داشت و تلاش ميكرد با جنگ رسانهاي كه عليه دخالت نظامي خود در سوريه راه افتاده مقابله كند و نشان دهد كه تفاوت هاي فرقهاي در جنگ با تكفيريها كمتر اهميت دارد.»
محمد عفيف رئيس روابط رسانه اي حزبالله در گفت وگو با المانيتور اعلام كرد كه « ما مواضع خود را از دفاعي به هجومي تغيير داديم.» وي افزود: « ما قبلا يك سياست رسانهاي محتاط را به كار ميگرفتيم اما ما تصميم گرفتيم كه هم اكنون زمان تعامل با مردم است و تلاش كرديم كه آنها را به ديدگاه خود متقاعد كنيم. اوج اين مسئله زماني بود كه عربستان سعودي جنگ خود عليه يمن را آغاز كرد. ما تجاوز عربستان و كساني كه از آن حمايت ميكردند را محكوم كرديم و اين يك اقدام برحقي بود.»
در اواسط ماه مي حزبالله سفري را براي روزنامهنگاران در مناطقي كه اين سازمان در مرز لبنان و سوريه به كنترل خود درآورده بود، برگزار كرد. رسانه هاي غربي از جمله سي ان ان، بي بي سي، نيويورك تايمز، وال استريت ژورنال و ساير رسانهها دعوت شده بودند. آشكار بود كه اين گروه ميخواهد دستاوردهاي خود را از طريق رسانهها نشان دهد.
عفيف اظهار داشت: «ما بايد پيروزيمان را در قلمون نشان ميداديم. در مرحله اول اين يك نبرد رسانهاي بود. ما يك معيار روشن در برخورد با رسانهها داريم. تمام چيزي كه ميخواهيم پوشش عادلانه و بي طرفانه از حزبالله است و ما آماده هستيم كه براي روزنامه نگاران تمامي اطلاعاتي را كه لازم دارند فراهم آوريم. ما ميدانيم كه هر سازماني دستور كار خود را دارد و اينكه حدي وجود دارد كه ميتوانيم همكاري كنيم. امروز حزب الله يك نقش بزرگ منطقه اي را بازي ميكند: ما در سوريه و تا حدودي در عراق حضور داريم. ما از مقاومت در فلسطين حمايت ميكنيم. ما يك موضع و نفوذ در آنچه در يمن و بحرين اتفاق ميافتد داريم.»
نقاطي كه حزبالله در آنجا حضور دارد معمولا با جنجال آفريني دشمنانش همراه مي شود و سوال فرقه اي توسط دشمنان و حتي بعضي متحدان حزبالله درباره نگراني اين جنبش در دوره تحولات اخير منطقه بويژه پس از بحران سوريه پرسيده ميشود.
عفيف با اشاره به اينكه «زماني كه بهار عربي شروع شد عده اي ما را متهم به يك حزب فرقه گرا كردند اما موضع ما درباره انقلابهاي تونس، مصر، بحرين، يمن و مشخص بود اما هيچكس نميخواهد اين را ببيند و تنها به موضع ما درباره سوريه نگاه ميكنند.» خاطر نشان كرد: « مورد سوريه متفاومت بود. ما در حال دفاع از مقاومت، كشورمان لبنان، تمامي مردم منطقه، مسيحيها، دروزيها و سنيها هستيم اينجا يك تهديد موجوديتي نه تنها عليه ما بلكه عليه كل منطقه وجود دارد. اين جنگ ما عليه ترور است يك جنگ اصيل و واقعي عليه تروريسم.»
منتقدان حزبالله معتقدند اين گروه درباره تهديدهايي خطر افراطيها در سوريه اغراق ميكند تا يك چتر ملي براي خود جهت جنگ ايجاد كند.
در جريان جنگ با اسرائيل، شبكه المنار، مهمترين شبكه تلويزيوني حزبالله به خاطر كليپهاي بسيج سازي خود معرف بود در حدي كه «آوري جوريش» در نوشتاري براي موسسه واشنگتن تحت عنوان «فانوس نفرت: درون تلويزيون المنار حزبالله» ميگويد:« اگر ايالات متحده ميخواهد در جنگ قلب ها و ذهن هاي مردم خاورميانه پيشرفت كند بايد با استفاده پيچيده المنار از تكنولوژيهاي تلويزيوني مقابله كند.»
نوشتار جوريش اهميت اين بازوي رسانهاي در نبرد با اسرائيل و تاثيراتي كه بروي مردم منطقه داشت را نشان ميدهد. علي رغم اين واقعيت كه تحولات اخير شرايط را از نظر نفوذ و مخاطبان تغيير داده است. شبكه المنار امروز نقش مشابهاي را در حمايت از عملكرد حزبالله در سوريه ايفا ميكند. برنامه ها و تصاوير بر اهميت مشاركت اين گروه در جنگ سوريه و نقشي كه در دفاع از مرزهاي شرقي لبنان دارد، تاكيد ميكنند.
حرب اظهار داشت: «هسته اصلي پيام اين است كه بنيادگرايان تهديدي براي احساسات اسلامگرايانه هستند. حزبالله همچنين صداي اقليتها را در حسي گسترده به مثابه قربانيان جاري و آتي وحشي گريي افراط گرايان به كار گرفته است.» حرب افزود: « به مثابه يك ابزار براي مقابله با اتهامات فرقهگرايي، پيام رسانهاي حزبالله تهديدهاي تكفيريها عليه هويت چند مليتي، مذهبي و فرهنگي لبنان را نشان ميدهد.»
اين پيام خيلي پيچيده تر است و ممكن است ارائه آن در اين روزها نسبت به جنگ با اسرائيل سخت باشد. همزمان كه حزبالله به حركت خود از يك بازيگر ملي به سطح منطقهاي ادامه ميدهد استراتژي رسانهاي آن نيز تكامل پيدا ميكند. زمان ميبرد تا معلوم شود كه آيا روايت جديد اجازه خواهد داد تا بال رسانهاي آن نقش بسيج سازي خود در سوريه را ايفا كند يا نه.
*المانيتور