عربستان که با شکست در اقصي نقاط منطقه و آشکار شدن حمايت آن از تروريسم ، در مسير تزلزل قرار گرفته حملات گستردهاي به يمن را از 6 فروردين آغاز کرد.
سلمان پادشاه سعوديها بر اين تصور بود که با پيروزي در يمن ضمن قدرتنمايي در عرصه داخلي و حذف مخالفان ميتواند براي احياي جايگاه منطقهاي عربستان گام برداشته و حتي از اين جنگ به عنوان ابزار قدرت در مقابل با ساير کشورها بهره گيرد.
در کنار روند تحولات جنگافروزي عربستان و جنايات آلسعود در يمن و البته مقاومت يکپارچه يمنيها در برابر اين تجاوزات يک نکته مهم در سياست عربستان و حاميانش مشاهده ميشود و آن ادعاهاي ضد ايراني آنان است.
هر چند که سخنگوي امنيت ملي آمريكا رسما اذعان ميکند که سندي دال بر حمايت ايران از انصارا... وجود ندارد اما مقامات و رسانههاي عربستان در کنار برخي کشورهاي رعبي نظير امارات و بحرين ادعاي حضور ايران در يمن را مطرح و چنان القاء ميسازند که آنها در حال جنگ با ايران ميباشند.
البته ديدگاه ملتهاي منطقه با اين ادعاها متفاوت است چنانکه نخبگان و انديشمندان جهان عرب رسما بر اين امر تاکيد دارند چنانکه حسنين هيکل انديشمند بزرگ مصري ميگويد: ادعاي دخالت ايران در يمن دروغي براي توجيه مردم يمن است و کشورهاي منطقه به جاي اتهامزني به ايران بايد به توسعه روابط با آن روي آورده و از تجربيات آن براي ثبات امنيت برخوردار شوند. حال اين سئوال مطرح ميشود که چرا سران عربستان و معدود متحدان باقي مانده براي آنان ادعاهاي ضد ايراني را مطرح ميسازند؟
نخستين مسئله آن است که آنچه در يمن روي داده در مرحله اول انسجام و وحدت ملي در تحقق اهداف انقلاب بوده که سرنگوني نظام دستنشانده عربستان يعني منصور هادي را رقم زد در مرحله دوم نيز همزمان با حملات عربستان به يمن، ارتش، مردم انصارا... در کنار يکديگر همزمان در جبهه مبارزه با تروريسم و مقابله با حملات عربستان قرار گرفتند.
وحدت و يکپارچگي يمنيها و دستاوردهاي آنها ميتواند الگويي براي ساير کشورهاي عربي باشد. عربستان و متحدان عربي و غربي آن براي اهميتزدايي از وحدت يمنيها در کنار انتشار اخبار و گزارشهاي ساختگي با محوريت تقابل شيعه و سني در يمن با ادعاي دخالت ايران در يمن برآنند تا ماهيت مردمي و وحدت گرايانه انقلاب يمنيها به خارج از اين کشور نسبت دهند تا به زعم خود از وحدت يمنيها اهميتزدايي نمايند.
نکته ديگر آنکه عربستان در يمن تنها مانده به گونهاي که حتي متحدان اين نظير افغانستان و پاکستان و ترکيه نيز حاضر به مشارکت فعال در طرح حمله به يمن نشدهاند. عربستان که به شدت از ضعف نظامي رنج ميبرد و از شکست در برابر مقاومت يمن آگاه است با برجستهسازي نام ايران و برانگيختن احساسات عربيت جوانان، خواستار حضور آنها در ارتش عربستان ميشود.
مشابه اين سناريو را در تحرکات رسانههاي غربي ـ صهيونيستي براي ترويج جوانان براي پيوستن به داعش با ادعاي مقابله با هلال شيعي ميتوان مشاهده کرد.
سوم آنکه کشورهاي غربي در فضاي رسانهاي و تبليغاتي تلاش دارند تا ايران را تهديد امنيت منطقه معرفي و با اين ادعا عدم لغو تحريمهاي ايران و زيادهخواهي هستهاي را اجرايي سازند. ادعاي ضد ايراني جنگافروزان در يمن ميتواند بهانهاي براي غرب باشد تا با ادعاي رفع نگراني کشورهاي منطقه از فعاليتهاي ايران، زيادهخواهيهاي خود در مذاکرات و عدم لغو تحريم را پيگيري نمايند هر چند که مقامات و دستگاه اطلاعاتي آمريکا بارها اعتراف کردهاند که ايران در يمن نقش ايفا نميکند و در نهايت يک نکته مهم مطرح است و آن وضعيت عربستان در يمن است اگر ائتلاف عربستان آمريکايي در يمن پيروز گردد جهانيان آن را پيروزي نميدانند چرا که پيروزي کشورهاي تا دندان مسلح بر مردم فقير يمن بوده که جزء 10 کشور فقير جهان است. اين پيروزي هرگز نميتواند افتخاري براي عربستان و متحدانش باشد. در صورت شکست در يمن نيز يک رسوايي بزرگ براي عربستان براي عربستان و آمريکا رقم خواهد خورد. شکست در برابر فقيرترين کشور عربي در حالي که ائتلاف مذکور در سوريه نيز دستاوردي نداشته به انزواي گسترده عربستان منجر خواهد شد در حالي که آمريکا به دليل عدم ورود به جنگ با سرزنش متحدان عرب خود مواجه خواهد شد. اين سناريو را ميتوان مطرح کرد که ائتلاف آمريکايي- عربستاني با برجستهسازي نام ايران به دنبال زمينهسازي پيشدستانه براي آينده تحولات هستند. آنها برآنند که در صورت شکست چنان ادعا کنند که با ايران و حزبالهي جنگيدهاند که قدرت اول منطقه هستند تا از عظمت شکست در برابر يمن بکاهند و در صورت پيروزي در يمن که بسياري آن را دور از ذهن ميدانند چنان ادعا نمايند که بر ايران پيروز شدهاند تا آن پيروزي را بزرگ جلوه دهند.
با اين وجود جهانيان اذعان دارند که شکست عربستان در يمن قطعي است و ادعاي آنها بر نقش ايران نيز براي پنهانسازي عمق شکست عربستان از يمنيها ميباشد.