پل طبيعت در زيباترين نقطه تپههاي عباسآباد شكل گرفت. پلي بينظير و بينهايت زيبا كه جلوه اراده دو نسل، نسل جنگ و نسل جوان امروز را نشان ميدهد، پلي كه خاطره خيبر شناور ديروز را به سازه خيالانگيز امروز بر فراز خيابانهاي پايتخت پيوند ميزند كه مردم خيلي زود آن را پذيرفتند و با آن انس گرفتند. استقبال مردم از پل طبيعت به گونهاي بود كه تصور ميشد خيلي زود در مجامع جهاني بدرخشد. كسب جايزه انتخاب اول مردم و جزو پنج انتخاب برتر ۳۰۰ معمار برجسته جهان در مسابقه معمار شهريعراقيان در اينباره ميگويد:«نسبت به رشته معماري شناختي نداشتم. كسي هم در بين دوستان، فاميل و اطرافيان نبود كه پيشتر در اين رشته تحصيل كرده باشد و برايم از آن بگويد يا اطلاعاتي از اين رشته به دست بياورم. ولي هميشه تصور ميكردم كه معماري رشته جالبي ميتواند باشد. ميتوانستم تصور كنم كه اين رشته تلفيقي بين نقاشي و رياضي است. پس از قبولي در دانشگاه و آغاز تحصيل، متوجه شدم كه اين رشته را دوست دارم.»
ورودش به جهان حرفهاي كار و فعاليتش با تأسيس يك شركت آغاز شد؛ شركتي كه توانست خيلي زود فعاليتش را گسترش دهد.«سال 84 به همراه مهندس بهزادي و مهندس بنيآدم اولين شركت متخصص در زمينه طراحي و اجراي سازههاي پارچهاي را در كشور تأسيس كرديم. در واقع اولين ايده ساخت سازههاي پارچهاي در ايران را مهندس بهزادي مطرح كردند و نتيجه تأسيس شركتي شد كه تا آن زمان در كشور نمونه مشابه نداشت. يعني ما جزو اولين كساني بوديم كه در ايران يك شركت طراحي و ساخت سازههاي فضايي نوين راهاندازي كرديم».
ادامه فعاليت كاري در زمينه سازههاي پارچهاي، عراقيان را به تپههاي عباسآباد كشاند. جايي كه خود او ميگويد:«سال 87 طي يك اتفاق كاري با شركت نوسازي اراضي عباسآباد آشنا شديم و در اين روند كاري اولين نمونههاي سازه پارچهاي مثل آمفي تئاتر آب و آتش، پوشش بازار گل و پل ابريشم 2 در اراضي عباس آباد را در شركت خودمان طراحي و اجرا كرديم. در واقع اولين پلي كه در اراضي عباسآباد اجرا شد، ابريشم 2 بود و البته در همان روزها مهندس ميرميران در دفتر نوسازي اراضي چند نمونه پل ديگر را هم براي اجرا در نظر داشتند.»
نخستين ايده، نخستين گامبراي دختري 25 ساله كه اولين تجارب كارياش را در شركتي به دست ميآورد، تصور كردن در مورد احداث يك پل عظيم كار سادهاي نبود. بيشتر شبيه يك رؤيا بود اما بههرحال اين كار بزرگ از يكجا بايد شروع ميشد و اين نقطه باز هم در تناسب ميان معماري و اراضي عباسآباد بود.
عراقيان ميگويد: «همان سال مديران شركت نوسازي اراضي عباسآباد مسابقهاي را براي طراحي سازهها و پل مربوط به اراضي برگزار كردند و از شركتهاي صاحبنظر خواستند كه نظرات و طرحهاي خودشان را ارسال كنند. با اين نگاه كه نيروهاي شركت ما جوانان خوشفكر و ايدهپردازي بودند، از ما هم خواسته شد كه در اين مسابقه شركت و طرحهايمان را ارسال كنيم. حقيقت اين بود كه من انتظار نداشتم گروه ما طرحي را در چنين مقياس بزرگي ارائه و اجرا كند اما مهندس بهزادي از همان روز اول مطرح شدن مسابقه طراحي ميگفتند كه من مطمئنم اگر طرح ما خوب باشد مديران نوسازي اراضي عباسآباد آن را اجرايي ميكنند. او به پشتوانه تجربههاي قبلي ما معتقد بود كه آنطرف اين مسابقه گروه ارزيابي قرار دارند كه اگر منصفانه ما را انتخاب كنند از ما حمايت هم ميكنند».
عراقيان از طرحي بر كاغذ ميگويد، طرحي كه شايد هيچگاه فرصت بروز نداشت: «متأسفانه در كشور ما بسياري از مسابقاتي كه در اين زمينه برگزار ميشود تنها در حد و اندازه ايدهها و طرحهاي روي كاغذ باقي ميماند و كمتر طرحي شانس برنده شدن و اجرايي شدن پيدا ميكند. من هم با چنين تفكري به خودم گفتم مشكلي نيست حتي اگر طرحي ارائه كنم كه اجرا نشود و فقط روي كاغذ بماند بايد اين طرح، طرحي باشد كه حتي روي كاغذ هم جزو برترينها حساب شود. از همان اول به يك طرح بزن در رو فكر نميكردم و ميخواستم تمام تلاشم بر اين باشد كه طرح من جزو بهترينها باشد».
اما خيلي زود اين ذهنيت تغيير كرد چراكه طرح عراقيان در رقابت با چند طرح ديگر برنده مسابقه شناخته شد. در گام اول طرح عراقيان از ميان طرحهاي مختلف به مرحله دوم راه يافت و در نهايت در مرحله دوم و ضمن مقايسه با چهار طرح برتر ديگر، سازه فعلي به عنوان سازهاي زيبا و قابل اجرا شناخته شد. از اين رو كار براي اجراي آن درنظر گرفته شد و بررسيهاي حرفهاي روي ساخت، سازه و محل آغاز شد.
يك تجربه غيرمعمارانه البته در شناسنامه كاري شركت عراقيان و بهزادي وجود داشت، طرح پل ابريشم 2. او ميگويد:«طراحي پل طبيعت اولين نمونه طراحي پل براي شركت نبود چون ما پيش از آن ابريشم 2 را كه پلي با دهانه 40 يا 50 متري است طراحي و اجرا كرديم كه اگرچه ذوق معماري خيلي در آن به چشم نميآيد و بسيار ساده است اما كار شركت ما بود. در عين حال پل طبيعت پلي بود كه كاملاً بر اصول طراحي و ذوق اعضاي شركت ما پيريزي شد.» شايد همين اتفاق كافي بود كه گام بعدي براي طراحي و ساخت پلي متفاوت مورد توجه قرار گيرد.
تلاش جمعي باعث ساخت پل شدماجرا تكرار يك نام نيست. ليلا عراقيان از صدها نفري نام ميبرد كه هر كدامشان تأثير انكارناپذيري در اجراي اين پروژه داشتند. افرادي كه هر كدام در روزگاري كه كشور با سختترين تحريمها دست و پنجه نرم ميكرد به قوت، تلاش، ايده و بازوي جوانان ايراني توانستند اين سازه عظيم و زيبا را به پايان برسانند. ليلا عراقيان در اينباره ميگويد: «حقيقت اين است كه در حرفه ما هيچ كاري را نميتوان يك نفره و به تنهايي تمام كرد. يك نفر طراحي سازه را بر عهده ميگيرد و ديگري طراحي فضا. حتي در بين اعضاي شركت سازنده هم تخصصها و مهارتهاي كاري فرق ميكند. دقيقاً به همين دليل است كه من اين روزها وقتي ميبينم تنها اسم من براي طراحي پل طبيعت برده ميشود ناراحت ميشوم چون انگار زحمات بقيه دوستان كه گروه صدنفري بودند ديده نميشود. واقعيت اين است كه اگرچه من، ليلا عراقيان بودم كه نشستم و ايده اوليه اين پل را روي كاغذ كشيدم اما در مراحل بعدي مثل مسابقه و تكميل طرح، عليرضا بهزادي و سحر ياسايي تنها نمونهاي از كساني بودند كه همراهيام كردند.»
عراقيان از افراد ديگري نيز ياد ميكند. از قرارگاه خاتم كه توانست ايده او را به خوبي به اجرا درآورد. او در فرصت شناخته شدن خودش حتي فراموش نميكند تلاش بسياري از افرادي را كه هر كدامشان سهمي بزرگ در شكلگيري اين طرح داشتند و باعث شدند امروز پل طبيعت بر صدر اخبار و علاقهمنديهاي مردم ايران قرار بگيرد.
رازآلود همچون پل طبيعتميتوان گفت كه پل طبيعت پلي است با 14 هزار قطعه فولادي. ميتوان گفت كه 2 هزارتن وزن دارد اما اينها دليل جذابيت پل طبيعت نيست. اين پل، پلي است متفاوت كه تنها براي رفتن نيست، بلكه جايي است براي ماندن، مكاني است براي خلق خاطرات جديد.
عراقيان از اولين ايده براي شكلگيري اين پل ميگويد: «اولين فكرم اين بود كه ميخواستم پلي طراحي كنم كه برخلاف تصور معمول و پلهايي كه وجود دارد، پلي براي عبور نباشد بلكه پلي باشد كه بتوان روي آن توقف كرد، ماند، ديد و لذت برد. از آنجا كه همان روزهاي اول قرار بود اين پل بين دو بوستان بزرگ قرار بگيرد و من مطمئن بودم كه بايد پلي طراحي كنم براي مردمي كه ميآيند به اين دو بوستان، پلي قابل ماندن باشد. پس همان فكر اوليه پل طبيعت هم برايم متفاوت از ساير طراحيها بود. در نتيجه آن چيزي كه امروز روي پل طبيعت ميبينيم چيست؟ ما روي اين پل، نيمكت، رستوران، كافيشاپ و منظرههاي عالي ميبينيم كه همه هزار و يك بهانه شدهاند براي آمدن و ماندن آدمها روي پل طبيعت.»
او ادامه ميدهد: «نكته دوم و حائز اهميت در مورد طراحي پل اين است كه معمولاً طراحان براي ساخت بهصرفه و سبك پلها سعي ميكنند پلها را صاف، يك طبقه و سبك بسازند اما وقتي آدم روي اين پلها كه در سطح شهر به وفور وجود دارد قدم ميزند، يك نگاه سطحي، تك بعدي و مسيري صاف ميبيند. در واقع پرسپكتيو تك نقطهاي پلهاي معمول فقط آدمها را به رفتن امر ميكند، اما آنچه در طرح قوسي پل طبيعت ميبينيم باعث ميشود فردي كه روي اين پل قدم ميزند نقطه انتهايي را نبيند و همين رازآلود بودن پايان پل، قدم زدن روي آن را ديدنيتر ميكند. مردم وقتي روي پل قرار ميگيرند بيشتر از آنكه بهفكر رفتن باشند تصميم ميگيرند بمانند و نقاط رمزآلود اين پل را رمزگشايي كنند».
يكي ديگر از ايدههاي اصلي كه براي ساخت چنين پلي مورد توجه قرار گرفت، از زبان عراقيان اينگونه بيان ميشود: «نكته سوم در طراحي اين بود كه معمولاً معماران پلها را به دليل كاربرد مصالح در آنها طراحي نميكنند. در واقع اغلب پلها معمار ندارند و صفر تا صد كار را طراحان سازه برعهده ميگيرند اما در پل طبيعت يك معمار اول طراحي كرد و مرحله بعد تازه مهندسان سازه كه از يك شركت ايتاليايي بودند محاسبات را انجام دادند. البته نكات بسيار مهم ديگري هم در طراحي اين پل مورد توجه قرار گرفت، براي مثال ما بايد ميديديم كه در كدام نقاط تراكم درختان پايينتر است تا بتوانيم ستونها و پايهها را مستقر كنيم چون قرار بود در سر هر ستون فضاي آزادي براي ايستادن و چشمانداز مناسب قرار بگيرد. نكته ديگر اينكه هدفمان بر اين بود كه چون اين پل حدواسط دو بوستان بود ميخواستيم در بعضي نقاط پل در بين درختان و طبيعت محو و هضم شود دقيقاً به همين دليل است كه در دهانه 50 تا 60 متري بوستان آب و آتش شما نميتوانيد تشخيص بدهيد كجا نقطه پايان پل و كدام قسمت شروع بوستان است. به طور كلي هم ميشود گفت طبقه اول به دليل طراحي و فضاي نشستن كه وجود دارد بيشتر محلي براي ماندن است، در طبقه دوم اگرچه فضاي ماندن و نشستن كمتر است اما باز هم جاي ايستادن وجود دارد و در نهايت طبقه سوم با چشمانداز منحصر بهفرد و دو قسمت پهن سر ستونها فضايي شده براي ماندن، ايستادن و ديدن.»
1+3 جايزه براي يك پلهر سازه و بنا و اثري كه ساخته ميشود ميتواند مورد توجه نهادهاي مختلفي باشد. برخي سازهها جوايز زيادي دريافت ميكنند، اما شهروندان از كنار آنها به راحتي ميگذرند بدون آنكه توجهي به آن داشته باشند. برخي سازهها نيز پيش از آنكه در مسابقات مختلف مقام بياورند، مورد توجه مردم هستند. پل طبيعت نيز اينگونه است.
اين پل چه در روزگار ساخت و چه در روزهايي كه به بهرهبرداري رسيده است، جوايز متعددي را برده است. اما به تعبير عراقيان اصليترين جايزه، حضور مردم بر فراز اين پل است: «سال 92 كه پل طبيعت هنوز افتتاح نشده بود سازه برتر فولادي كشور در بخش پل و برنده جايزه خشت طلايي تهران براي فضاهاي گردشگري شد. در كنفرانسي كه مربوط به پلسازي بود جايزه پل برتر كشور را كسب كرد. پل طبيعت در بخش مهندسي و معماري مسابقات آركي تايزر هم فيناليست شد و در بخش بزرگراهها و پلها هم برنده منتخب مردم شد. البته در بخش رستورانهاي همين مسابقات هيئت ژوري به طرح رستوران يك معمار ايراني، هومن بالازاده، هم جايزه اعطا كرد.»
هدف رضايت مردم استهر طرح كه از روي كاغذ به بيرون ميآيد و جان ميگيرد، اتفاقاتي را هم در پي دارد. طرح ذهني چندان نميتواند تأثيرگذار باشد. اما شكلگيري يك سازه عظيم در دل تپههاي عباسآباد ميتواند بر هر شهروندي تأثير بگذارد. يك سازه به بزرگي پل طبيعت ميتواند در كشاندن مردم به منطقه خاصي از تهران مؤثر باشد. صدالبته كه معمار و طراح چنين طرحي احساسات شنيدني از عكسالعمل مردم خواهد داشت.
عراقيان از حس خود در برابر اين سازه وقتي براي اولين بار آن را ديده ميگويد: «زمان ساخت پل من در ايران نبودم و دورادور بهوسيله عكسهاي ارسالي از روند ساختن پل خبر داشتم اما از آنجاكه عكس نميتواند ديد دقيقي از اندازه و فضاي سازه بدهد خيلي در فضاي ساخت پل نبودم. اولين بار پيش از افتتاح پل روي آن قدم زدم و بعد از افتتاح وقتي ميديدم مردم چقدر از آمدن و ماندن روي پل خوشحال هستند احساس وصفنشدني داشتم. وقتي ميديدم مردم از هر لحظه بودن روي پل چطور لذت ميبرند، از كاري كه كرده بودم احساس رضايت ميكردم. اعتراف ميكنم كه پيش از تكميل پل چون طراحي با اين مقياس اولين تجربه من بود احساس نگراني داشتم و مطمئن بودم اگر من يك معمار سابقهدار بودم چنين نگرانياي نداشتم. لطف خدا بود كه در نهايت سازه همان چيزي شد كه انتظارش را داشتم و هميشه در ذهنم ترسيم ميكردم فقط چراغهايي كه روي پل نصب كردهاند كمي متفاوت از تصور من بود. بهغير از اين، از همه چيز راضي بودم. وقتي از دور پل را ميبينم يا صحبتش را از زبان مردم ميشنوم و عكسالعملهاي مردم را ميبينم، واقعاً احساس خوبي از صميم قلب دارم، ميدانيد دقيقاً در اين لحظههاست كه از كار و طراحيام نهايت رضايت را دارم.»
شرمنده مردم هستمشهروندان به عنوان اولين و تنها استفادهكنندگان واقعي سازه پل طبيعت هستند. آنها هستند كه از راه رفتن روي پل احساس لذت ميكنند. فقط آنها هستند كه حس نابي را درك ميكنند كه از اين پل در درونشان شكل گرفته است چون اين پل با هدف رضايت آنها طراحي و ساخته شده است.
عراقيان هم از برخورد مردم ميگويد؛ از احساسي كه مردم نسبت به او داشتهاند: «چند مدت اخير، بعد از عيد و اوج بازديدهاي مردم من واقعاً عكسالعملهايي از مردم ديدهام كه شرمندهام كردهاند. من پيامهاي كوتاه، ايميلها و تماسهايي داشتم از كساني كه حتي من را نميشناختند اما فقط ميخواستند بهخاطر طراحي پل از من تشكر كنند. همين عكسالعملها فوقالعاده برايم ارزشمند بوده و هست.
عراقيان ادامه ميدهد: «براي من اين عكسالعملها از سوي مردم مثل تلنگري است كه آرزو كنم كاش ما در اين كلانشهر آنقدر فضاي خوب و مناسب داشتيم كه ميتوانستيم بهترين طراحي سازهها را براي مردم تدارك ببينيم. دوست داشتم آنقدر در تهران همانند پل طبيعت داشتيم كه مردم از ديدنش آنقدر شگفتزده نميشدند. كاش پل طبيعت يكي از هزاران پل رضايتبخش، زيبا و منحصربهفردي بود كه ما براي مردممان ساختهايم. اما همين پل فرصت خوبي بود كه من معمار بدانم مردم از سازههايي كه كرامت انساني در آنها لحاظ و برتري انسان نسبت به ماشين حفظ ميشود، استقبال ميكنند. من بعد از ساخت پل طبيعت بود كه متوجه شدم مردم از اينكه در ساخت و سازها بيشتر از ماشين و صنعت ارزش داشته باشند، خوشحال ميشوند.»
معمار پل طبيعت ميگويد: «الان ديگر زمان آن رسيده كه ما متوجه شويم مردم در تهران فضاهاي اينچنيني را كه بتوانند در آن دور هم جمع شوند، نياز دارند. چه بهتر كه بهفكر سازههاي اينچنيني بيشتري باشيم. تهراني كه امروز ما حتي از قدم زدن در پيادهروهايش به واسطه تردد خطرناك موتورسيكلتها هراس داريم؛ تهراني كه كمتر جايي از آن را ميشود پيدا كرد كه عابر پياده با آرامش خاطر قدم بزند، مردمش نياز به چنين توجهي براي فضاسازي داشته و دارند.»
از همه مهمتر اينكه مردم براي حضور و لذت بردن از اين پل نبايد هزينهاي بپردازند و حتي كودك فالفروش هم ميتواند با همان وسعش بيايد از اين پل لذت ببرد. در واقع اين پل متعلق به هيچ گروه با هيچ ويژگي خاصي نيست، متعلق به همه مردم است و اين براي من ارزشمند است.