علم به معناي «فن جامع مسائل هماهنگ» از جهات گوناگون قابل تقسيم است: حقيقي و اعتباري، عقلي و نقلي، انساني و طبيعي، تجربي و تجريدي، برهاني و عرفاني، نظري و عملي و امثال آن. بنابراين بخشي از علوم كه برخاسته از متون مقدسند مثل تفسير، فقه، اخلاق، حقوق و امثال آن علومي دينياند، هيچ شكي نيست؛ اما مسئله و اختلاف صاحبنظران در اين است كه آيا دانشهاي ديگري مثل روانشناسي، جامعهشناسي، اقتصاد، شيمي، فيزيك، رياضيات و امثال آن قابليت تقسيم به ديني و غير ديني را دارند يا نه.
يكي از دلايلي كه از سوي برخي از مخالفان علم ديني مطرح شده اين است كه مدعياند با اسلامي دانستن علوم، نادرستيها و خطاهاي آنها به پاي دين نوشته و تزلزل آنها به تزلزل در معارف و آموزههاي ديني كشيده ميشود، اما بايد دانست كه آشكار شدن خطاهاي معرفتهاي بشري حتي در علوم نقلي امري شايع، طبيعي و پذيرفته شده است، اين همه اختلافاتي كه در تفسير قرآن يا فتاواي فقهي ديده ميشود مگر خللي به «منبع ديني بودن و حجيت نقلي» آنها وارد كرده است؟ اصولاً چنين اموري، خطاها و نادرستيهاي فهم بشري از متون ديني را آشكار ميكند نه خطاي صاحب شريعت و اصل دين را.