
نمايشگاه كتاب تهران بيش از هر چيزي خاطرات نوستالژيك را براي آدمهاي شهر تداعي ميكند، ياد روزگار دانشآموزي كه در پي يافتن كتابهاي تست و كنكور تمام دالانهاي نمايشگاه را زيرورو ميكرديم تا در نهايت بتوانيم كتابهاي مورد نظرمان را پيدا كنيم، البته اين روزها محل برگزاري نمايشگاه ديگر مانند آن سالها، غرفههاي تو در توي نمايشگاه بينالمللي نيست و چند سالي است كه دالانهاي شبستان و رواقهاي مصلاي تهران ميزبان اين گردهمايي انتشاراتي كشور هستند.
نمايشگاه امسال با نمونههاي دهه پيش، اما يكسانيهايي هم دارد، مانند حضور گسترده دانشآموزان و پشتكنكوريها كه غرفههاي كمك آموزشي را زيرورو و در نهايت با يك مشت كتاب تست و ابزارهاي كمكآموزشي و فلشكارت نمايشگاه را ترك ميكنند. قسمت انتشارات دانشگاهي هم امسال از پرمراجعترين غرفهها بوده است. دانشجويان نهتنها از تهران بلكه از ساير استانهاي كشور راه تهران و مصلاي بزرگش را در پيش گرفتند تا در ميان غرفههاي انتشارات دانشگاهي، ردپاي كتب مورد نظر خودشان را بيابند. اما از همه اين حرفها كه بگذريم، نشاطي كه كودكان در غرفههاي كودك و نوجوان بهپا ميكنند، صفاي ديگري به روزهاي نمايشگاه ميدهد؛ حجمي از كودكان شادي كه براي نقاشي روي صورتهايشان صف بستهاند و در ميان كتابهاي رنگارنگ و پر از عكس به دنبال كاراكتر دوستداشتني كارتونهايشان ميگردند. خانوادهها هم ديگر طيفهايي هستند كه به خصوص در روزهاي تعطيلي پاي ثابت نمايشگاه ميشوند و برخي از خانوادهها هم با بساط پيكنيك، زيلو، ناهار و ميوه راه مصلي را در پيش ميگيرند تا با هدف تفريح، گريزي هم به سالنها و كتابهايشان بزنند.
همه كساني كه پايشان براي يك بار به مصلي و نمايشگاه كتاب رسيده است، ميدانند كه غرفههاي فروش اغذيه حياط مصلي كاسبيشان خيلي داغتر از فروش غرفههاي كتابفروشي داخل شبستان است و خيلي از مراجعان نمايشگاه زماني كه از شلوغي اين همه غرفه خسته ميشوند، براي رفع گرسنگي و خستگي راه غرفههاي اغذيهفروشي حياط را در پيش ميگيرند تا به داغي بازار آنها دامن بزنند. در نهايت شايد نمايشگاه كتاب تأثير چشمگيري در افزايش سرانه مطالعه نداشته باشد، همين كه اين حجم از مراجع با هدف خريد كتاب از سراسر ايران، راه تهران و مصلي را در پيش ميگيرند، اتفاق خوبي است كه با فرهنگسازي رسانهاي ميتواند به اتفاقهاي بهتري هم بينجامد.