روزهايي كه بر ما ميگذرد، تداعيگر سالروز ارتحال عالم مجاهد، حضرت آيتالله العظمي حاج ميرزا مسلم ملكوتي سرابي(قده) و يادآور فضل و جهاد آن بزرگوار است. در اين موسم تكريم، مناسب ديديم كه يكي از واپسين گفت وشنودهاي ايشان كه در آن به بيان خاطرات خويش از رهبر معظم انقلاب پرداختهاند را به شما تقديم داريم. اميد آنكه مقبول افتد.
با تشكر از حضرتعالي به لحاظ شركت در اين گفتوشنود، لطفاً در آغاز بفرماييد كه چگونه و از چه طريق با رهبر معظم انقلاب آشنا شديد و چه خصالي را در ايشان برجسته ديديد؟
بسماللهالرحمنالرحيم. بنده در نجف بودم كه شنيدم مقام معظم رهبري حضرت آيتالله خامنهاي (دامت بركاته) و عده ديگري از دوستان جمعي به نام جامعه مدرسين را پايهگذاري كردهاند. معظمله و برادر بزرگشان آقاسيد محمد، از بنيانگذاران اصلي جامعه مدرسين هستند. بعد كه از نجف برگشتم...
هنگامي كه ايرانيها را از عراق اخراج كردند؟
خير، بنده براي تعطيلات تابستان به ايران آمدم و قصد داشتم برگردم كه ايرانيها را از عراق اخراج كردند و ديگر نتوانستم برگردم. به دليل اينكه قبلاً آمدم و جزو معاودين نبودم، وسايلم را نياورده بودم و هرچه داشتيم در عراق ماند. به هر حال در اين مقطع، با ايشان كه در مشهد بودند آشنا شدم. ايشان درآن دوره، در امور مبارزاتي با مدرسين حوزه قم مرتبط بودند و هماهنگ عمل ميكردند و از نظر فضل و روحيه انقلابي و مبارزاتي نزد همه شناخته شده بودند.
شما پس از پيروزي انقلاب، پس از شهادت آيتالله قاضي و آيتالله مدني امام جمعه تبريز شديد. در اين دوره ارتباط شما با ايشان چگونه تداوم پيدا كرد؟
بله، بعد از آن دو بزرگوار بنده اين سمت را پذيرفتم. در آن موقع شوراي سياستگذاري براي انتخاب ائمه وجود نداشت و شورايي كه اين وظيفه را به عهده داشت از طرف خود ائمه جمعه انتخاب شده بود. تنها در دو جا، امام جمعهها مستقيماً توسط خود امام منصوب شدند. يكي آيتالله مشكيني در قم و ديگري هم آيتالله خامنهاي در تهران بودند. سه نفر را هم ائمه جمعه انتخاب كردند. آيتالله خاتمي در يزد، آيتالله طاهري در اصفهان و بنده براي كل آذربايجان.
ما هر ماه در تهران جلسه داشتيم و در ساختمان رياست جمهوري خدمت مقام معظم رهبري ميرسيديم. شناخت و آشناييام از ايشان در اين جلسات نسبت به ايشان بيشتر و مراتب زهد، اخلاص، عدالت و سياستمداري ايشان بر من آشكارتر شد. مخصوصاً از جهت علمي و اجتهادي به آيتالله خامنهاي اعتقاد زيادي پيدا كردم و ايشان را مجتهد مطلق يافتم. اينك پس از سه دهه بنده به ضرس قاطع عرض ميكنم تا امروز ذرهاي انحراف از مسير مستقيم اسلام و خط امام در ايشان نديدهام و انصافاً لايقترين فرد براي رهبري هستند. روزي هم كه قرار شد در مجلس خبرگان به رهبري ايشان رأي بدهم، ذرهاي ترديد نداشتم.
هنگامي كه امام از دنيا رفتند، شما در تبريز بوديد؟
بله، شبانه به ما خبر دادند به تهران بياييم. به قزوين رسيده بودم كه خبر ارتحال امام را شنيدم. اول به جماران رفتيم كه جمعيت زيادي در آنجا بودند. بايد سريع خودم را به مجلس خبرگان ميرساندم، چون تعيين رهبري از هر امري مهمتر بود. هم دشمنان خارجي هم معاندين داخلي معتقد بودند با رحلت امام انقلاب تمام خواهد شد. يادم هست صحبت از اين بود كه رهبري شورايي باشد يا فردي. نظر مرحوم آيتالله آذري اين بود كه آيتالله گلپايگاني رهبر باشند و يك نفر را به عنوان نماينده تعيين كنند. البته پيشنهاد شورايي بودن رهبري مورد قبول واقع نشد.
از حال و هواي آن مجلس برايمان بگوييد؟ فضاي آن روز خبرگان را چگونه ديديد؟
موقعي كه من رسيدم، هنوز وصيتنامه امام را قرائت نكرده بودند و قرار شد پس از قرائت آن، درباره تعيين رهبر تصميمگيري شود. جلسه در محل سابق مجلس برگزار شد و نمايندگان خبرگان و مجلس شوراي اسلامي شركت كردند. مجلس پر از جمعيت بود. قرار بود حاج احمد آقا وصيتنامه را بخواند، ولي چون حالش خوب نبود، اين كار را به عهده آقاي اردبيلي ـ كه در آن موقع رئيس ديوان عالي كشور بود ـ گذاشتند، اما ايشان هم قبول نكرد. بالاخره قرار شد رهبر معظم وصيتنامه امام را بخوانند. پس از قرائت وصيتنامه بايد سريعاً رهبر انتخاب ميشد تا دشمنان داخلي و خارجي مأيوس شوند.
البته بنده از قبل به شايستگي و اهليت علمي و سياسي آقا اعتماد و اطمينان داشتم، ولي مرحوم آقاي محمدي گيلاني چندين بار قسم ياد كردند كه: پس از عزل آقاي منتظري وقتي به امام عرض شد حالا تكليف چه ميشود؟ امام گفته بودند: آقا سيد علي هست، نگران چه هستيد؟ بنابراين ايشان با اكثريت آرا رأي آوردند و رهبري ايشان تثبيت شد. اينك پس از ربع قرن كه از رهبري ايشان گذشته است، همچنان معتقدم وجود ايشان براي حفظ و تداوم انقلاب نعمت بزرگي است و در صلاحيت و شايستگي ايشان كوچكترين ترديدي ندارم. اگر ايشان نبود، حقيقتاً نظام با اين قدرت به راه خود ادامه نميداد و بايد از اين بابت خدا را همواره شاكر باشيم.
تحليلتان از شيوه رهبري ايشان در مواجهه با بحرانهاي عظيمي كه انقلاب با آنها مواجه شد، چيست؟
به اعتقاد بنده ايشان از مشاورهاي دقيقي برخوردارند و به همين دليل اشتباه نميكنند. بنده ايشان را عالم به غيب يا معصوم نميدانم، اما زهد، عبادت و خدمت خالصانه ايشان همانگونه كه قرآن وعده فرموده است، به ايشان فرقان داده است. هوشمندي و بصيرتي در اين حد حاصل تقوا، اخلاص و اتصال دائمي به حق است. هر ماه براي شركت در جلسه ائمه جمعه به تهران ميآمدم. ايامي كه با ماه رمضان مصادف بود، يادم هست كه ايشان دعاهاي شبهاي رمضان را با چه سوز و گداز خاصي ميخواندند. جنبه عبادي و تضرع ايشان به درگاه احديت، همواره از جنبههاي بسيار جالب شخصيت ايشان برايم بوده است. شيوه ايشان در رهبري مبتني بر شيوههاي عقلاني و ديني بسيار تأثيرگذار است.
تاكنون در امور مملكتي با شما هم مشورت كردهاند؟
ايشان با همه مشورت ميكنند. بنده هم روي ارادتي كه به ايشان دارم، اگر مطلبي به ذهنم برسد، خدمتشان عرض ميكنم. بنده ايشان را از جميع جهات تأييد ميكنم و تا امروز رفتار و گفتار خلاف عدالتي از ايشان نديدهام. اگر ايشان نبود، معلوم نبود در مصائب و بحرانهايي كه پيش آمد، از جمله قضاياي 88، چه بر سر اين كشور ميآمد. خداوند ايشان را براي تداوم اين انقلاب حفظ كرد و اين سعادتي بود كه نصيب ما شد.
به مديريت ايشان در مواجهه با فتنه سال 88 اشاره كرديد. ارزيابيتان از اين قضيه چيست؟
اين فتنه حادثه بسيار مهمي بود و ابداً كمتر از فاجعه از بين رفتن نخستوزير و رئيسجمهور در يك روز در اوايل انقلاب نبود. هر جاي ديگري قضيهاي شبيه به فتنه 88 پديد ميآمد، آن نظام از هم پاشيده ميشد، اما با مديريت مؤيد به فضل الهي ايشان و هوشياري مردم كه دقيقاً به دستورات ايشان عمل كردند و وليفقيه خود را تنها نگذاشتند، فتنهاي كه صددرصد متكي به حمايت و پول عوامل استكبار بود، با حداقل هزينهها مهار شد. اين فتنه صرفاً يك حركت داخلي نبود، بلكه دشمنان خارجي اسلام و انقلاب هم از اين موقعيت نهايت استفاده را كردند. البته بحرانها يكي دو تا نيستند. وضعيت كشورهاي اسلامي هم كمتر از آن نيست كه رهبري با نهايت هوشمندي، درايت و مديريت ميكنند. ايران نقش بسيار مؤثري در حمايت از حركتهاي مردمي و مبارزات مردم در كشورهاي اسلامي دارد و تحت رهبريهاي داهيانه ايشان به بزرگترين قدرت منطقه تبديل شده است. متأسفانه كشورهاي مدعي اسلام، اينك بيشترين خباثت را به مسلمانان ميكنند. حكومتهايشان خانوادگي است و جزيرهالعربي را كه محل بعثت رسولالله(ص) است، كردهاند عربستان سعودي! اما صدا از كسي در نميآيد. وهابيها كه ديدهاند اين اسم خيلي قبيح است، اسمشان را گذاشتهاند سلفي. اينها از قرن دوازدهم پيدا شدند. مساجد را خراب ميكنند. قرآنها را آتش ميزنند. آيا معلوم نيست كه غرب قصد دارد با اتكاي به اينها تاريخ اسلام را عوض كند و اسلام را از بين ببرد. انگلستان سه مذهب وهابي، بهايي و قادياني را درست كرد. قاديانيها در پاكستان و هندوستان، وهابيها در عربستان و بهاييها در ايران ايجاد شدند تا اسلام را از بين ببرند. اينها با امكانات و پولهاي فراواني كه غرب در اختيارشان ميگذارد، اوضاع فعلي را به وجود آوردهاند و هر روز جنايت تازهاي را در منطقه ميآفرينند. در فتنه سال 88 هم عوامل اينها بهشدت فعال بودند. غربيها بهشدت از توسعه اسلام ترسيدهاند و سعي ميكنند با عوض كردن تاريخ اسلام و تغيير نام حكومتها اسلام را ضعيف كنند، كما اينكه نام محل بعثت پيامبر اكرم(ص) را گذاشتند عربستان سعودي تا هويت اسلامي را به هويت فردي و قبيلهاي تبديل كنند.
آينده تشيع بهطور اعم و جمهوري اسلامي را بهطور اخص چگونه ميبينيد؟
ما معتقد به ظهور حضرت هستيم. با ظهور ايشان حقانيت شيعه تثبيت ميشود، اما زمان آن را نبايد تعيين كنيم، چون خود آقا هم اين را نميدانند. تعيين زمان كردن براي ظهور به ضرر تشيع و خلاف دين است.
اگر ما وحدت خود را حفظ كنيم و همواره پيروي از وليفقيه را سرلوحه زندگي خود قرار بدهيم، جمهوري اسلامي با اقتدار از همه بحرانها عبور خواهد كرد. محور وحدت ما ولايت فقيه است. نگاهي به سرنوشت حركتهاي انقلابي در كشورهاي اسلامي به خوبي نشان ميدهد كه بدون ولايت فقيه و در صورتي كه تفرقه پيش بيايد، همان وضعيتي پيش خواهد آمد كه مطلوب استكبار جهاني و صهيونيسم است. ما در عين آنكه با يكديگر اختلاف نظر و سليقه داريم، اين محوريت را بايد حفظ كنيم كه امام فرمود اگر ميخواهيد كشور آسيب نبيند، حامي ولايت فقيه باشيد. عبور از بحرانهاي مختلف اين حقيقت را بهخوبي اثبات كرده است.