
مهاجرت ورزشكاران افتخارآفرين و مدالآور يك كشور به ساير كشورها نميتواند مسئله سادهاي تلقي شود و نبايد به راحتي از كنار آن گذشت. يك ورزشكار در يك جامعه رشد و نمو پيدا ميكند و بعد با پرچم كشورش افتخارآفريني ميكند اما ناگهان جلاي وطن كرده و در جاي ديگري به ميدان ميرود. اينكه چه رخ ميدهد و چگونه با آنها برخورد ميشود كه اينگونه راضي ميشوند به تغيير تابعيت، مسئلهاي است كه نگاه كارشناسانه و دقت نظر بالايي را ميطلبد. چندي است كه مسئله تغيير تابعيت ورزشكاران ايراني بهخصوص از جانب يكي از همسايگان شمالي به شدت حاد شده است. دكتر عبدالحميد احمدي معاون وزير ورزش در اين خصوص بارها اظهارنظر كرده است. آنچه در زير ميآيد، نظرات او در گفتوگو با «جوان» در خصوص اين مشكل بزرگ پيش روي ورزش است.
طي سالهاي گذشته بارها شاهد پيشنهادهاي وسوسهانگيز كشورهاي ديگر به ورزشكاران ملي بودهايم. مسئولان چه راهكاري براي مقابله با اين مسئله در نظر گرفتهاند؟
اين موضوع در يك فرايند زماني طولاني بهوجود آمده و قطعاً در كوتاه مدت قابل بررسي نيست. اينكه ورزشكاري به خاطر پول وسوسه ميشود تا به كشورش پشت كند و به يك تيم ديگر برود بايد مورد آسيبشناسي اجتماعي قرار بگيرد. به نظر من در دوران گذشته اقداماتي انجام پذيرفته كه خيلي مثمر ثمر نيست اما در نظر داريم كارگروهي در اين باره تشكيل دهيم تا با بررسي همه جوانب، به صورت ريشهاي آن را حل و فصل كنيم.
اشاره كرديد به مشكلات مالي پس قبول داريد اصليترين مسئله در مهاجرت ورزشكاران پول است؟
قطعاً مهمترين مسئله مشكلات اقتصادي است، هرچند مشكلات فرهنگي هم در اين قضيه بسيار مشهود است. اگر ما ساختارهاي فرهنگي را در فدراسيونها شكل دهيم، بيشك روز به روز، شاهد رشد و ارتقاي مؤلفههاي فرهنگي در گستره تمامي فدراسيونهاي ورزشي كشورمان ميشويم كه در اين موضوع بسيار تأثيرگذار خواهد بود.
در اين ميان فدراسيونها چه نقشي ميتوانند داشته باشند؟
به نظر من خيلي زياد. ببينيد يك مربي فقط كارش پرورش و بالا بردن آمادگي جسماني يك مليپوش نيست بلكه يك مربي بايد در ارتقاي سطح فرهنگ ورزشكار هم بسيار كوشا باشد. ما نشستهاي مشتركي با رؤساي فدراسيونهاي ورزشي، در اين خصوص داشتهايم و تعاملات فرهنگي شايستهاي با اين مجموعهها برقرار كرديم. ما ميخواهيم ساختارهاي فرهنگي در فدراسيونها شكل بگيرد و روز به روز، شاهد رشد و ارتقاي مؤلفههاي فرهنگي در تمامي فدراسيونهاي ورزشي كشورمان باشيم. آسيبشناسي در حوزه ورزش، مسئلهاي بوده كه از آن غافل بودهايم و اين امر بايد از فدراسيونها شروع شود.
اينها درست، ولي وقتي ورزشكار ميبينيد كه ديگر كشورها براي كارش ارزش و بهاي بيشتري قائلند، آيا ميتوان باز هم فقط با آسيبشناسي جلوي مهاجرت او را گرفت؟
در گذشته امكاناتي كه الان هست نبوده اما ميدانيد كه در آن زمان چقدر يك مليپوش با تعصب و عرق براي كشور و باشگاهش مسابقه ميداد، با چه سختيهايي روبهرو بود اما همه را تحمل ميكرد. پس چه ميشود كه الان با توجه به اين همه امكانات برخي از ورزشكاران ما حاضرند براي پول به كشور ديگري بروند. به نظر من ورزشكار امروز ما نتيجهگرا شده است. يعني طوري با او برخورد شده كه در قبال هر پيروزي توقع مسائل مالي دارد براي همين با اولين پيشنهاد ديگر كشورها براي تغيير تابعيت حاضر به ترك كشورش ميشود. ما بايد با فرهنگسازي و ترويج مسائل فرهنگي در عرصه ورزش به دنبال ارزشي كردن اين مقوله باشيم. بحث گفتمان فرهنگي نبايد در حد حرف و شعار باقي بماند؛ حرفهاي شنيدني را بايد شنيد و آن را به عمل و برنامه تبديل كرد. ما بايد حرف ورزشكارانمان را هم بشنويم تا بهترين تصميم را بگيريم. پيرو صحبتهاي مقام معظم رهبري و تأكيد ايشان بر ايجاد فضاي اخلاقي و فرهنگي در عرصه ورزش، ما نيز موظفيم در اين حوزه، گستردهتر و اثرگذارتر عمل كنيم.
از تشكيل كارگروه ويژه در وزارت ورزش خبر داديد تا چه مرحلهاي پيش رفتهايد؟
با توجه به تغيير تابعيت ورزشكاران ايراني تصميم گرفتيم توجه جدياي به اين موضوع داشته باشيم و اين موضوع را از نظر فرهنگي و هويتي و حتي اقتصادي مورد بررسي قرار دهيم. قرار است در آينده نزديك كارگروهي در وزارت ورزش و جوانان تشكيل شود.
يعني با اينكه از حساسيت اين موضوع باخبريد اما همچنان خبري از اين كارگروه نيست؟
همانطور كه ابتدا گفتم، اين كار بايد كارشناسانه صورت گيرد. نميتوان در عرض چند روز قضيه را فيصله داد. بايد تمام نقطه نظرات را شنيد و بعد درباره آن تصميمگيري كرد.
بسياري از ورزشكاران ما با كمبود امكانات تمريني و شرايط سخت آمادهسازي براي مسابقات روبهرو هستند. براي اين مسئله و تأثير آن در روند مهاجرت آنها چه فكري كردهايد؟
قطعاً باعث دلزدگي و بيانگيزگي ورزشكار ميشود. وقتي از يك طرف مشكلات مالي وجود داشته باشد و از طرف ديگر بيمهري مسئولان و كمبود امكانات هم به آن اضافه شود، ديگر هيچ چيز براي ورزشكار باقي نميماند. معتقدم اگر نميتوانيم به لحاظ مالي ورزشكارانمان را متقاعد كنيم، بايد حداقل امكانات را براي مليپوش فراهم كنيم، در غير اين صورت نبايد انتظار زيادي از آنها داشت.
پس قبول داريد در اين شرايط مليپوش چارهاي جز رفتن ندارد؟
نه، اصلاً قبول ندارم. يك ورزشكار بايد در وهله اول به تيم و پيراهن كشورش تعصب داشته باشد. نگاه مالي در ورزش خوب است اما اندازه دارد و ما هميشه سعي كرديم طبق آئيننامه اجرايي پاداشها را پرداخت كنيم. نبايد يك ورزشكار فقط نگاه اقتصادي داشته باشد. متأسفانه الان بحث قهرماني ما با مسائل مالي آميخته شده كه اين اصلاً خوب نيست.
ولي آئيننامه پرداخت پاداشها هم با اشكالاتي روبهرو است، اين طور نيست؟
به نظر من آئيننامه نياز به بازنگري دارد. آئيننامهاي كه ما از آن صحبت ميكنيم صرفاً براي پاداش مالي به قهرمانان است. الان اگر حساب كنيم ميبينيم كه چه مبلغ قابلتوجهي پرداخت شده اما آيا باعث شده مشكلات ورزشكاران براي مادامالعمر حل شود. در واقع اشكال آئيننامه، جامع نبودن آن است. ما بايد كاري كنيم تا خيلي از مشكلات قهرمانان در آن گنجانده شود.
پس براي مقابله با اين پديده چه بايد كرد؟ آيا فقط فرهنگسازي و تقويت شرايط مالي كافي است؟
همه كشورها براي قهرمان مليشان در قبال مدالآوري هدايايي در نظر ميگيرند و اين عرف هم در ايران انجام ميشود اما متأسفانه در كشور ما كمي از حالت اجرايي خارج شده يعني ورزشكار ما در هر حالتي فقط براي مسائل مادي پا به مسابقات ميگذارد كه البته تا حدودي هم طبيعي است اما اگر در كنار اين موضوع بحث فرهنگسازي هم باشد، آن وقت يك ورزشكار با جان و دل براي كشورش افتخارآفريني ميكند. آن زمان است كه تعصب ملي رنگ ديگري به خود ميگيرد. حمايتهاي همهجانبه مسئولان بيشتر از قبل نمود پيدا ميكند و در نهايت باعث پيشرفت و اعتلاي ورزش ميشود.