کد خبر: 715639
تاریخ انتشار: ۰۷ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۶:۳۸
از سال 1337 در خدمت استاد مطهري بودم. ايشان اتاقي در كنار اتاق شوراي دانشكده داشتند.

وقتي استادان دانشكده جلسه داشتند يا ورقه‌هاي امتحاني را تصحيح مي‏كردند، تا ساعت 3 بعدازظهر در همان اتاق مي‏ماندند و از سوي دانشكده براي آنها ناهار، نوشابه و ميوه مي‏آوردند، اما استاد مطهري وقتي ظهر مي‏شد، به اتاق خودشان تشريف مي‏بردند. هميشه مقيد بودند اوّل نماز بخوانند، سپس ناهار مختصري كه معمولاً نان و پنير يا نان و انگور بود و از منزل همراه مي‏آوردند، صرف كنند. استادان و مسئولان اصرار مي‏كردند كه استاد مطهري به اتاق شورا برود و از ناهار دانشكده كه مثلاً چلوكباب برگ و غيره بود، صرف كنند، اما استاد قبول نمي‏كردند و عذر مي‏آوردند كه «غذاي من مخصوص است و غذاي دانشكده با من سازگار نيست»، اما اظهار نمي‏كردند كه چرا از غذاي استادان نمي‏خورند. من علتش را مي‏دانستم، استاد نيز گاهي مي‏گفتند: «اين ناهارها، حق خدمتگزاران و از بيت‏المال است. استادان حقوق خوبي دارند، خودشان بروند از بازار بخرند و بخورند. اين غذا حق ضعفاست.»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار