توقف تحميلي و اجباري مجموعه طنز انتقادي اجتماعي «در حاشيه» كه حاشيههاي فراواني براي سازندگان اين پروژه ايجاد كرده و همچنين بينندگان ميليوني سيما را پاي تماشاي آنتن شبانگاه شبكه 3 نشانده بود؛ اما و اگرهاي بسياري ايجاد كرده است. اينكه چرا مديران محترم سيما با آنكه بايد مدافع توليد مجموعههاي قوي و خوش ساختي چون «در حاشيه» باشند كه ميتواند ضمن تحليل و بررسي آسيبشناسانه مسائل و مشكلات اجتماعي، شادي و نشاط را ميهمان خانهها كند، در اثر اعمالنظر كساني كه در عرصه هنر صاحبنظر نيستند و بعضاً از رقباي گروه مديري محسوب ميشوند كه به شيوههاي غير فرهنگي براي توقف پخش اين سريال جنجالسازي كردهاند، پخش و توليد سريال را متوقف كنند؟ در صورتي كه دستورالعمل اصلي سازمان صدا و سيما در راستاي تصويرسازي از زندگي ايراني و اسلامي اهميت دادن به خواستهها و مطالبات مردمي است و با اينكه مردم و اهالي فرهنگ و هنر با استقبال از «در حاشيه» ديدگاههاي مثبت خود را اعلام كردهاند، چرا مديران اين سازمان بايد به جاي احترام به سليقه و علاقه مردم با حساب رفاقتها و رقابتها و تحميل نظرات غير كارشناسانه مانع تداوم نمايش يك مجموعه محبوب شوند.
از سوي ديگر مديران رسانه ملي بايد با ساخت توليدات با كيفيت و مخاطبپسند، راه را براي عرض اندام برنامهسازان صهيونيست ضدايراني و ضد اسلامي شبكههاي ماهوارهاي ببندند. بر همين مبنا بر مديران صدا و سيما واجب است كه براي نگه داشتن مردم پاي گيرندههاي رسانه ملي، با دعوت از هنرمندان قدرتمند و حرفهاي مانند گروه مهران مديري و سيروس مقدم و ساخت آثار منطبق با علائق مردم مانع از آن شوند كه بيهنران با ساختن برنامهها و طنزهاي سطحي باز هم در عرصه تلويزيون يكهتازي كنند و قافيه اقبال مخاطبان را به شبكههاي ماهوارهاي ببازند. به باور من نياز امروز جامعه به نشاط و شادماني، توليد آثار شاديبخش و اميد آفرين را در قالبهاي طنز و كمدي در دستور كار سينما و رسانه ملي قرار داده است، در همين راستا توقف حركت هنرمندانه هنرمندان نامآور حوزههاي طنز ميتواند سؤال برانگيز باشد. به هر حال بازنگري در سياست و برنامهريزيهاي رسانه ملي ميتواند هنرمندان شايسته را در جايگاه مناسب قرار دهد و بر مبناي باورهاي مردمي سريالهاي قوي و خوشساختي چون در حاشيه در جايگاه مناسب قرار گيرد.