
تحولات منطقهاي در خاورميانه، به گونهاي پيش ميرود كه قدرت جمهوري اسلامي ايران روز به روز بسط و توسعهاي بيشتر مييابد؛ قدرتي كه بر خلاف ديگر كشورها مديون سلاح و جنگ نيست، بلكه حاصل تبيين تفكر جمهوري اسلامي و درك اين تفكر از سوي مردم منطقه است، حركتي كه امام خميني(ره) آن را به درستي صدور انقلاب ناميدند.
درست در روزهاي نخستين پيروزي انقلاب اسلامي بود كه موضوع صدور انقلاب اسلامي به ديگر كشورها، مهمترين بحث مجامع روشنفكري وقت بود. موضوع براي نظام جمهوري اسلامي تا به حدي جدي و مهم بود كه اين موضوع در قانون اساسي كشور نيز مطرح شد و يكي از اصول قانون اساسي به اين بحث اختصاص يافت. بر اين اساس در اصل 154 قانون اساسي پيرامون حمايت از ملتهاي محروم و مستضعف بيان شده است: «جمهوري اسلامي ايران سعادت انسان دركل جامعه بشري را آرمان خود ميداند و استقلال و آزادي و حكومت حق و عدل را حق همه مردم جهان ميشناسد. بنابراين در عين خودداري كامل از هرگونه دخالت در امور داخلي ملتهاي ديگر از مبارزه حق طلبانه مستضعفين در برابر مستكبرين در هر نقطه از جهان حمايت ميكند.»
ديدگاههاي متفاوت پيرامون صدور انقلاببا توسعه بحث صدور انقلاب در جامعه نخبگاني وقت، چندين ديدگاه پيرامون موضوع صدور انقلاب در جامعه شكل گرفت. ديدگاه نخست، كه بيشتر طيف ناسيوناليستهاي انقلابي را در بر ميگرفت مخالف صريح اين تفكر بود. اين ديدگاه كه هنوز نيز طيفي از جامعه را در بر ميگيرد، با اين استدلال كه وقت و هزينه صدور انقلاب را صرف توسعه داخلي كشور كنيم، سعي در تخطئه اين روند داشت.
اگرچه به نظر ميرسد در عصر حاضر و با تشكيل گروههاي تروريستي چند مليتي كه تهديدات مختلفي را متوجه امنيت و استقلال كشور كردند، طيف مدرن اين تفكر، با درك موضوع «عمق استراتژيك» به صورت موقت به يكي از حاميان موقتي موضوع صدور انقلاب تبديل شدهاند.
ديدگاه دوم در موضوع صدور انقلاب، نگاههاي افراطي بود كه ميكوشيد اين حركت را با ابزار نظامي پيش ببرد. معتقدين به اين ديدگاه در اين حوزه قائل به مرز نبودند و ارسال سلاح و حضور نظامي در كشورهاي اسلامي را لازمه سياست صدور انقلاب ميدانستند. سردسته اين تفكر را ميتوان «مهدي هاشمي» معدوم عنوان كرد.
واقعيت غير قابل كتمان در خصوص اين ديدگاه نيز آن است كه اين تفكر نه تنها هزينههاي گزافي را متوجه كشور ميكند، بلكه پس از پايان دوران جنگ تحميلي، اين حضور نظامي و كمك تسليحاتي يكي از خواستههاي اصلي جمهوري اسلامي است تا از اين طريق بتوانند سناريو حمايت جمهوري اسلامي ايران از تروريسم را پيش ببرند. مرور گفتههاي سران كشورهاي متخاصم پيرامون جمهوري اسلامي ايران طي سالهاي گذشته، درستي اين مطلب را به اثبات ميرساند.
تفكري براي صدور ارزشهاي انقلابسومين ديدگاه كه ميتوان آن را ديدگاه بنيانگذار جمهوري اسلامي و ديدگاه رهبر معظم انقلاب دانست، ديدگاهي است كه معتقد به صدور ارزشهاي انقلابي است. در اين ديدگاه ملتهاي دنيا با حركتي آشنا ميشوند كه در آن يك ملت با قدرت خود و با اتكا به اراده و عزم خويش توانايي ايستادگي در برابر ابرقدرتها را دارد و توسعهاي پايدار را پشت سر ميگذارد. در همين ارتباط امام خميني در تبيين موضوع صدور انقلاب ميفرمايند: «اينكه ميگوييم بايد انقلاب ما به همه جا صادر شود، اين معني غلط را از او برداشت نكنند كه ما ميخواهيم كشورگشايي كنيم. . . معني صدور انقلاب ما اين است كه همه ملتها بيدار بشوند و همه دولتها بيدار بشوند و خودشان را از اين گرفتاري كه دارند نجات بدهند.» مقام معظم رهبري نيز در همين ارتباط فرمودهاند: «چقدر تبليغات جهاني اين جمله امام عزيز و فقيدمان را كوبيدند كه فرموده بودند: «ما انقلابمان را به همه عالم صادر خواهيم كرد.» صدور انقلاب به معناي اين نبود كه ما بر ميخيزيم و با قوت و قدرت به اين طرف و آن طرف ميرويم و جنگ راه مياندازيم و مردم را به شورش و انقلاب وادار ميكنيم؛ مقصود امام به هيچ وجه اين نبود. اين كار جزو سياستها و اصول ما نيست؛ بلكه مردود است. آنها اين جمله را اينگونه معنا كردند و آن را كوبيدند.»
وجهه مردمي ايرانحال با پشت سر نهادن فراز و نشيبهاي فراوان، جمهوري اسلامي به بركت غلبه ديدگاه سوم در حوزه صدور انقلاب توانسته تاثير گذاري بينظيري را از خود در دنياي اسلام نشان دهد. ايران پس از انقلاب شكوهمند اسلامي توانسته به رغم تمامي تحريمها و فشارهايي كه در قالب جنگ تحميلي و تحريم به آن وارد شده بود، نهتنها تماميت ارضي خود را حفظ كند، بلكه پلههاي ترقي را يكي پس از ديگري طي كند و به الگويي منطقهاي و الهامبخش براي كشورهاي مسلمان تبديل شود؛ الگويي كه امروز مدل خود را به كشورهاي مختلف صادر ميكند و انقلابهاي بيشماري به تأسي از انقلاب اسلامي ايران شكل گرفته است. امروز به خوبي بر همه واضح است كه موج بيداري اسلامي كه بسياري از كشورهاي منطقه را فرا گرفته است، متأثر از انقلاب اسلامي ايران است. واقعيت اين است كه نگاهي به تصاوير و اخبار انقلابهاي منطقه نشان ميدهد كه اين انقلابها همانند انقلاب اسلامي ايران، مذهب و دين بر ديگر عوامل غلبه دارد. بر اين اساس مردم اين كشورها تلاش ميكردند كه راهپيماييها و حركات اعتراضي خود را در روز جمعه و پس از اقامه نماز جمعه شكل دهند و در اكثر اين راهپيماييها شعار الله اكبر بر باقي شعارها غلبه داشت. اوج اين حركتها برپايي نماز جماعت از سوي انقلابيون حتي در زير گلولهها و ضرب و شتم نيروهاي نظامي و مصداقي ديگر كه ميتواند بهرهگيري از الگوي ايران را در اين انقلابها مورد تأكيد قرار دهد، استفاده از مساجد به عنوان پايگاه مديريت و هدايت تحركات است.
بسط سلطه با جنگاما در مقابل اين حركت، تفكري قرار دارد كه نگران بسط و توسعه قدرت جمهوري اسلامي در منطقه است. تفكري كه سردمدار آن حكومت عربستان آن است. كشوري كه خاندان آل سعود ديكتاتورگونه نزديك به يك قرن كنترل آن را در دست گرفته و روز به روز شاهد فرو ريختن حكومت شركا و دوستانش در منطقه است. هم اكنون پس از سقوط حكام ديكتاتور در كشورهاي اسلامي تونس، مصر، ليبي و يمن و همچنين لرزش تخت ديگر حاكمان عرب در بحرين و رسيدن موج بيداري اسلامي به مرزهاي عربستان، حكام اين كشور تلاش ميكنند تا از طريق حملات نظامي مانع از اين اضمحلال در خاورميانه شوند. اين تفكر برخلاف جمهوري اسلامي ميكوشد تا سلطه خود را به كمك جنگ نظامي بر منطقه بگستراند؛ موضوعي كه نه تنها مردم منطقه، بلكه افكار عمومي ساير نقاط دنيا نيز آن را نميپسندند.
چالشسازي براي ايرانتمامي اين تحولات در حالي است كه برخي شيخنشينهاي حاشيه خليج فارس به رهبري عربستان سعودي با درك موقعيت استثنايي جمهوري اسلامي در تحولات منطقه و همچنين مشاهده عدم كارگشايي گزينه نظامي براي حفظ شركاي خود، به دنبال چالشسازي براي جمهوري اسلامي هستند تا عملا از نقش ايران در اين تحولات بكاهند. نمونه بارز اين حركت سنگ اندازي در مسير مذاكرات هستهاي است و جلوگيري از توسعه ديپلماسي ايراني است. همچنين ايجاد ناامني در عراق به عنوان يكي از شركاي استراتژيك جمهوري اسلامي از طريق كمك به گروهك تروريستي داعش، حمايت از تروريستهاي سوري براي نابودي حكومت قانوني سوريه كه يكي از همپيمانان صميمي ايران در منطقه خاورميانه است و همچنين ايجاد ناامني در لبنان براي تضعيف حزبالله به عنوان يكي از گروههاي جهادي كه در مقابل توسعهطلبي رژيم صهيونيستي قدعلم كرده است، تنها گوشهاي از اقدامات عربستان عليه منافع جمهوري اسلامي است.