وضعيت اين روزهاي استقلال بيشتر از آنكه به اتفاقات جانبي و حاشيهاي باشگاه برگردد، به سياستهاي كادرفني در جذب بازيكنان بر ميگردد. متأسفانه در دو سال اخير بازيكناني در حد نام استقلال جذب نشدهاند و همين موضوع سبب شده تا استقلال به جايگاه امروز برسد.
بازيكناني كه در اين چند وقت پيراهن استقلال را به تن كردهاند بازيكنان بزرگي نبودهاند و نتوانستهاند مانند بازيكنان قديمي براي تيم بزرگي مانند استقلال بزرگي كنند. متأسفانه حضور چنين بازيكناني كه نتوانستهاند شرايط تيم استقلال را درك كنند يكي از زمينههاي اصلي نزول تيم است. به همين خاطر در صورتي كه كادرفني فعلي ميخواهد به كارش ادامه دهد بايد براي فصل آينده در جذب بازيكناني كه پيراهن استقلال بر تنشان گشاد است دست به يك تجديد نظر اساسي بزند و رويهاي را كه در سالهاي اخير داشته است كنار بگذارد.
استقلال نبايد تبديل به تيمي شود كه بازيكنان جوان و كم تجربه به اين تيم بيايند و باشگاهي مانند استقلال بخواهد براي اينكه بازيكنان به بازيكنان بزرگي تبديل شوند هزينه بدهد. نمونههاي زيادي در چند سال گذشته ميتوان مثال زد كه بدون اينكه كلاس بازي در استقلال را داشته باشند پيراهن آبي را پوشيدهاند و همان طور كه پيشبيني ميشد نتوانستهاند مهرههاي تاثيرگذاري براي تيم باشند و همين روند زمينه نزول استقلال را در دو فصل اخير كليد زده است.
به هر حال تيم بزرگي مانند استقلال بازيكن بزرگي در حد نام اين تيم ميخواهد، بازيكني كه در زمين بازي با عملكردي كه نشان ميدهد بزرگياش را ثابت كند، نه اينكه فقط به خاطر درخشش در تيمهاي قبلياش براي خودش نامي دست و پا كرده باشد اما وقتي همين بازيكن به استقلال ميآيد نميتواند خودش را با جو و شرايط تيمي مانند استقلال تطبيق دهد و بازيهاي ضعيفي را ارائه ميدهد. به همين دليل سياست باشگاه و كادر فني بايد حضور بازيكناني باشد كه به رغم جوان بودن بزرگي نه در نامشان بلكه در سطح فني شان و بازياي كه ميكننده ديده شود. در كنار چنين بازيكناني قراردادن بازيكنان با تجربه ميتواند استقلال را دوباره به روزهاي خوبش برگرداند.