کد خبر: 713030
تاریخ انتشار: ۲۳ فروردين ۱۳۹۴ - ۱۳:۰۸
در گفت‌و‌گو با «جوان» در مناطق عملياتي دفاع مقدس عنوان شد
سهيل اسعد، متولد 1350 در كشور آرژانتين است. اسعد دكتراي تمدن اسلامي دانشگاه بيروت را دارد و دانش آموخته فلسفه و عرفان اسلامي از دانشگاه جامعه المصطفي نيز هست و اكنون در حوزه علميه تحصيل مي‌كند.
صغري خيل فرهنگ
اين انديشمند آرژانتيني از مبلغين مذهب شيعه در كشور‌هاي امريكاي لاتين، خاور ميانه و اروپا است. وي همچنين ترجمه و نشر چندين عنوان از آثار استاد شهيد مطهري را به زبان لاتين برعهده داشته و موضوعاتي چون نظام سياسي اسلام، انديشه امام خميني(ره) و انقلاب اسلامي را براي طلاب خارجي تدريس مي‌كند. اسعد كه با زبان‌هاي فارسي، عربي، انگليسي و اسپانيولي آشنا است و در 25 كشور دنيا فعاليت‌هاي فرهنگي دارد، ‌تا جواني در آرژانتين بزرگ شده و سپس براي خواندن دروس حوزوي و دانشگاهي راهي لبنان و ايران شده و اينك بيش از يك دهه است كه بخشي از سال را در ايران زندگي مي‌كند. با او كه از زائران پر و پا قرص راهيان نور است، دقايقي از ارزش‌هاي دفاع مقدس سخن گفتيم كه ماحصل آن تقديم حضورتان مي‌شود.
 
 

آقاي اسعد از اشنايي‌تان با انقلاب اسلامي برايمان بگوييد؟ زمزمه‌هاي انقلاب اسلامي امام خميني چگونه به گوشتان رسيد ؟

پدر و مادر من لبناني هستند. درست است كه در آرژانتين به دنيا آمده‌ام اما من در خانواده‌اي شيعه رشد پيدا كردم. با اين وجود در جوي كاملاً غيراسلامي بزرگ شدم و در مدارس غيراسلامي تحصيل كردم. بنابراين طبيعي است دينداري ما خيلي كمرنگ‌تر بود. بيشتر اسممان مسلمان بود. وقتي در ايران انقلاب شد به عنوان شيعياني كه در خارج زندگي مي‌كرديم آشنايي اجمالي با انقلاب پيدا كرديم.

خوب به خاطر دارم كه درسال 1981 دو سال بعد از انقلاب يك سري روحانيون به آرژانتين آمدند و با مسلمانان آنجا ارتباط پيدا كردند و چون پدر من زبان عربي مي‌دانست، با پدرم به عنوان مترجم ارتباط تنگاتنگ برقرار كردند و در مسجدي كه در آنجا بود، شروع به ترجمه متون اسلامي، كتاب‌هاي شهيد مطهري، علامه طباطبايي، امام خميني (ره) ‌و... كردند و يك سري درس‌ها و حركات تبليغي شروع شد و آنجا بود كه با انقلاب اسلامي آشنا شديم.

اسم آرژانتيني شما چيست ؟

اِدگاردو.

آشنايي شما با هشت سال دفاع مقدس ما از كجا شروع شد؟ نسبت به جنگ ما چه شناختي داريد؟

اولين آشنايي من درباره جنگ ايران و عراق در نمايشگاه بين‌المللي كتاب برناسايلين بود. سفارت ايران در نمايشگاه غرفه‌اي برگزار كرده بود. در ايام جنگ خيلي عكس و كتاب‌هاي جنگي و تصاوير به آن نمايشگاه مي‌آوردند. اخبار جنگ ر ا دنبال مي‌كردم. با توجه به جنگ در لبنان و مشكلات آن خانواده ما به اخبار اهميت مي‌دادند، خانواده من هم پيگير اتفاقات جنگ بودند. سه سالي را هم در لبنان ساكن بودم. در آنجا به دليل حضور حزب الله و مقاومت به نوعي فرهنگ دفاع مقدس احيا شد و آشنايي من با اين مسئله بيشتر شد. براي همين زماني كه به ايران آمدم چند مرتبه به مناطق جنگي اهواز، خوزستان و مناطق هم‌مرز عراق رفتم كه آثار و نشانه‌هاي جنگ 10ساله در آن ديده مي‌شد.

‌به نظر شما چه جذابيت‌هايي در مناطق عملياتي دفاع مقدس وجود دارد؟

وقتي در مناطق عملياتي حضور پيدا كردم، اولين چيزي كه خيلي برايم جالب بود و واقعاً من را تحت تأثير قرار داد، نوع نگاهي بود كه در ايران به جنگ و خانواده شهدا وجود داشت. همانطوركه مي‌دانيم جنگ در مفهوم بين‌الملل هميشه مصيبت و ماتم است و از آن هيچ چيز مثبتي استنتاج نمي‌شود، مگر در دفاع مقدس ايران. نگاه به جنگ 10ساله در ايران يك نگاه بسيار با معنا و مفهوم و الهي است. يك نگاه قداستي به جنگ در ايران وجود دارد. اين فرهنگ تحميلي نيست. تقديم يك يا چند فرزند در راه اعتقادات و لذت بردن از آن، يعني ايثار و اين پديده برايم بسيار نادر و جالب بود. اين عشق به آرمان‌هاست كه در هيچ جاي دنيا ديده نمي‌شود. عشق به جهاد و ريخته شدن خون در راه اسلام.

شما در كشور خودتان نظير اين ايثار و فداكاري‌ها را داشته‌ايد؟

خير؛ گاهي اوقات شعارهايي داده مي‌شود. ولي در باطن همه ناراحت از دست دادن عضو خانواده‌شان در راه كشورشان هستند. من در ايران عشق واقعي را ديدم. قصه شهدا را خواندم، فداكاري واقعي را مرور كردم. سبقت در شهادت، بحث براي باز كردن معبر براي عبور همرزم و دوست. اينكه چه كسي روي مين برود. اينها را در هيچ جاي تاريخ جنگي هيچ كشوري نه ديده‌ام و نه خوانده‌ام. من در دفاع مقدس ايران قرباني كردن فرزند را ديدم. پدري كه براي حضور خود و فرزند در ميدان نبرد حاضر به قرعه‌كشي مي‌شود و در نهايت فرزند را راهي ميدان مي‌كند. پدري كه فرزند سومش را تشييع نكرده بندهاي پوتين فرزند چهارمش را محكم مي‌كند و توشه راه او را مهيا مي‌كند. اينها وصف ناشدني هستند.

كداميك از شهداي دفاع مقدس را خوب مي‌شناسيد؟

من عكس بيشتر شهدا را ديده‌ام. اما خيلي جزئي آنها را مي‌شناسم، بيشتر شناخت من نسبت به ويژگي‌ها و مرام خاص شهدا بوده است.

بين فرمانده‌ها‌ي جنگ ايران كداميك را بهتر مي‌شناسيد و آيا تلاش كرده‌ايد تا با مطالعه ويژگي‌هاي اخلاقي او را الگوي خود قرار دهيد؟

شهيد چمران؛ جهاد ايشان آدمي را تكان مي‌دهد. من هر گاه قصه زندگي ايشان را مطالعه كردم، بسيار برايم جالب بود؛ چراكه شخصيتش به لحاظ زندگي در خارج از ايران، تحصيلش، نوع تفكر و اعتقاداتش و عملكردي كه داشته برايم خيلي ارزشمند بود. مطالعه زندگي شهيد چمران باعث شد تا با ارزش‌هاي ايشان بيشتر و بهتر آشنا شوم. او در حال حاضر يك نماد و الگو در كشور خودش محسوب مي‌شود. آثار او در سطح بين‌المللي هم مطرح است و اين خود راه شناخت جوانان غير ايراني را هم فراهم مي‌كند. دوستان من از ايشان خيلي تعريف مي‌كنند، از حالات عرفاني، رفتارها، گفتارها و...

آقاي اسعد، چه‌گوارا يك قهرمان آرژانتيني بود، به نظر شما تشابهي با قهرمانان جنگ ايران داشته است ؟!

من احساس مي‌كنم هر پديده‌اي كه نشان دهنده ارزش‌هاي انساني است قطعاً شباهت‌هايي با هم دارند. چه‌گوارا به عنوان يك چريك رسمي جنگي به خاطر عدالتش يك ارزش خوب انساني دارد ولي باز اختلافات زيادي دارد. نه ارتباط با جهان و خالق جهان، نه آگاهي نسبت به واقعيت، نه هدف قيام او تشابهي با قهرمانان ايران ندارد. اما حركت ايشان هم حركت خوب و مثبتي بوده است. او به خاطر عدالت اجتماعي قيام كرد، ولي نمي‌توان با شهدا قياسش كرد. هدف شهدا الهي بود، حركتشان مقدس بود و نفس‌ها‌يشان اخروي. ولي در چه‌گوارا هدف دنيوي بود، نه اخروي. محتواي قيام، هدف و روش خيلي متفاوت است. ولي ارزش‌هاي انساني شبيه هم است. همه آنها از چه‌گوارا گرفته تا رزمندگان فداكار و شجاع بودند، قيام كردند، زحمت كشيدند و نهايت تلاش خود را كردند.

خب اينها ارزش‌هايي هستند كه نبايد انكارشان كرد. مسائلي است كه خوب است. تاريخي كه نام چه‌گوارا را به عنوان الگو معرفي كرده هرگز اشتباه نكرده است. او الگو است ولي الگوي كاملي نيست. در حقيقت مي‌توان گفت كه يك نگاه كاملاً الهي و معنوي نسبت به واقعيت قيام با يك نگاه مادي و قيام با نگاه الهي متفاوت است.

با توجه به فعاليت‌هاي فرهنگي و رفت و آمدهاي شما بين كشورها، به نظر شما دفاع ملت ايران در جنگ 10 ساله چه پيام‌هايي براي ملت‌ها و كشور‌هاي ديگر دارد؟

مهم‌ترين پيام دفاع مقدس كشور شما اين است كه قطعاً بعد از كوشش و جهاد و تلاش پيروزي فرا خواهد رسيد. اينكه ما در حال حاضر كشوري سرافراز مي‌بينيم. شما با عزت واقعي در كشورتان زندگي مي‌كنيد و اين برايمان بسيار مهم است. اينها همه نتيجه كار و جهاد است. همانطور كه مي‌دانيم هيچ نتيجه مثبتي بدون مجاهدت و فداكاري به دست نمي‌آيد. اولين پيغام اين است كه انتهاي هر مجاهدتي نور و روشنايي است. هدايت، ثبات، پايداري و همه آنها نتيجه جهاد رزمندگان در جنگ بوده است. دومين پيغام اين است كه تاريخ هميشه آدم‌هاي بزرگ و قهرمانانش را فراموش نمي‌كند. احياي فرهنگ شهدا در ايران خيلي جالب است آدم احساس مي‌كند بعد از چند سال باز هم شهدا زنده‌اند. اينكه در قرآن مي‌خوانيم شهدا زنده‌اند و در نزد خدا روزي مي‌خورند در ايران شما حقيقتاً وجود دارد. دختر من در تلفن همراه عكس شهدا را دارد در مقابل عكس‌هاي ديگر مانند مايكل جكسون و...

اينجا الگوي جوان‌هاي ما شهدا هستند و اين پيغام را مي‌دهد كه ارزش‌هاي ايران متفاوت است و اينجاست كه ارزش‌هاي يك ملت متجلي مي‌شود. اگر ارزش‌هاي اين ملت رضايت خدا، تعالي اسلام، قرآن و اهل بيت نبود شهدا هرگز الگو نمي‌شدند. در نتيجه احياي شهدا دليلي بر متعالي بودن ارزش‌هاي مردان سرزمين ايران اسلامي دارد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار