تلاشهاي صورتگرفته از سوي شوراي اسلامي شهر و شهرداري تهران براي حل مسائل و مشكلات پايتخت هر چند در سالهاي اخير تا حدودي افزايش يافته است اما همواره به دليل وجود برخي اختلافات ميان مديريت شهري و دولت، مشكلات و مسائل كلان زيرساختي پايتخت همچنان باقي مانده و تأثير آن بر ساير فعاليتهاي صورت گرفته آشكار است، با اين حال در دوره جديد دولت و مديريت شهري، فاصله ميان دولت و مديريت شهري رفته رفته در حال كاهش يافتن است و حركت دولت به سمت مديريت شهري و گام برداشتن مديريت شهري براي حل مشكلات زيرساختي به سوي دولت دستاورد مهمي است كه ميتواند تعامل ميان دولت و مديريت شهري را افزايش دهد تا شاهد برطرف شدن مشكلات كلان همچون حمل و نقل عمومي و ترافيك، كاهش آلودگي هوا، حفظ محيط زيست شهري و نوسازي و مقاومسازي بافتهاي فرسوده و در مجموع ارتقاي زندگي شهري در پايتخت باشيم.
شهر تهران با وسعت حدود 650كيلومتر مربع و با ظرفيت جمعيت ثابت و شناور 10 ميليوني به دليل نداشتن برنامه جامع و طرح چشمانداز بلندمدت از گذشته تاكنون رشد غيرمتعارفي داشته است تا آنجا كه فشار جمعيت از يك سو و تبعات افزايش جمعيت از سوي ديگر مشكلات و مسائل فراواني را بر اين شهر 10 ميليوني وارد ساخته است. هر چند با تشكيل شوراي اسلامي شهر و فعاليت چهار دورهاي آن شاهد تلاشهاي فراوان براي برونرفت از مسائل و مشكلات شهري بودهايم ولي به دليل بافت شهري و نبود زيرساختهاي توسعه پايدار شهري، شهروندان همچنان در گيرودار مشكلات و مسائل شهري گرفتارند و بايد توجه داشت تا زماني كه مديريت يكپارچه شهري شكل واقعي به خود نگيرد، نبايد انتظار داشت كه مسائل و مشكلات از سوي دولت، مجلس و شورا و شهردار به صورت تمام و كمال حل و فصل شود، تلاشها بايد در اين زمينه به سمت چابكسازي دولت با شكلگيريمديريت يكپارچه شهري پيش برود.
شوراي اسلامي شهر تهران در حالي چهارمين دوره فعاليت خود را پشت سر ميگذارد كه همواره حل بخشي از مسائل و مشكلات شهري نيازمند تعامل ميان مديريت و دولت است و تا زماني كه اين تعامل از جنس همراهي و مشاركت نباشد، نبايد انتظار داشت مشكلات و مسائل كلانشهري حل و فصل شود. تجربه فعاليتهاي سه دوره گذشته شورا و شهرداري به عنوان مديريت شهري و وجود اختلافات عميق مؤيد اين موضوع است.
بر اين اساس ميزباني شورا از وزرا و مسئولان اجرايي كشور گامي بود كه در سال گذشته مسير آن آغاز شده و همچنان ادامه دارد.
حضور برخي از وزرا در جلسات شوراي شهر پايتخت و پرداختن به مباحث شهري كه شهروندان سالهاست با آن درگير هستند از اين جهت داراي اهميت است كه تلاشهاي مديريت شهري و دولت در يك سو متمركز خواهد شد و پتانسيلها و ظرفيتهاي مديريت شهري و دولت براي تسهيل در رفع معضلات زيربنايي به كار گرفته خواهد شد. در اين زمينه ميتوان به بحث بافتهاي فرسوده و ناپايدار شهري اشاره كرد.
كاستن از مشكلات شهري با تعامل دولت و مجلس
به منظور تسريع در حل مشكلات زيربنايي در حوزه شهري فقط نبايد به تعامل ميان مديريت شهري و دولت دل بست بلكه به تجربه ثابت شده است با تعامل ميان دولت و مجلس و مديريت شهري ميتوان از تمامي ظرفيتهاي قانوني و اجرايي براي حل معضلات شهري بهره گرفت، به همين منظور كارگروههاي مشتركي از نمايندگان مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي و نمايندگان شوراي اسلامي شهر در حال شكلگيري است. به واقع با ورود نمايندگان مجلس به خصوص نمايندگان پايتخت به مباحث شهري ميتوان اميدوار بود كه گره مسائل كلان شهري در سطحي بالاتر مورد رصد قرار گرفته است و از ظرفيتهاي قانوني مجلس نيز براي حل آن استفاده ميشود؛ گامي كه چندي است آغاز شده است و اين انتظار ميرود تا با افزايش تعامل ميان مديريت شهري و نمايندگان مجلس، گره مشكلات و معضلات كلان شهري باز شود.
در اين زمينه پرويز سروري عضو شوراي اسلامي شهر تهران نيز كه سابقه نمايندگي در مجلس را نيز دارد معتقد است: مهمترين دغدغه و عنصر تأثيرگذار در بهبود فرايند زندگي مردم پررنگتر كردن نقش مردم در سرنوشتشان است. تجلي اين امر را ميتوان در شورا مشاهده كرد؛ وقتي پايينترين سطوح اجتماعي ميتوانند در اداره شهر دخيل بوده و شاهد و ناظر اقدامات مديريت شهري باشند، تبلوري از همين امر است.
وي تأكيد دارد كه شورا در مسير رشد و تعالي قرار گرفته، به گونهاي كه امروزه در شوراها چندين وزير و نماينده مجلس و متخصصان حوزههاي ديگر حضور دارند و اين موضوع نشان ميدهد شورا مكان مناسبي براي خدمترساني است كه ميتوان در آن ايفاي نقش كرد. وي معتقد است: تعامل بين دولت و شورا از مهمترين هدفهايي است كه شورا مدنظر قرار داده تا كار بزرگ زمين مانده شورا شكل بگيرد، بنابراين تعاملاتي كه بين شورا با شهرداري، مجلس و دولت برقرار شده است دورنماي مناسبي را براي ما ترسيم خواهد كرد.
كاستن از بار مشكلات با تعامل ميان دولت ومديريت شهري
بايد توجه داشت كه در حل و فصل مسائل و مشكلات كلان شهري نگاه بخشينگري سبب اتلاف انديشه و فكر و منابع خواهد شد، بنابراين در حوزه شهري كه اين قاعده مستثني نيست بايد به اين نكته توجه كرد كه افزايش و تقويت تعامل ميان دولت و مديريت شهري ميتواند علاوه بر كاستن از بار مسائل و مشكلات دولت زمينهاي به وجود آورد تا بخشي از وظايف اجرايي دولت به مديريت شهري واگذار شود تا با تقويت شوراها و ارتقاي جايگاه آن، مديريت يكپارچه شهري هم به سمت شكل گرفتن پيش برود؛ گامي كه ميتواند از بار مسائل و مشكلات دولت بكاهد؛ تجربهاي كه در ساير كشورها به خوبي جواب داده است، يعني سبكسازي دولت در برخي بخشهاي اجرايي به واسطه واگذاري مديريت وظايف به مديريت شهري كه اين امر ميتواند دستگاههاي شهري را نيز در اجراي وظايف ذاتي آنان ياري رساند و از سليقهاي عمل كردن و حتي موازيكاري بكاهد. بر اين اساس افزايش و تقويت تعامل ميان دولت و مجلس و مديريت شهري ميتواند سطح مطالبات شهروندان را از دولت كاسته و سطح پاسخگويي مديريت شهري در اين زمينه را افزايش دهد كه گام برداشتن در اين مسير ميتواند به دولت در زمينه تصديگري كمك شاياني كند تا به سياستگذاري كلان در تعامل با مجلس بپردازد.
شكلگيري مديريت يكپارچه شهري با تعامل مجلس و دولت
نقش مهم و تأثيرگذار شوراي شهر و شهرداري در ارائه خدمت رساني و حل مشكلات شهروندان بر همگان آشكار است. وجود خلأ و كاستيها نيز به دليل شكل نگرفتن مديريت شهري پاشنه آشيلي است كه به اشكال مختلف به شهر و شهروندان صدمه ميزند.
به صورت واضح ميتوان گفت به دليل شكل نگرفتن مديريت پكپارچه شهري برخي از مصوبات شوراها در گذر زمان به دليل خلأ قانوني موجود همچنان در حد مصوبه باقي ميماند، به واقع با افزايش تعامل ميان دولت و مجلس و شورا ميتوان به شكلگيري مديريت يكپارچه شهري اميدوار بود. شكلگيري واقعي مديريت يكپارچه شهري زماني محقق ميشود كه واگذاري مسئوليتها با بودجه آن صورت گيرد؛ اينكه مسئوليت به دوش شورا و شهرداري گذاشته شود. بايد اهتمام داشت كه شكلگيري مديريت يكپارچه شهري به ظرفيتسازي توان شورا ميافزايد و شوراي شهر را از عنوان شوراي شهرداري خارج ساخته و آن را به شكل واقعي تبديل به شوراي شهر خواهد كرد؛ گامي كه با شكلگيري 14 ساله شوراها به كندي به سمت آن حركت كردهايم. سبكسازي دولت با شكلگيري مديريت يكپارچه شهري گامي است كه اگر بدان بيتوجهي صورت گيرد، ميتواند اصل تشكيل شوراها را هم در درازمدت زير سؤال ببرد، بنابراين لازم است تا با تقويت تعامل ميان شورا و دولت و مجلس بحث شكلگيري مديريت يكپارچه شهري گام به گام پيگيري شود. به واقع تعامل مثلث شورا، دولت و مجلس ميتواند به شكلگيري مديريت يكپارچه شهري وجهي قانوني ببخشد و با چابكسازي دولت هم كمك به مديريت كشور صورت گيرد و هم اينكه گامهاي خدمترساني بلندتري براي مردم و اداره كشور برداشته شده و جلوي موازيكاري و ناكارآمديها گرفته شود و سطح زندگي مردم در تمامي حوزهها ارتقا يابد.