روزهاي كاري سال جديد را در حالي آغاز ميكنيم كه برخي معضلات و مشكلات ناشي از آسيبهاي اجتماعي همچون اعتياد، كودكان كار و خيابان و متكديان و زنان بيسرپرست و ... همچنان به عنوان آتش زيرخاكستر سلامت جامعه را تهديد ميكند و اقدامات صورت گرفته تاكنون به دليل نبود ساز و كارهاي مناسب و برنامههاي جامع نتيجه مطلوب را نداشته است.
هر روز در گوشه و كنار كشور اخبار گوناگوني در رسانهها رصد ميشودكه فرد يا خانواده وي درگير اين مسائل و معضلات هستند و هزينههاي بسياري براي پيگيري و درمان و ساماندهي پرداخت ميشود ولي به دليل نبود همافزايي در اقدامات و اعمال رفتارهاي سليقهاي دستگاههاي متولي از آمارها، آسيبها و معضلات كاسته نميشود.
اجراي برنامههاي مقطعي به دليل نبود برنامههاي جامع و نپذيرفتن واقعيتهاي موجود در زمينه آسيبهاي اجتماعي از سوي دستگاهها و بخشهاي متولي، حساسيتها را نه تنها افزايش نداد بلكه در برخي مواردي فرار از واقعيتهاي موجود را نيز رقم زده است تا مسئولان از عملكرد دستگاههاي خود بي چون و چرا دفاع كنند و ميتوان در كل گفت كه اينگونه اقدامات ناكارآمد سبب شده است بهرغم تلاشهاي صورت گرفته آسيب و معضلات اجتماعي به عنوان يك تهديد جدي براي سلامت جامعه باقي بماند.
هر آسيب اجتماعي در نوع خود به عنوان يك بيماري تلقي ميشود كه اگر براي آن در زمان مناسب درمان صورت نگيرد، علاوه بر تشديد بيماري، ساير بخشها را هم درگير خواهد ساخت. بر اين اساس لازم است در سالي كه از سوي رهبر معظم انقلاب سال «همدلي و همزباني دولت و ملت» نامگذاري شده است براي كاهش و كنترل آسيبهاي اجتماعي نيز از تمامي ظرفيتهاي موجود بهره گرفته شود. در اين زمينه لازم است از ظرفيتها و پتانسيلهاي دستگاههاي متولي گرفته تا جلب مشاركتهاي مردمي براي كاهش آسيبهاي اجتماعي به شكل مناسب و علمي و عملي بهره گرفته شود.
مباحث مربوط به آمارها، ظرفيتهاي بالقوه و بالفعل موجود در كنار تصميمسازي و تصميمگيري متناسب با شرايط موجود ميتواند اولين گام براي كنترل آسيبهاي اجتماعي باشد. حركت در مسير تعامل همراه با همافزايي براي پيشگيري و درمان نقطه عطفي براي كاهش آسيبهاي اجتماعي به حساب ميآيد كه بايد براي رسيدن به آن تلاش مجدانه صورت گيرد و همدلي و همزباني همه دستگاهها گام اول براي اين مهم به شمار ميرود كه نبايد فراموش شود.
حساس كردن بخشهاي درگير با كم كردن فاصله دستگاههاي متولي براي كنترل آسيبهاي اجتماعي ميتواند بستر مناسبي را براي همدلي و همزباني در عمل فراهم كند و تا زماني كه به صورت واقعي اين همدلي و همزباني صورت نگيرد نبايد انتظار داشت آسيبهاي اجتماعي به عنوان آتش زيرخاكستر كنترل و درمان شود. به واقع بايد توجه داشت كه هرگونه كمكاري و ناكارآمدي از سوي دستگاههاي درگير در اين زمينه ميتواند خسارتهاي جبرانناپذير بسياري بر تكتك افراد جامعه وارد سازد. سلامت جامعه، خانواده و فرد زماني تأمين خواهد شد كه هر ضلع اين مثلث با تعامل، همدلي و همزباني تقويت شود.