دوره نوجواني از نظر فيزيولوژي و احساسي دوره انتقالي مهمي در تكوين بزرگسالي محسوب ميشود.
مصطفي آبروشن جرمشناس و عضو انجمن جامعهشناسي ايران در اين زمينه ميگويد: در واقع هر چه قوانين انضباطي نامناسب و كنترل نامطلوب در خانواده حاكم باشد، واكنشهاي پرخاشگرانه فرزند با والدين بيشتر خواهد بود و نكته در خور توجه اينكه، اين فرايند جدا شدن با افزايش اهميت و وابستگي به گروههاي همسالان متبلور ميشود. گفتههاي اين كارشناس را در ادامه ميخوانيد.
نوجوان در شرايط بحراني داراي افكاري سيال استنوجوان سعي ميكند ارزشهاي فردي خود را با گروههاي دوستان مقايسه كرده و تمايل دارد شخصيت خود را با الگوهاي رفتاري حاكم بر گروه مرجع همرنگ و سازگار كند تا منزلت از دست رفته در خانواده را ترميم كند يا ارتقا بخشد. از سوي ديگر ارزشهاي گروه همسالان ممكن است هماهنگ يا كلاً متفاوت با الگوي نگرشي نوجوان باشد. بنابراين وضعيت اين تعارض آشكار ميتواند تأثيرات عميقي بر شروع انگيزههاي كجروانه داشته باشد. نوجوان در شرايط بحراني كنوني داراي افكاري سيال بوده و تغييرات پياپي ذهني در او جريان دارد و دائماً در حال جستوجو و ارزيابي مجدد خويش است تا تصويري ثابت و هويتي مستقل از خود، در محيط اجتماعياش ايجاد كند. اين دوره مخاطرهآميز، شرايطي است كه احتمال خطر براي مصرف مواد اعتيادآور بيشتر ميشود و بر اين اساس مشاهده ميكنيم كه مشكلات تحصيلي، اجتماعي و رفتارهاي پرخطر در همين دوره براي جوانان به وجود ميآيد. در واقع تنش و تعامل در يك موقعيت مخاطرهآميز احتمال درگيري در رفتارهاي پرخطر ديگر را افزايش ميدهد كه نتيجه آن ميتواند شكست تحصيلي، تنفر از مدرسه، مشكلات عاطفي و رفتارهاي ضداجتماعي باشد.
كيفيت ارتباطات والدين با فرزندانپژوهشها ما را به اين نتيجه ميرساند كه كيفيت ارتباطات والدين با فرزند رابطه معكوسي با كجروي نوجوان دارد. به عبارتي هر چقدر والدين تعامل سازنده و منطقي با فرزند داشته باشند سوءمصرف مواد مخدر در نوجوانان كاهش پيدا كرده و خويشتنداري هيجاني در نوجوانان افزايش مييابد. به عبارتي تعاملات سازنده با فرزند كامروايي معوق را در ذهن نوجوان شكل داده و او را از ارتكاب به رفتارهاي پرخطر باز ميدارد.
رابطه گرم و محبتآميز همراه با پذيرش و داشتن يك الگوي مؤثر از عوامل پيشگيري از رفتارهاي كجروانه در دختران است. به عبارتي بيشترين رفتارهاي پرخطر در خانوادههايي رخ ميدهد كه روابط متقابل والدين با فرزند سرد، طردكننده و كنترلها از طريق مجبورسازي فرزند صورت ميگيرد. بنابراين هر چقدر كنترلهاي والدين با نظمي دستوري و طردكننده صورت گيرد، رفتارهاي پرخطر و انگيزههاي كجروانه شديدتر ميشود. به نظر ميرسد رابطه گرم و صميمي، همراه با پذيرش حتي با يكي از والدين در خانواده به عنوان عامل محافظتي مهمي در مقابل ارتكاب رفتارهاي مخاطرهآميز تلقي ميشود.
عوامل افزايش كجروي در پسرانيافتههاي علمي ما را به اين نتيجه ميرساند كه عامل پيشگيريكننده از رفتارهاي پرخطر و كجروانه در پسران شيوه متقاعدسازي و الگوهاي منطقي است و از سوي ديگر آسانگيري و آزادي عمل بيش از حد يا كنترلهاي مجبورسازي و قهري در خانواده از عوامل افزايش كجروي در پسران است. به عبارتي هر چه سطح بالايي از گفتوگو و روابط صميمانه در خانواده برقرار باشد سطح پاييني از مصرف مواد مخدر و رفتارهاي مخاطرهآميز را بين نوجوانان شاهد خواهيم بود، پس به والدين توصيه ميشود به دور از هرگونه قضاوت و پيش داوري، از سرزنش كردن كارهاي ناپسند فرزندان بپرهيزند و به جاي تهمتزدن و متهم كردن آنان، با صداقت و مهرباني همدلي مشتركي را ايجاد كرده و آگاه باشند كه فرزندان به پذيرش در گروه همسن خود احتياج دارند.
عواقب داشتن والديني با مشكلات اخلاقي و رفتاريمحيطهاي خانوادگي پر آشوب و نابسامان و به خصوص نبود پدر در خانواده ارتباط معنادار و مؤثري با سوءمصرف مواد مخدر فرزند دارد. نوجواناني كه والدينشان دچار مسائل اخلاقي و رفتاري هستند از الگوهاي سالم خانوادگي بيبهره مانده و همين واقعيت آنان را از محيط خانواده دور ميكند و در نهايت به دامان همسالان مشكلدار ميكشاند كه اين وضعيت، زمينهساز بسياري از مسائل اجتماعي بعدي خواهد بود.
به جوانان ايفاي درست نقشهاي محوله را بياموزيمبهتر است به فرزندانمان بياموزيم كه خود را بشناسند و مجموعه ارزشهاي شخصي براي خودشان داشته باشند. ما موظف هستيم فرزندان را از قدرت نفوذ همسالان و عوامل محيطي آگاه كنيم تا بتوانند قدرت نه گفتن و طاقت نه شنيدن را داشته باشند و مستقلا تصميم بگيرند، چون تصميمگيري اهميت بالايي در زندگي فردي و اجتماعي افراد دارد و اختلال در الگوهاي نگرشي نوجوانان، بستر رفتارهاي پرخطر اجتماعي را تشكيل ميدهد.
بهتر است به جوانان شيوه حل مسئله و ايفاي درست نقشهاي محوله را بياموزيم و طبيعت زيانآور مواد مخدر و وابستگيهاي رواني و جسمي را به آنان گوشزد كرده و هشدار دهيم كه مسئوليت انتخابهايشان را بپذيرند.