هرچند فعاليتهاي صورت گرفته در حوزه شوراي شهر و شهرداري چشمگير است و بايد به مسئولان و فعالان اين بخشها خسته نباشيد گفت اما از آنجايي كه شهر يك موجود زنده است و در همه شرايط نيازمند مراقبت و نگهداري و توسعه است لازم است تا مسئولان بخشهاي درگير در حوزههاي شهري بتوانند فارغ از نگاههاي بعضاً سياسي به شهر و شهروندان توجه ويژهاي داشته باشند و از آنجايي كه تراكم شهري و جمعيت با توجه به امكانات شهري پايتخت بسيار بالاست، ضروري به نظر ميرسد كه در سال جديد نگاهها به فعاليتهاي شهري در تمامي بخشهاي آن به گونهاي باشد كه با مشاركت شهروندان و تعامل دستگاههاي شهري و حاكميتي مشكلات و معضلات شهر كه حالا رصد شده است به بهترين شكل ممكن كه برازنده شهر ايراني و شهروندان است رفع شود و اقدامات صورت گرفته چه از سوي دولتمردان و چه ساير نهادها در جهت ارتقاي زندگي شهرنشيني و افزايش آرامش و امنيت شهري به خدمت گرفته شود. براين اساس از آنجايي كه شهر تهران و فعاليتهاي آن در تمامي بخشها مورد توجه ساير شهرها و مسئولان ديگر شهرها قرار ميگيرد هرگونه فعاليت و تغيير و تحول در اين كلانشهر ميتواند در ساير شهرهاي بزرگ و كوچك كشور به عنوان يك الگو و پايلوت قرار گيرد.
براين اساس لازم است تا از تجربيات شهري و فعاليتهاي صورت گرفته در حوزه مديريت شهري (شورا و شهرداري) براي ظرفيتسازي ساير شهرها بهره گرفته شود با اين حال رصد برخي معضلات و مشكلات شهري پايتخت كه در بسياري از شهرهاي كشور است ميتواند تلنگر و يادآوري باشد براي مسئولان فعال در اين حوزه كه به بهترين شكل ممكن با برنامهريزي صحيح و تصميمگيري و تصميمسازي گامهاي محكمتري را براي رفع مشكلات و معضلات بردارند. در زير به برخي از مسائل شهري كه همچنان حيات شهري و شهروندان به آنها وابسته است اشاره ميشود.
همچنين با برگزاري انتخابات شوراياريها در پايتخت، يكي ديگر از پازلهاي خالي براي جلب مشاركت شهروندان براي اداره محل زندگي خود تكميل شد تا در سال جديد با حضور دلسوزان محله، ارتقاي زندگي شهري در محلات جاني دوباره به خود بگيرد.
ضرورت توجه به مديريت بحران آب
هرچند رويكرد مديريت شهري از دفع آبهاي سطحي و انتقال فاضلاب شهري به خارج شهر تغيير يافته و به جمعآوري و بازگرداندن آبهاي سطحي و نيز استفاده از تصفيهخانههاي محلي و پسابهاي محلي رسيده است اما با توجه به شرايط اقليمي و جوي همچنان كمبود آب به عنوان مايه حيات و زندگي ميطلبد تا مسئولان شهري در كنار ساير دستگاههاي متولي ضمن ترويج الگوي مصرف بهينه آب، بتوانند به بهترين شكل ممكن از آبهاي سطحي و خام موجود در شهر براي توسعه فضاهاي سبز و زنده نگه داشتن شهر استفاده كنند.
به واقع مديريت منابع آبي در شهرها كه بعد از صنعت كشاورزي بيشترين مصرف آب را دارند خود ميتواند به توسعه شهري در همه بخشها كمك شاياني كند.
الگوسازي و اصلاح رفتارهاي نامناسب مصرف آب ميتواند در شرايط كنوني كه مشكل آب بسيار جدي و بحراني است به كمك فعاليتهاي شهري بيايد و سلامت و بهداشت شهري را تا حدود زيادي تضمين كند براين اساس لازم است تا دستگاههاي ذيربط به هر شكل ممكن بتوانند با آگاهسازي شهروندان و ساير بخشها در مديريت بهينه آب، گامهاي اساسي را در سال جديد بردارند تا بحران كمآبي رفع شود.
از سوي ديگر بايد توجه داشت كه با توجه به گسترش عمودي شهرها، هر روز بر تعداد مصرفكنندگان منابع آبي افزوده ميشود و اگر اقدامي عاجل براي اين مهم انجام نگيرد، فردا و فرداهاي ديگر دير خواهد بود تا كاري انجام شود.
به اميد آنكه تك تك شهروندان به ارزش واقعي آب پي ببرند و درست مصرف كردن آب را جايگزين روشهاي نامناسب كنند.
زير پوست شهر پوسيده است!
بافت شهري پايتخت همچون يك موجود زنده در حال رشد و توسعه در همه ابعاد آن است و اقدامات براي احيا و نوسازي بافتهاي متراكم و فرسوده شهري با افزايش تعداد پروانههاي صادره در حال رشد صعودي است اما همچنان شهر و اجزاي آن از فرسودگي شبكههاي شهري رنج ميبرد. بافت فيزيكي شهر علاوه بر ساختمانها، ابنيه و سازهها، از تأسيسات شهري همچون شبكه آبرساني، برق، گاز و مخابرات و معابر و گذرگاههاي بسياري نيز تشكيل شده است كه در كنار يكديگر شبكه و پازل خدماترساني به شهروندان و ارتقاي زندگي شهرنشيني را همراه خواهد داشت.
براين اساس لازم است در كنار نوسازي بافتهاي متراكم و فرسوده و ناپايدار شهري به نوسازي و ايمنسازي تأسيسات شهري در زيرسطح شهر نيز اهتمام ويژهاي صورت بگيرد. رخداد حوادث شهري به دليل فرسودگي تأسيسات شهري همچون نشت آب از شبكه آبرساني و ساير تأسيسات شهري سبب شده است تا حوادث بسياري در شهر اتفاق بيفتد و فيزيك شهري همواره آبستن حوادث بسياري باشد. فرسودگي در تأسيسات زيربنايي شهري همچون شبكه آبرساني، برق، گاز و مخابرات از يكسو تهديد و خطري براي ساكنان شهري به حساب ميآيد و از سوي ديگر به دليل پيوستگي و تمركز اين تأسيسات در كنار يكديگر، وقوع هرگونه حوادث در تأسيسات شهري ميتواند به ساير اجزاي شهري نيز خسارت بسياري وارد سازد. طغيان رودخانه و ورود آب به تونل در حال احداث مترو در غرب تهران، ريزش و نشست زمين در بافت مركزي پايتخت حوالي ميدان منيريه و حوادثي از اين دست سبب شده است تا خسارت بسياري به شهر و شهروندان تحميل شود.
از سوي ديگر به دليل فرسودگي و عمر زياد شبكههاي تأسيسات شهري همواره اين تأسيسات در برابر عملياتهاي جديد عمراني به عنوان مثال توسعه خطوط جديد مترو از خود مقاومت نشان ميدهند. بر اين اساس انتظار ميرود در دولت جديد يعني دولت يازدهم و شوراي دوره چهارم در كنار سرعت بخشيدن به نوسازي بافتهاي فرسوده شهري احيا و نوسازي شبكههاي تأسيسات شهري نيز مورد توجه و تعامل مديريت جديد شهري قرار گيرد. هرچند هنوز مديريت يكپارچه شهري به صورت منسجم و متشكل شكل نگرفته است و از اين نقص و روزنه خسارت بسياري به شهر و شهروندان تحميل ميشود اما انتظار ميرود استاندار و فرماندار پايتخت در تعامل با شوراي اسلامي شهر و با همكاري دستگاههاي شهري براي مشكلات و مسائل اشاره شده چارهسازي و تصميمگيري كنند.
اينكه پايتخت روي كمربند زلزله قرار دارد، همواره خطري در بيخ گوش شهروندان است، بنابراين لازم و ضروري به نظر ميرسد با توجه به موقعيت فيزيكي پايتخت و بافت متراكم شهري هرچه سريعتر بايد مسئولان وارد عرصه كارزار شوند. اين اولويت يعني نوسازي تأسيسات شهري در كنار ساير اولويتها ميتواند علاوه بر تغيير چهره و سيماي شهر به آرامش، آسايش و امنيت زندگي شهري كمك شاياني كند. گام برداشتن در اين بخش علاوه بر آنكه ميتواند سبب افزايش تعامل و مشاركت دستگاههاي شهري شود، زمينه را براي شكلگيري مديريت يكپارچه شهري فراهم سازد تا در يك دوره زماني معين و برنامهريزي شده مسئولان دستگاههاي شهري در كنار اعضاي شوراي شهر، مديريت شهري را تمرين كنند.
اين اقدامات راهبردي ميتواند جلوي بسياري از هزينههاي موازيكاري را گرفته و سبب شود هزينههاي جاري و عمراني دستگاههاي شهري در جاي مناسب خود هزينه شود كه برآيند اين نوع نگاه مديريتي ضمن جلب اعتماد شهروندان ميزان مشاركت آنان را در حفظ شهر به همراه داشته باشد و دستيابي به چشمانداز شهري پايتخت را تسهيل كند و اجراي طرحهاي جامع شهري و تفصيلي را نيز سرعت بخشد تا با گام برداشتن در اين مسير، مشكلات و معضلات خرد و كلان بسياري نيز در اين ابرشهر حل شود كه اين خود ميتواند فاز جديدي براي توسعه و ارتقاي توسعه و ارتقاي زندگي شهري شهروندان باشد.
حاشيهنشيني تهديدي براي شهرنشيني
رشد پديده شهرنشيني سبب شده تا مسائل و مشكلات موجود با افزايش پديده مهاجرت به حاشيه شهرها انتقال يابد و اگر براي پديده حاشيهنشيني و اسكان غيررسمي در كشور چاره اساسي انديشيده نشود اين روند سبب خواهد شد تا توسعه شهري و ارتقاي زندگي شهرنشيني تحت تأثير قرار گيرد. حركت به سمت توسعه پايدار، سلامت شهرنشيني و ارتقاي زندگي شهري ميطلبد تا به سلامت اجتماعي نيز پرداخته شود، در اين ميان مقابله و جلوگيري از علل و عوامل مهاجرت و حاشيهنشيني ميتواند گام مؤثري باشد براي دستيابي به توسعه پايدار شهري و از سوي ديگر توانمندسازي شهرها براي مقابله با پديده حاشيهنشيني و ساماندهي حاشيهنشيني از جمله وظايفي است كه دستگاههاي متولي كمتر به آن پرداختهاند، هر چند در سالهاي اخير اقداماتي در اين زمينه صورت گرفته اما لازم است براي دستيابي به ارتقاي زندگي شهرنشيني اين مهم نيز مورد توجه ويژه قرار گيرد و اگر براي مسئله حاشيهنشيني در كشور برنامهريزي اصولي صورت نگيرد، هيچ گاه نبايد انتظار داشت بحث توسعه شهري و ارتقاي زندگي شهرنشيني پايدار در كشور به نتيجه برسد. بايد توجه داشت كه گسترش حاشيهنشيني معلول پديده مهاجرت و مسائل اجتماعي ـ اقتصادي گوناگوني است كه در طول زمان بهوجود آمده و همين امر سبب شده است تا برنامهريزي براي احيا و ساماندهي حاشيهنشيني نيز بسيار سخت و زمانبر باشد.
توجه به ساختار حاشيهنشيني در كنار شهرهاي بزرگ نشان ميدهد به دليل نبود زيرساختهاي فرهنگي، اجتماعي، تفريحي و ورزشي اين مكانها در معرض بسياري از تهديدها و آسيبهاي اجتماعي قرار گيرند چراكه دسترسيشان به حمايتهاي اجتماعي كمتر است و بايد گفت از سرمايه اجتماعي كمتري بهرهمند هستند. بيتوجهي به مسائل حاشيهنشيني در طول سالهاي متمادي در كشور سبب شده است تا مسائل و معضلات بهوجود آمده در پديده حاشيهنشيني وارد شهرهاي همجوار شود كه ميتوان گفت تبعات حاشيهنشيني به نوعي تنه به شهرهاي همجوار زده و ميزند، بر اساس گفته صاحبنظران، حاشيهنشيني در وقوع جرائم و كاهش امنيت شهري بسيار تأثيرگذار است. بر اين اساس ساماندهي و جلوگيري از به وجود آمدن مناطق حاشيهاي جديد و ساماندهي مناطق حاشيهاي موجود بسيار ضروري و حائز اهميت است.
رنج شهر و شهروندان از بافتهاي فرسوده
با نگاهي به معضلات و مسائل كلانشهرها بيشتر شهرها و كلانشهرهاي ايران در معرض و تهديد آسيبهاي غيرمترقبه و حوادث طبيعي همچون زلزله و سيل قرار گرفتهاند. ماهي نيست كه گوشهاي از كشور در معرض اينگونه حوادث طبيعي و غيرمترقبه قرار نگيرد. زلزله هرچند حادثهاي طبيعي است ولي اين پديده در كشور ما تبديل به معضل شده است. وجود بافتهاي فرسوده و متراكم و ناپايدار با كوچكترين لرزش، خسارتهاي مالي و جاني بسياري برجاي ميگذارد.
هرچند مسئولان ميدانند كه خطراتي همچون زلزله و سيل در كمين همه است ولي به دليل ساختار نامناسب و در هم تنيده مسائل اجرايي و حتي تصميمگيري، فقط مديران بخشهاي مسئول به اقدامات ناچيز خود اكتفا كردهاند. در بعضي موارد برخي مديران حتي در حد شعار نيز وارد اين عرصه نشدهاند و از آنجايي كه هيچ نهاد يا مرجع مشخصي براي ارزيابي عملكرد اين بخشها و حوزهها وجود ندارد، بنابراين همچنان مشكلات اين بخشها بر زمين ماندهاند و اين شهروندان هستند كه بايد هزينه كوتاهي و ندانمكاري مسئولان را بدهند. اين نوع نگاهها سبب شده است تا علاوه بر هزينهها، سرمايههاي انساني و تخصصي نيز به درستي به كار گرفته نشوند و مشكلات همچنان پابرجا باقي بماند، به عنوان مثال در حالي كه اغلب شهرها از بافتهاي فرسوده و ناپايدار رنج ميبرند، مسئولان تصميمگير به دنبال آن هستند تا با ساخت شهرهاي جديد، سرمايهها را از نوسازي و بازسازي بافت فرسوده به شهركسازيها سوق دهند.
توجه به مسائل فرهنگي و اجتماعي
هرچند شهر آميختهاي از شهرسازي، محيطزيست شهري، آمد و شد و... است اما نگاه سطحي به مسائل فرهنگي، اجتماعي در حوزه شهري سبب شده است تا مسائل شهري در اين بخشها خود به معضلات و مشكلات بسياري براي شهروندان ساكن شهرها تبديل شود. توجه به مسائل فرهنگي و اجتماعي همچون تار و پودي لايههاي مختلف شهر را در هم تنيده است و هرگونه بيتوجهي به مسائل فرهنگي و اجتماعي ميتواند هويت زندگي فردي و جمعي شهروندان را در معرض تهديد و خطر قرار دهد. وجود آسيبهاي اجتماعي، نابرابريهاي اجتماعي و فرهنگي در شرايط حاضر سبب شده است تا حتي اقدامات عمراني و شهرسازي نيز تحت تأثير قرار گيرد. گذر از كنار مسائل اجتماعي و فرهنگي در نهايت بيتوجهي به فرد و هويت شهروندان است كه عواقب آن ميتواند شهر را از آباداني و توسعه باز بدارد.
بيتوجهي دولت به آمد و شد شهري
زيرساخت توسعه شهري، توجه ويژه به مباحث آمد و شد شهري و حل معضلات و مسائل ترافيكي است. اين موضوع به ويژه از اين منظر اهميت دوچندان پيدا ميكند كه شهرها دائماً در حال گسترش هستند. به واقع بيش از 30 درصد از درآمد شهروندان در مباحث حمل و نقل هزينه ميشود كه اين امر خود گواه اهميت و توجه به مباحث آمد و شد شهري است. به واقع توسعه حمل ونقل عمومي آن هم در شهر به دليل تراكم بافتهاي شهري و مسائل زيست شهري همچون توجه به آلودگي هوا ميتواند گره بسياري از معضلات و مشكلات شهري را بگشايد. حمل و نقل عمومي و تكميل شبكه حمل و نقل درونشهري كه امكان دسترسي شهروندان را با طي كمترين مسافت به يكي از وسايل حمل و نقل عمومي فراهم ميسازد ميتواند در توسعه آباداني شهري و كاهش مشكلات و تبعات آن بسيار تأثيرگذار باشد و اين امر نيازمند سرمايهگذاري و برنامهريزي كلان براي توسعه زيرساختهاست.
شهر فقط ساختمان و راه نيست
افزايش ساخت و ساز شهري از يكسو و ساخت معابر و راههاي دسترسي از سوي ديگر سبب شده است تا شهر در اين دو زمينه بيشتر مورد توجه قرار گيرد. گويا تمامي مشكلات شهرها فقط با ساخت ساختمانها و معابر دسترسي برطرف ميشود. به واقع توسعه شهري براساس اين دو فاكتور نه تنها از بار مشكلات شهري نميكاهد بلكه بر ميزان مشكلات و مسائل شهري نيز ميافزايد. حذف فضاهاي شهري كه ميتواند به عنوان فضاهاي تفريحي، فرهنگي و اجتماعي و گردشگري و فضاهاي سبز مورد استفاده قرار گيرد، خود ميتواند آرامش و آسايش شهروندان را سلب كند.
استرس و فشار ناشي از زندگي فشرده و درهم تنيده شهري از يكسو و كمبود اينگونه فضاها خود عاملي ميشود كه سلامت شهروندان را در معرض تهديد جدي قرار ميدهد، همچنين آلودگيهاي ناشي از ترافيك، صنايع و مراكز توليدي محيطزيست شهري را تحت تأثير قرار داده و زندگي در فضاهاي شهري را بيروح ميكند تا آنجايي كه حتي بر رفتار و كردار شهروندان تأثير نامطلوبي برجاي ميگذارد. از آنجايي كه همه مسائل و معضلات شهري به گونهاي با همديگر در ارتباط است، توجه به يك موضوع و غافل شدن از يك موضوع ديگر شهري ميتواند نتايج نامطلوبي را در درازمدت بر شهر و شهروندان تحميل كند.
و سخن آخر...
اينكه بسياري از مسائل و مشكلات كلانشهرها ريشه در نبود توسعه زيرساختهاي شهري دارد و لازم است تا دولتها نقش خود را در توسعه پايداري شهري پررنگتر كنند و با تخصيص اعتبار و ارائه لوايح مختلف مسائل و مشكلات كلانشهرها كه بيشتر اين مسائل مشترك ميان كلانشهرهاست را برطرف سازند و در اين زمينه همراهي با شورا و مديريت شهري ميتواند به حل مشكلات بزرگ شهرها سرعت بخشد و اينگونه نباشد كه هر دولتي كه سر كار ميآيد فقط مشكلات را به دولت بعدي واگذار كند كه اين نوع نگاه فقط باعث ميشود تا بار مسائل و معضلات شهري مضاعف شود.