دهه 70 را ميتوان دهه شيوع تجمّلپرستي، رشد قارچگونه برجهاي سر به فلك كشيده و ساخت ابنيه ناهنجار شهري به نام ضرورت توسعه، ساخت فرهنگسراها و تقابل فرهنگي با مساجد، دهه بيتوجهي به پيشكسوتان جهاد و شهادت و دغدغههاي آنان، ريشه دواندن اقتصاد ليبرالي و رواج مصرفزدگي و مهمتر از همه اينها تشكيل و انسجام حلقههاي فكري روشنفكري با پروژه سكولاريزهسازي جامعه خصوصاً در اواخر اين دهه در دولت اصلاحات نام برد. در چنين شرايطي طيف دلداده به انقلاب اسلامي رسالت خود را در آگاهسازي و انتقاد نسبت به وضع فرهنگي، سياسي جامعه دانسته و تلاش نمود از ابزار رسانه براي بيان دردها و مقابله با تفكرات ضدفرهنگي كه به جامعه پمپاژ ميشد، استفاده نمايد.
فصلنامه كتاب نقد يكي از پيشگامان طرح بحث علوم انساني اسلامي در فضاي دهه 70 به حساب ميآيد. اين فصلنامه توسط پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي كه در سال 74 توسط حجت الاسلام علي اكبر صادقي رشاد به منظور نظريهپردازي براي انقلاب اسلامي تشكيل شده بود، منتشر ميگرديد. اين نشريه واكنشي به نظريهپردازان اصلاحطلب بود كه در حلقههاي روشنفكري و مطبوعاتي خود تفكرات غربزده را بازآفريني و ترويج مينمودند.
سردبيري كتاب نقد را تا سال 1383 «حسن رحيم پور ازغدي» به عهده داشت. «كتاب نقد» محفلي براي همفكري و حضور اساتيد دانشگاهي و حوزوي پايبند به ارزشهاي انقلاب به حساب ميآمد و مقالات شخصيتهايي نظير آيتالله مصباح، آيتالله جوادي آملي، آيتالله معرفت و اساتيدي چون عبدالحسين خسروپناه، حميد پارسانيا، حميد مولانا، احمد واعظي، علي ذوعلم، سيدحسين ميرمعزي، علي اصغر هادوي نيا و غلامحسين الهام در آن به چاپ ميرسيد.
«قبسات»، «اقتصاد اسلامي» و «بينش سبز» برخي از نشريات در حوزه علوم انساني بودند كه پس از انتشار كتاب نقد توسط پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي منتشر گرديدند و به ترتيب حاوي موضوعات جامعه و دينشناسي، اقتصاد و نظريهپردازي سياسي بودند.
نيستان
ماهنامه فرهنگي- هنري، نيستان، به مديرمسئولي سيدمهدي شجاعي، از مهرماه 74 منتشر شده و تا زمان توقف آن كه ارديبهشت 77 بود، بيش از دو سال ادامه پيدا كرد.
در ماهنامه نيستان چهرههاي فرهنگي تازهاي به جامعه معرفي شد كه بعدها هر كدام به چهرههاي شاخصي در زمينههاي مختلف بدل شدند. محمدرضا زائري، وحيد جليلي، رضا اميرخاني، سيدعلي كاشفي خوانساري و... ازجمله آنها بودند.
«نيستان» در گزارشها و مصاحبههاي جدي و سلسلهواري به نقد متون درس معارف اسلامي دانشگاهها پرداخت. روي جلد شماره 16 و 27 اين جمله به رنگ قرمز نوشته شده بود: «اين شماره را فقط مسئولان بخوانند!»
انتشار ماهنامه نيستان به علل مختلف و مشخصاً بهخاطر شكايت عبدالله جاسبي، رئيس سابق دانشگاه آزاد اسلامي از نيستان به خاطر داستان پارك دانشجو و شكايت حجتالاسلام رازيني، رئيس وقت دادگستري تهران، از صفحات رزيتاخاتون –كه با بيان طنز بر رفتارهاي فمنيستي دولت و شهرداري ميتازيد- متوقف شد.
شجاعي هرچند توانسته بود از اتهامات دادگاه تبرئه شود ليكن تحت فشارهاي سنگين سياسي حاكم بر فضاي مطبوعاتي تصميم به توقف فعاليت گرفت: «بنده از اين اتهامي- چاپ مطلب خلاف عفت عمومي- كه از ابتدا هم معلوم بود نابجاست، تبرئه شدم اما به دلايلي كه هنوز هم زمان بيان آن فرا نرسيده به عنوان اعتراض مجله را تعطيل كردم و اظهار داشتم كه تا زماني كه امثال اين شاكي و شكايت در عرصه حضور دارند نيستان را منتشر نخواهم كرد.»
هرچند نيستان در شماره آخر، با طرح روي جلد «آتش در نيستان» و با اعتراض به فضاي بسته حاكم، به كار خود خاتمه داد، اما توانسته بود نسل جديدي از نويسندگان تراز انقلاب اسلامي را تربيت كند كه در دهههاي بعدي موتور فكري جبهه فرهنگي انقلاب را به حركت درآوردند. احياي ماهنامه سوره با نام «سوره انديشه» توسط وحيد جليلي تنها يكي از اين ثمرات بود.
از سپيده «صبح» تا «سياحت غرب»
مهدي نصيري كه اين روزها از وي به عنوان يكي از متفكرين مكتب تفكيك ياد ميشود، از روزنامهنگاراني بود كه تا سال 74 با مؤسسه كيهان همكاري داشت. وي بعد از جدايي از كيهان با هفتهنامه و ماهنامه صبح به ميان آمد. صبح يك دوره به صورت هفتهنامه و بعد به صورت ماهنامه منتشر شد و به نقد مباني تمدن غرب و تبيين آرمانهاي امام راحل (ره) پرداخت. نقدهاي فرهنگي، سياسي و اجتماعي اين نشريه هم ناظر به همين دو اصل اساسي بود. ترويج ارزشها–به خصوص درحوزه دفاع مقدس- نيز از جمله رسالتهايي بود كه اين نشريه بر عهده گرفته بود. مهدي نصيري مدتي هم سلسله جلسات «نقد مباني تمدن غرب» را در فرهنگسراي انديشه برپا كرد كه مورد استقبال جوانان و به خصوص قشر دانشجو قرارگرفت. در نشريه «صبح» از مقالات و مباحث شخصيتهايي مثل رضا داوري اردكاني، حيدر و حسن رحيمپور ازغدي، يوسفعلي ميرشكاك، حسين اللهكرم، شهريار زرشناس و... استفاده ميشد.
نشريه «صبح» از همان ابتدا مخالفتهاي دولت وقت را به همراه داشت و علاوه بر نقدهايي كه از منظر انديشه بر پيكره مدرنيسم وارد ميساخت، به نقد عملكرد برخي نهادهاي وقت همچون شهرداري تهران، برخي وزارتخانهها و... پرداخت كه براي آن نشريه خالي از تبعات نبود. مهدي نصيري سرانجام با وجود وعده روزنامه شدن نشريه صبح در آينده، به دليل مسائل مالي و مشكلاتي ديگر ناچار به تعطيلي «صبح» شد.
وي پس از توقف انتشار «صبح»، با حمايت مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما، ماهنامه «سياحت غرب» را منتشركرد كه به بحث درباره غربشناسي و نقد مدرنيته ميپرداخت. سياحت غرب نشريهاي كاملاً ترجمهاي است كه از زبان خود غربيها ابعاد بحران دنياي مدرن را شرح ميدهد. از مباحث و رويكردهاي مورد بحث در اين نشريه، ميتوان به فرهنگ و اجتماع، رسانهها و ارتباطات، علم وتكنولوژي، سياست و اقتصاد اشاره كرد.
تاكنون 137 شماره از «سياحت غرب» منتشر شده و انتشار آن هنوز هم ادامه دارد. نصيري از سال 84 تا 88 به عنوان معاون فرهنگي دفتر مقام معظم رهبري به امارات رفت و پس از بازگشت به ايران از سال 89 فصلنامهاي با عنوان «سمات» را با همان رويكرد مكتب تفكيك پيريزي نمود.
*
دانشجوي ارشد جامعهشناسي