گويند جواني مفلس، دلباخته دختري متمول از ديار سپاهان شد. پس به خواستگاري وي شتافت و شرح شيدايي خويش بازگو نمود. در آن مقام از او پرسيدند:
- سرايي درخور داري؟
- گفت: نه.
-مركبي راهور چه؟
-گفت نه.
-پيشهاي پر درآمد؟
-گفت نه.
...خلاصه هر چه از مال و مكنت پرسيدند،جمله بگفت نه!
آن دختر نيشخندي زد و با زيركي پرسيد:
-پدر چه؟
آن جوان سادهدل با خوشحالي پاسخ داد:
-دارم
-مادر چه؟
-دارم
-و خواهر؟
-پنج تا!
دختر پوزخندي زد و گفت: اي جوان! برخيز و بخت خويش جاي ديگر جوي كه در اين سراي به تو دختر ندهند. كه تمام آن چه نبايد، داري و آنچه بايد نه!
حكايت فوق به نوعي وصف حال برخي از دولتمردان ما شده است. در دولتي كه شعارش تدبير و اميد است، شاهد مواردي هستيم كه بويي از تدبير و اميد از آن به مشام نميرسد.
چندي پيش يكي از منسوبان دولت نقل كرد كه سال آينده، سال افشاگري است!
بر كسي پوشيده نيست كه از رهگذر افشاگري(چه حق و چه ناحق) اميدي به جامعه تزريق نميشود، بلكه برعكس، بيم و نوميدي الي ماشاءالله...!
همه ميدانند برخورد با تضييع كنندگان بيتالمال(بدون در نظر گرفتن گرايش جناحي فرد خاطي) امري است واجب كه راهكار آن در قانون مشخص شده و تدبير آن است كه از مجاري قانوني پيگيري شود، نه با هوچيگري از برخي تريبونها كه اصل مطلب كه همان برخورد با چپاولگر بيتالمال است را زير سؤال ببرد و...
بر اصحاب رسانه روشن است كه بيان اينگونه مطالب(افشاگري) در اين برهه زماني كه انتخابات مجلس و خبرگان رهبري در پيش است، نه در راستاي منافع ملي كه حزبي و جناحي بوده تا بلكه ازاين نمد كلاهي به دست آيد!
در اين جا شايد بد نباشد كه بگوييم: ...برخيز و بخت خويش جاي ديگر جوي...
كاش رئيسجمهور محترم دريابد كه اينگونه مشاوران بيشتر از آنكه يار شاطر باشند، بار خاطرند و زيانشان به مراتب بيشتر از دشمنانشان است!
به هر روي در اين واپسين ايام سال پسنديده است براي دولت تدبير و اميد دعا كنيم كه داشته باشد هرآنچه بايد و نداشته باشد هرآنچه نبايد.