لابد ميپرسيد چرا چاي هنديها در روغن است و مال ما نه؟ و لابد ميگوييد باز چه شده است؟ همين چاي خشك و خالي را چشم ندارند ببينند كه ميخوريم يا مينوشيم يا هرچي؟ حالا كار نداريم كه پرتقال هم دارد دنبال مرغ ميرود تا مرزهاي تك رقمي را به دو رقمي تبديل كند و ماحصل تهنشينشده پول در ته جيب ما را، اين آخر سالي به يغما ببرد! و بهتر آن است كه از پرتقال بگوييم تا چاي! هر چند نايب رئيس خانه كشاورز اظهار كرده با توجه به هزينههاي توليد و نرخ تورم قيمت منطقي براي هر كيلوگرم پرتقال درجه يك در بازار نهايتاً 3500 تومان است و از چند روز آينده با آغاز توزيع اين محصول از سوي سازمان تعاون روستايي كه با مشاركت اتحاديه باغداران مازندران نيز همراه است، قيمت پرتقال در بازار كاهش مييابد و به قيمت منطقي نزديك ميشود؛ اما شما باور نكنيد. كدام چيز را گران كردند تا بعد ارزانش كنند. همين مرغ را ببينيد. حالا مرغ نه! خروس!
از من ميپرسيد اين آخر سالي همه چيز نوبر است. مثلاً گوجهفرنگي پنجاه تا تك تومني را دولت از كشاورزان ميخرد سيصد تومان تا ما در تهران بخريم هزار تومان. آنوقت نياييم و به چاي گير ندهيم؟ اصلاً خبر را خودتان بخوانيد و قضاوت كنيد. ببينيد كجاي كار اشتباه كردهايم (ما كه شانس نداريم. اما همسايهمان شانس دارد. ديشب يك كيلو تخمه خربزه خريده بود، بين تخمهها يك دانه پسته بود. اما ما، همين چايمان هم...)
خبر: مديران صنعت چاي هند اعلام كردند صادرات چاي ارتدكس هندي به ايران امسال با حل مسئله آلودگي به سموم آفتكش ميان دو كشور، دو برابر ميشود. پايگاه اينترنتي هندي اكونوميك تايمز در گزارشي نوشت: چايكاران هندي صادرات 30 ميليون كيلوگرم چاي به ايران در سال 2015 را هدف گرفتهاند. نمايندگان تجارت چاي ايران هم قرار است ماه آينده به هند سفر كنند. دو كشور يادداشت تفاهمي امضا كردهاند كه طبق آن ايران توافق كرده است امسال از هند 30 ميليون كيلوگرم چاي وارد كند. تلاشهاي هند در شرايطي صورت ميگيرد كه سريلانكا و كنيا به شدت در تلاش هستند تا وارد بازار ايران شوند. ميخواهيد اولاد آدم زير گوشتان يك حرفي بزند تا سرخ بشويد؟ آتشي؟ مثل چاي هيزمي! بله! در حالي كه ما احتياج به واردات چاي داريم، همان چاي خودمان را هم به روسيه و تركيه و گرجستان و لهستان و عراق و نميدانم كجا صادر ميكنيم! حالا پيدا كنيد پرتقال فروش را. البته صادرات چاي خوب است. تازه جلوي آن را هم گاهي ميگيرند. ولي كارخانههاي چايمان يكي يكي ريق رحمت را سر كشيدهاند. در شهر املش، 38 كارخانه چاي وجود داشت كه اكنون 12 كارخانه سرپا مانده و بقيه تعطيل شدهاند، در لاهيجان هم همينطور. كارخانههاي آزاد، صفا و كيومرثي در لاهيجان، كارخانههاي چاي راست كوه در املش، صوفي، كتگير، جُركاسر، نيما طلوع، چهارده معصوم در املش گيلان و صفا رامسر مازندران از جمله بزرگترين كارخانههاي تعطيل شدهاند. كارخانه چاي چهارده معصوم بزرگترين كارخانه فرآوري چاي در خاورميانه بود تعطيل شد. يا كارخانه چاي «نيما طلوع» فقط 20 روز كار كرد و بعد تعطيل شد. خب اولاد آدم ميداند كه اينها همه سرمايه است. يك كسي سرمايهاي آورده و شغل ايجاد كرده است. خيلي از اين توليدكنندگان چاي مأيوسند و به سيستم بانكي هم مقروضند. كارخانه را ميفروشند تا هم بدهي خود را بدهند و هم بتوانند از سرمايهشان استفاده كنند؛ بنابراين اشكالي ندارد كشور برادر هند روي بازار ما حساب كند و ما نتوانيم روي بازارمان حساب كنيم. نه تنها روي بازار خودمان كه روي بازار ديگران و. . .
البته بين خودمان بماند ما به هنديها مديونيم؛ يعني ما نه. همان بابايي كه رفت هند و برايش چاي آوردند و بعدش هوس كرد كه ما هم چايدار شويم. نگوييد كه قصهاش را نميدانيد: «محمد ميرزاي چايكار» معروف به كاشفالسلطنه چايكار، متولد ۱۲۴۴ خورشيدي در تربت حيدريه، كه از دارالفنون و سپس از سوربن فرانسه فارغالتحصيل شده بود، با عنوان ژنرال كنسول ايران در سال ۱۲۷۶ خورشيدي، مأمور خدمت در هند شد. وي به عنوان سفير ايران در هندوستان در روزگار مظفرالدين شاه قاجار اولين فرد ايراني است كه با همت والاي خود و در نقش يك بازرگان به فراگيري شيوه كاشت و مصرف در ايران و جهان پرداخت وي با تلاش زياد و نبوغ خود توانست نژادهاي خوب و مقوي چاي را كشف نموده و با زاد و ولد آنها نام خود را ماندگار نمايد. همچنين او شهر لاهيجان را به دليل وجود هواي مناسب براي كشت چاي انتخاب كرد. اين شهر امروز به عنوان مركز كشت چاي در ايران درآمده است. مقبره كاشفالسلطنه در لاهيجان امروز به صورت گنجينه تاريخ چاي ايران در لاهيجان درآمده است. وي سه هزار نهال چاي را كه از دره «كانگراي» در«هيماچال پراوش» هندوستان به ايران آورد و به طور موفق در زميني واقع در لاهيجان غرس نمود. حالا هنديها آمدهاند و حق آب و گل خود را ميبرند. به آنها نگاه گرم بكنيد! چراكه به قول چينيها برنج سرد را ميتوان خورد، چاي سرد را ميتوان نوشيد، اما نگاه سرد را نميتوان تحمل كرد.