
فردريكو گالز 88 سال قبل، در سال 1927 موضوع گسترش ورزشهاي همگاني را در شهر پرتوآلجر واقع در جنوب برزيل براي نخستين بار مطرح كرد. با اين حساب، در واقع زادگاه توسعه و برنامهريزي يا سازماندهي ورزش همگاني را ميتوان كشور برزيل دانست. اين نوآوري در حيطه تربيت بدني و ورزش برزيل توانست آن دسته از بازيها، جشنوارههاي فرهنگي و فعاليتهاي ورزشي را كه به صورت سنتي در مكانهاي محصور مانند مدارس و كلوبها برگزار ميشد، به صورت مدون و اصولي به خيابانها و ميادين شهر بكشاند. در سال 1923 در شهر سائوپولو مسابقه دوي همگاني برگزار شد.
اين نوع خلاقيت و توجه در واقع ورزشهاي سنتي را كه پيشتر در مدارس و مكانهاي سرپوشيده و دربسته محصور شده بود را به كف خيابانها و ميادين شهر كشيد و در سال 1923 در شهر سائوپولو مسابقه دو همگاني برگزار شد؛ مسابقهاي كه با مسابقات قهرماني تفاوت زيادي داشت. چراكه شركتكنندگان اين مسابقه نه از بين قهرمانان كه در واقع از بين همه اقشار جامعه بودند.
جنبش ورزش همگاني در دهه 1960 با واژه « تريم» كه از زبان نروژي است و به معني خوش اندام و با نشاط و سالم ميباشد، آغاز شد و خيلي زود، اين جنبش در دانمارك، هلند، سوئد، فنلاند، بلژيك، آلمان، ايسلند، اسپانيا، اتريش، امريكا، ژاپن، سوئيس و يوگوسلاوي شكل گرفت. ورزش همگاني خيلي زود، مورد توجه اقشار مختلف جامعه، خصوصاً دولتها قرار گرفت؛ چراكه ميتوانست نويد جامعهاي سلامت و بانشاط را بدهد. ورزشي كه هزينهاي براي علاقهمندان نداشت و حضور در پاركها و حتي خيابانها ميتوانست راهي براي ورود به آن باشد. ضمن اينكه ميتوانست زمينهساز كشف استعدادهاي ناب براي ورزش قهرماني هم باشد. اهميت توجه به ورزش همگاني خيلي زود براي همگان مشخص شد. به طوري كه در سال 1983 كميته بينالمللي المپيك( IOC) گروه ورزش همگاني را در درون خود بنيان نهاد تا ورزش همگاني تحت پوشش كميته بينالمللي المپيك رشد نمايد. رشد روزافزون ورزش همگاني و استقبال مردم كشورهاي مختلف دنيا از ورزش همگاني باعث شد تا در سال 1990، رئيس كميته بينالمللي المپيك، ساختار سازماني ورزش همگاني را در سطح يك انجمن در كميته بينالمللي المپيك ارتقا دهد. از آن زمان ورزش همگاني مورد حمايت بيشتر كميته بينالمللي المپيك قرار گرفت. در سال 1994 كميته بينالمللي المپيك و سازمان بهداشت جهاني(WHO)در جهت ارتقاي سطح سلامتي مردم فعاليتهاي مشتركي را آغاز نمودهاند.
در اين بين، توجه بعضي كشورها به ورزش همگاني بسيار خاص است؛ چراكه همگاني شدن ورزش همگاني، سلامت و نشاط جامعه را تضمين ميكند و به همين دليل است كه رهبر ايران نيز بارها و بارها با حساسيت فراوان به اين مهم اشاره و تأكيد كرده است. در بسياري كشورهاي ديگر نيز ورزش همگاني و توجه به آن، در رأس امور دولتها قرار دارد. كشورهايي مانند چين كه به دليل جمعيت بالا و سخت بودن شرايط كاري، سلامت جامعه و نشاط آن از جمله دغدغههاي دولتمردان آن است، سوق دادن مردم به سمت ورزش همگاني، جزو ضرورتهاي كاري اين كشور قرار دارد. به طوريكه تبليغات گستردهاي در اين زمينه ميشود و حضور مردم در پاركها و توجه آنها به ورزش همگاني كه ضامن سلامت آنها در ميان روزهاي شلوغ و سخت كاري است به معرض نمايش گذاشته ميشود تا هر روز بر تعداد نفراتي كه به سمت و سوي ورزش همگاني سوق پيدا ميكنند، افزوده شود.
در كشورهاي اروپايي و امريكايي نيز اين مسئله بسيار حائز اهميت و مورد توجه است. به طوريكه شاهد هستيم براي تبليغ هر چه بهتر و بيشتر لزوم توجه به ورزش همگاني، در فيلمها و سريالهايي كه ساخته ميشود، سكانس يا سكانسهايي از پيادهرويهاي صبحگاهي يا شبانگاهي گرفته ميشود تا مردم بيش از پيش به انجام اين ورزش كم خرج و مفيد ترغيب شوند. اين مسئله البته به قدري ظريف مورد توجه قرار ميگيرد كه براي بسياري از مردم اين كشورها، پيادهروي در ساعات ابتدايي يا انتهايي روز مانند يك برنامه پايدار در زندگي تبديل شده است؛ برنامهاي مفيد كه سلامت جوامع و نشاط آن را تضمين ميكند.