به
گزارش خبرنگار ما، هشتم ديماه سال گذشته ماموران پليس از قتل مردي ميانسال در
محله تهراننو با خبر شده و دست به تحقيق زدند. همسر مقتول گفت لحظاتي قبل مردي
زنگ خانه را زد و گفت با شوهرم كار دارد. بعد از اين كه شوهرم بيرون رفت صداي
فرياد او را شنيديم و خودمان را به او رسانديم و متوجه شديم كه كشته شده است. همزمان
با انتقال جسد به پزشكي قانوني، تحقيقات محلي نشان داد كه مرد ميانسال از سوي دو
مرد جوان هدف ضربات چاقو قرار گرفته و به قتل رسيده است. در شاخه ديگري از بررسيها
مشخص شد كه مقتول بر سر كار كردن دو دخترش با آنها اختلاف داشته است. با ادامه
پيدا كردن تحقيقات در اين باره مشخص شد كه دو خواهر از مردي به نام حامد خواسته
بودند تا پدرشان را تنبيه كند. دو خواهر -شيما و شهره
- همراه حامد بازداشت شدند. تحقيق از حامد نشان داد كه دو مرد ديگر به نام بهرام و بهزاد با او همدست بودهاند كه انها هم بازداشت
شدند. با كامل شدن بررسيها بهرام به اتهام شروع به قتل، بهزاد به اتهام مباشرت در
قتل و شيما، شهره و حامد به اتهام معاونت در قتل مجرم شناخته شده و كيفرخواست عليهشان
صادر شد و پرونده روي ميز هيات قضايي شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت. نماينده
دادستان تهران با شرح كيفرخواست متهمان را گناهكار دانست و براي آنها درخواست
صدور مجازات قانوني كرد. سپس اولياي دم دخواست قصاص كردند. بعد
از آن همسر مقتول به دادگاه گفت دو دخترم مهندس هستند و در يك شركت كار ميكردند.
شهره ازدواج كرده بود و در حاشيه شهر زندگي ميكرد. شوهرم به او اعتراض ميكرد و
ميگفت مسير خانه تا محل كارت دور است و نبايد سر كار بروي. شهره هم مدام سر اين
موضوع با پدرش اختلاف داشت و اختلاف شيما هم شبيه اين بود. شوهرم با كار كردن
دختران موافق نبود. بهزاد
وقتي در جايگاه قرار رگفت اتهام خودش را پذيرفت و گفت حامد از ما خواست كه آن مرد
را به قتل برسانيم. ما حامد را ميشناختيم و به حرف او اعتماد داشتيم. براي ما مرد
موجهي بود و ميگفت مقتول دخترانش را وادر
به كارهاي ناشايست ميكند. به ما 400 هزار تومان پول داد تا دستكش و كلاه تهيه
كنيم. وقتي مقابل خانه مقتول رفتيم اول بهرام با قمه ضربهاي به مقتول زد و من
ضربات بعدي را وارد كردم. البته گناهكار اصلي در اين ماجرا حامد است چرا كه او ما
را فريب داد. پس
از آن دو خواهر در جايگاه ايستادند و اتهام خودشان را رد كردند. شيما گفت پدرم در
زندگي من و خواهرم دخالت ميكرد و مانع كار ما ميشد. ازارهاي او سبب شدتا ماجرا
را با حامد در ميان بگذاريم. او مرد با نفوذي بود و گفت پدرمان را گوشمالي ميدهد
و قرار به قتل نبود. او 400 هزار تومان از ما گرفت و گفت مردي را پيدا كرده كه ميتواند
اين كار را انجام دهد اما براي خريد كلاه و دستكش به پول نياز دارد اما بعد متوجه
شديم كه مرتكب قتل شده است حالا هم از او شكايت داريم. حامد
اما وقتي در جايگاه قرار گرفت اتهام خودش را نپذيرفت و گفت حرفهاي دو خواهر را
قبول ندارد. از دو خواهر پول نگرفته و فرمان قتل هم نداده است. بهرام نيز وقتي در
جايگاه ايستاد اتهام شروع به قتل را قبول نكرد و گفت من يك ضربه به مقتول زدم اما
قصد كشتن يا آسيب رساندن به او را نداشتم.حامد از ما خواسته بود كه ان مرد را
بزنيم و به فرمان او عمل كرديم. هيات
قضايي بعد از شنيدن آخرين دفاع متهمان وارد شور شدند. \
محاكمه شدند
تنبيه خونين به مرگ منجر شد
پرونده مردي كه از سوي دو آدمكش اجارهاي به قتل رسيده بود روز گذشته در دادگاه كيفري استان تهران ورق خورد.
به گزارش خبرنگار ما، هشتم ديماه سال گذشته ماموران پليس از قتل مردي ميانسال در محله تهراننو با خبر شده و دست به تحقيق زدند. همسر مقتول گفت لحظاتي قبل مردي زنگ خانه را زد و گفت با شوهرم كار دارد. بعد از اين كه شوهرم بيرون رفت صداي فرياد او را شنيديم و خودمان را به او رسانديم و متوجه شديم كه كشته شده است.
همزمان با انتقال جسد به پزشكي قانوني، تحقيقات محلي نشان داد كه مرد ميانسال از سوي دو مرد جوان هدف ضربات چاقو قرار گرفته و به قتل رسيده است. در شاخه ديگري از بررسيها مشخص شد كه مقتول بر سر كار كردن دو دخترش با آنها اختلاف داشته است. با ادامه پيدا كردن تحقيقات در اين باره مشخص شد كه دو خواهر از مردي به نام حامد خواسته بودند تا پدرشان را تنبيه كند. دو خواهر -شيما و شهره - همراه حامد بازداشت شدند. تحقيق از حامد نشان داد كه دو مرد ديگر به نام بهرام و بهزاد با او همدست بودهاند كه انها هم بازداشت شدند. با كامل شدن بررسيها بهرام به اتهام شروع به قتل، بهزاد به اتهام مباشرت در قتل و شيما، شهره و حامد به اتهام معاونت در قتل مجرم شناخته شده و كيفرخواست عليهشان صادر شد و پرونده روي ميز هيات قضايي شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت.
نماينده دادستان تهران با شرح كيفرخواست متهمان را گناهكار دانست و براي آنها درخواست صدور مجازات قانوني كرد. سپس اولياي دم دخواست قصاص كردند.
بعد از آن همسر مقتول به دادگاه گفت دو دخترم مهندس هستند و در يك شركت كار ميكردند. شهره ازدواج كرده بود و در حاشيه شهر زندگي ميكرد. شوهرم به او اعتراض ميكرد و ميگفت مسير خانه تا محل كارت دور است و نبايد سر كار بروي. شهره هم مدام سر اين موضوع با پدرش اختلاف داشت و اختلاف شيما هم شبيه اين بود. شوهرم با كار كردن دختران موافق نبود.
بهزاد وقتي در جايگاه قرار رگفت اتهام خودش را پذيرفت و گفت حامد از ما خواست كه آن مرد را به قتل برسانيم. ما حامد را ميشناختيم و به حرف او اعتماد داشتيم. براي ما مرد موجهي بود و ميگفت مقتول دخترانش را وادر به كارهاي ناشايست ميكند. به ما 400 هزار تومان پول داد تا دستكش و كلاه تهيه كنيم. وقتي مقابل خانه مقتول رفتيم اول بهرام با قمه ضربهاي به مقتول زد و من ضربات بعدي را وارد كردم. البته گناهكار اصلي در اين ماجرا حامد است چرا كه او ما را فريب داد.
پس از آن دو خواهر در جايگاه ايستادند و اتهام خودشان را رد كردند. شيما گفت پدرم در زندگي من و خواهرم دخالت ميكرد و مانع كار ما ميشد. ازارهاي او سبب شدتا ماجرا را با حامد در ميان بگذاريم. او مرد با نفوذي بود و گفت پدرمان را گوشمالي ميدهد و قرار به قتل نبود. او 400 هزار تومان از ما گرفت و گفت مردي را پيدا كرده كه ميتواند اين كار را انجام دهد اما براي خريد كلاه و دستكش به پول نياز دارد اما بعد متوجه شديم كه مرتكب قتل شده است حالا هم از او شكايت داريم.
حامد اما وقتي در جايگاه قرار گرفت اتهام خودش را نپذيرفت و گفت حرفهاي دو خواهر را قبول ندارد. از دو خواهر پول نگرفته و فرمان قتل هم نداده است. بهرام نيز وقتي در جايگاه ايستاد اتهام شروع به قتل را قبول نكرد و گفت من يك ضربه به مقتول زدم اما قصد كشتن يا آسيب رساندن به او را نداشتم.حامد از ما خواسته بود كه ان مرد را بزنيم و به فرمان او عمل كرديم.
هيات قضايي بعد از شنيدن آخرين دفاع متهمان وارد شور شدند.