هيچ كدام از پيشرفتهاي بشري بياذن خداوند محال بود صورت بگيرد «الا ان يشاء الله». آن كس كه زير جمجمهها مغز را قرار داده است، آن را براي پيشرفت آفريد. [خداوند ميگويد] تو لامپ را درست كن، سيم و انرژياش را تأمين كن اما اين را بدان كه كليدش در دست من است. كليد حقيقي جريان هستي در دست خداوند است. اينكه بياييم و بگوييم آدام اسميت مسئله تقسيم كارو... را معنا كرد و در قرون متوالي پيشرفتهاي متعدد در صنايع مختلف انجام شد درست؛ اما چه كسي بود كه آدام اسميت را به سمت مسائل اقتصادي رهنمون شد؟ اسميت هم ممكن بود مثل «برتراند راسل» به مسيري ديگر برود. راسل ميگويد ميخواستم اقتصاد بخوانم؛ ديدم آسان است و رهايش كردم و فيزيك و منطق خواندم. «ماكس پلانك» ميگويد ميخواستم اقتصاد بخوانم اما ديدم سخت است و به سراغ فيزيك رفتم. تناقض را ببينيد! تفاوت نوع شناخت را ببينيد. البته كسي مثل «پلانك» آگاهتر و هوشيارتر بود. چون ميفهميد كه اقتصاد با «انسان» سروكار دارد. انساني كه ميان دو بينهايت است. مشكلاتش خيلي عميقتر است از مشكلات فيزيك و نور و الكترونها.
تنظيم: علي كاكادزفولي