انقلاب اسلامي ايران و مكتب فكري كه اين انقلاب به جهان عرضه ميداشت؛ حرفهاي گفتني و البته جديد بسياري براي ارائه داشت كه از جنس نگاههاي شرقي و غربي به عالم فاصله بسياري داشت. تبيين اين نگرش و مكتب در دهه اول انقلاب و سالهاي منتهي به آن توسط انقلابيون مسلمان عمدتا در مجالس سخنراني و وعظ به صورت شفاهي يا با نگارش جزوات فكري كه ميان انقلابيون دست به دست ميشد انتشار مييافت. اما آرامشي در فضاي حاكم بر كشور احتياج بود تا اين جريان فكري جاي پايي در فضاي رسانهاي كشور پيدا كند. انقلابيون و نخبگان انقلابي مسلمان در دهه اول انقلاب عمدتا درگير مسائلي نظير تثبيت نهادهاي نظام اسلامي، رفع مسائل و فتنههاي مستحدثه در كشور و نيز حضور در عرصه دفاع مقدس بودند. لذا اين حجم دغدغهها فرصتي براي بروز مجاري انديشهاي انقلاب باقي نميگذاشت اما با پايان جنگ و برقراري ثبات نسبي در كشور بسياري از همين افراد رسالت خود را به تبيين انديشههاي انقلاب اسلامي معطوف ساختند و از ابزار نشريات مكتوب براي ارائه اين تفكرات بهره جستند. اين يادداشت بخش اول گزارشي است كه بنا دارد به جريانشناسي نشريات حوزه فكري بعد از انقلاب اسلامي بپردازد.
ماهنامه سوره
ماهنامه فرهنگي- هنري سوره را شايد بتوان نخستين نقطه عطف در حوزه «ژورناليسم انديشه» در انقلاب اسلامي محسوب كرد. سوره كه صاحب امتياز آن حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي استان تهران است، از سال 68 انتشار پيدا كرد، اما اولين شماره آن به سردبيري شهيد آويني فروردين سال 70 منتشر شد. با سرمقالهاي از شهيد آويني با عنوان «يك هشدار.» آويني در آن سرمقاله صراحتاً از تلاش جريان سكولار و متجدد داخلي ايران براي تقدسزدايي از دين در حوزههاي اجتماعي و سياسي ميگويد و نسبت به تلاش آنها براي هضم شدن انقلاب اسلامي در فرهنگ نظام جهاني هشدار ميدهد:«اتكاي بر علم نيز اگر به معناي ترك ولايت فقها و تسليم در برابر مديريت علمي يعني ولايت ساينتيستها و تكنوكراتها باشد، پيشنهاد رياكارانهاي است در جهت نفي معتقداتي كه انقلاب اسلامي و ولايت فقيه در خاك آن ريشه دواندهاند، وگرنه، بايد ولايتفقيه يا حكومت ديني را بالذات در تعارض با علوم جديدفرض كرده و آن را به مثابه يك ايدئولوژي اعتبار كنيم و بخواهيم كه بايد و نبايدها، يعني احكام عملي حيات خويش را از آن اخذ كنيم. ما بايد و نبايدها، يعني احكام علمي زندگي خويش را از شريعت ميگيريم و فقه است كه واسطه حقيقتِ تشريع و حيطه عمل حيات ماست.»
سوره انديشه به واسطه نقد صريح و قلم شيواي سيدمرتضي آويني و دوستان جوان و خوشفكر او توانست در مدت زماني كوتاه به يك رسانه جريان ساز و اثربخش در تحليل و نقد مسائل فرهنگي كشور تبديل شود. آويني در شماره سوم يادداشتي مينويسد با عنوان «تجدد يا تحجر؟» يادداشتي در واكنش به سخنراني سيدمحمدخاتمي كه در جمع دانشجويان دانشگاه تهران ايراد شده بود. او در آن يادداشت نسبت به مظلوميت هنرمندان جبهه انقلاب هشدار ميدهد:«دولت جمهوري اسلامي حقيقتاً به شعار آزادي مطبوعات، نويسندگان و هنرمندان پايبندي اعتقادي دارد، اما دوستان خويش را از ياد برده است و اكنون مجموع سياستهاي نظام اسلامي كار را به آنجا كشانده كه نسل انقلاب در هنر و ادبيات احساس عدم امنيت و بيهودگي ميكند.»
زمان زيادي نميگذرد تا نگرانياش تعبير شده و پيشبينياش محقق شود. درشماره هفتم سوره، شهيد آويني اقدام به چاپ تصويري از يك جوان بوسنيايي در روزهاي جنگ بوسني و هرزگوين ميكند كه در تقليد از بسيجيان ايران، پيشانيبند «الله اكبر» بر پيشاني بسته است، درحالي كه موهايش به سبك جوانان غربي بلند است و عينك دودي بر چشم زده است. آويني براي درج اين تصوير از سوي وزير ارشاد وقت به دليل «چاپ عكس مخالف شئونات اسلامي» توبيخ كتبي ميشود.
از طرفي سوره آويني حتي در ميان طيف ارزشي هم مورد نقد و تاخت و تازهاي تندي قرار گرفته است. براي مثال در 30 دي 1371، نقدي عليه سوره و آويني منتشر ميشود با عنوان «آقاي سردبير! به خدا هم فكر كنيد.»
اين نقد با امضاي «وحيدعرفاني» به بهانه چاپ داستاني از «سيد ياسر هشترودي» درمجله سوره (ديماه71) نوشته شده و ارجاعات مكرر آن به قصه وي است. اين جملات چند خط پاياني آن نقد زهردار است:«آقاي سردبير! مجله سوره ملك موروثي شما نيست كه سياست آن را دل رحمي شما تبيين كند. سوره هم مال انقلاب است. مال همه آنهايي است كه خون دادهاند و خوندل خوردهاند، سورهحتي مال آنهايي كه هنوز به دنيا نيامدهاند هم است. سوره آبروي هنرمندان مسلمان است. سوره در اين وانفساي مطبوعات تنها اميد اميدواران است. به اينها هم فكر كنيد آقاي سردبير و به خدا.»
ديگر اينكه پنج روز قبل از شهادت آويني در فكه، نقد ديگري با عنوان «در چنبره بستههالتگريو!»در 15 فروردين 1372 - يعني درست پنج روز پيش از شهادت او- عليه مواضع آويني منتشر ميشود. البته نويسنده سوره را نشريهاي همسو با ارزشهاي انقلاب اسلامي تعريف ميكند و نقد خود را تذكري دلسوزانه مينامد كه نگران منحرف شدن اين نشريه از رسالت انقلابي خويش است: «با حساب سرانگشتي در مورد ميزان نشرياتي كه هدفمند تأسيس شده و فلسفه تكوين آنها تبليغ ارزشهاي انقلاب بوده (مانند نشريه سوره) درمقابل دهها و صدها نشريهاي كه با منظورهاي گوناگوني تأسيس شدهاندكه پيش از آنكه مبلغ مستقيم انقلاب باشند در چنبره اهداف صنفي، تشكيلاتي و اقتصادي فعاليت ميكنند ميتوان دريافت نشرياتي كه در درجه اول حرف انقلاب را ميزنند تا چه حد در برابر خيل نشريات ديگر از اهميت برخوردارند؛ لذا جفا و خطاست اگر آن مشت اندك نشريات خودي هم با اخذ مواضع روشنفكرنمايانه خود را درجرگه به اصطلاح اپوزيسيون وارد سازند.»
انتشار پر كشوقوس ماهنامه سوره به سردبيري شهيد آويني حدود دو سال به طول انجاميد. آويني در اين دو سال دستخوش گزندهاي زيادي قرار گرفت اما انتشار سوره را تا 40 شماره ادامه داد. نشريهاي كه علاوه بر ماهنامه كه بيشتر معطوف به بحثهاي فكري بود و جنبه تحليلي آن پررنگ بود، ويژهنامههايي براي نمايش، فيلم، داستان، موسيقي و. . . نيز منتشر ميكرد. در سوره آويني، شخصيتهاي مهمي چون يوسفعلي ميرشكاك، مسعود فراستي، محمدرضا سرشار، نصرالله قادري، محمد مددپور، جهانگير خسروشاهي، سيدمهدي شجاعي، شهريار زرشناس، رحيم قاسميان و... قلم ميزدند.
انتشار سوره، بعد از شهادت آويني در فروردين 72، مدتي متوقف ماند و پس از آن سيدمحمد آويني، سيدعلي ميرفتاح، سيدعبدالجواد موسوي، وحيد جليلي و محمد حمزهزاده انتشار آن را ادامه دادند و بسياري از جوانان نسل دوم انقلاب نيز به محفل سوره راه يافتند. اين نشريه هرچند از زمان آغاز به كار در طول چهار دورهاي كه منتشر شد، فراز و نشيبهايي داشت كه بعضاً منجر به توقف انتشار آن ميشد؛ اما به رغم تمام اين مسائل؛ يادگاري شهيد سيدمرتضي آويني را ميتوان هنوز يكي از اثربخشترين رسانههاي فكري جبهه انقلاب اسلامي به حساب آورد.
* دانشجوي ارشد جامعهشناسي
منابع:
- ماهنامه سوره، شماره اول، دوره سوم.
- ماهنامه سوره، شماره سوم، دوره سوم.
- ماهنامه سوره، شماره هفتم، دوره چهارم.