کد خبر: 707720
تاریخ انتشار: ۱۷ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۹:۰۸
مردي كه زن جوان را به قتل رسانده بود محاكمه شد
مردي كه متهم است بعد از قتل زن جواني جسد وي را اطراف زندان قزلحصار آتش زده، در جلسه دادگاه حادثه را شرح داد.
به گزارش خبرنگار ما، اوايل سال گذشته اعضاي خانواده‌اي ناپديد شدن زني به نام سيما را به مأموران پليس تهران خبر دادند. دختر سيما گفت مادرم با مردي به نام هادي قرار داشت. من همراهش به محلي كه آنها قرار داشتند رفتم. مادرم خواست آنها را تنها بگذارم تا حرف بزنند. به خانه آمدم و منتظر مادرم ماندم اما ديگر از مادرم خبري نشد.
هادي، مردي كه آخرين بار با سيما قرار داشت بعد از بازداشت به قتل وي اقرار كرد و گفت كه جسد سيما را حوالي زندان قزلحصار سوزانده است. او توضيح داد: مدتي قبل بود كه پيامكي ناشناس برايم ارسال شد و همين منجر به آشنايي من و سيما شد. خودش را استاد دانشگاه معرفي كرد و گفت مجرد است و كسي را ندارد. وقتي ارتباط ما بيشتر شد، پيشنهاد ازدواج دادم اما بعداً گفت كه من را فريب داده چون كه شوهر دارد. آن زمان بود كه عصباني شدم و او را به قتل رساندم. مأموران پليس هم بعد از تحقيق جسد را كشف كردند.
پرونده بعد از كامل شدن بررسي‌ها و صدور كيفرخواست روي ميز هيئت قضايي شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت و متهم صبح ديروز پاي ميز محاكمه حاضر شد.
پس از اينكه نماينده دادستان متهم را گناهكار شناخت، اولياي دم گفتند كه خواستار قصاص هادي هستند. يكي از فرزندان مقتول در دادگاه گفت: من در جريان رابطه مادرم با هادي بودم. پدرم به شدت به مصرف مواد اعتياد داشت و من هم به اين رابطه اعتراض نكردم. روز حادثه همراه مادرم سر قرار رفتم و هادي را ديدم. بعد آنها را ترك كردم و به خانه آمدم اما هرچه با تلفن مادرم تماس گرفتم، گوشي او خاموش بود، در ضمن مادرم مقدار زيادي طلا به همراه داشت كه بعد از حادثه سرقت شده است و درخواست رسيدگي داريم، سپس متهم به دستور قاضي در جايگاه قرار گرفت و اتهام خودش را پذيرفت. او گفت: وقتي با سيما آشنا شدم خودش را استاد دانشگاه معرفي كرد و در اولين ديدار، دختري را با خودش آورده بود كه گفت شاگردش است. بعد از اينكه علت تنها بودنش را پرسيدم گفت كه شوهر و فرزندش را در سانحه تصادف از دست داده است. من هم حرف‌هايش را باور كردم. بعد از آن بود كه پيشنهاد ازدواج دادم و قرار شد درباره آن فكر كند. متهم در توضيح حادثه گفت: آن روز هم وقتي سر قرار حاضر شدم همان دختري كه گفته بود شاگردش است را همراه خودش آورده بود. سيما از آن دختر خواست ما را تنها بگذارد. پس از آنكه سيما سوار خودروي من شد، درباره پيشنهادي كه داده بودم سؤال كردم اما گفت كه شوهر دارد و آن دختر هم دختر خودش است. من از حرفي كه زده بود به شدت عصباني شدم و گفتم چرا وارد زندگي من شدي؟ گفت به خاطر اعتياد شوهرش اين كار را كرده است. با او درگير شدم و سرش را به ستون خودرو كوبيدم. بعد هم او را خفه كردم و جسد را به پشت زندان قزلحصار بردم و سوزاندم. متهم گفت من چيزي از مقتول سرقت نكردم و به وسايلي هم كه همراهش بود، دست نزدم.
هيئت قضايي بعد از شنيدن آخرين دفاع متهم وارد شور شدند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار