نوجواني دورهاي است كه هر كسي به نوبه خود آن را گذرانده و با مسائل آن آشنا است، اما والدين اغلب نوجواني خود را فراموش كرده و گاهي اوقات به دلايلي نه چندان مهم خودشان و فرزند نوجوانشان را دچار چالش ميكنند. اين روزها يكي از مهمترين مسائل و معضلات پيش روي نوجوانان و جوانان جامعه ما گوشهگيري و كمرويي است؛ رويدادي كه موجب ميشود نوجوان از برقراري ارتباط با ديگران و محيط بيروني خودداري كند. گوشهگيري و خلوت گزيني بدون شك نيازمند مشاوره و درمان است و در صورت عدم رسيدگي منجر به افسردگي و اضطراب ميشود. گوشهگيران دوستان زيادي ندارند و بيشتر اوقات خود را به تنهايي گذرانده يا تنها با يك دوست صميمي لحظههاي خود را سپري ميكنند. در اين زمينه با سحر ميراويسي، كارشناس ارشد روانشناسي باليني همكلام شديم تا نقاط مبهم و دلايل گوشهگيري و انزواطلبي نوجوانان را برايمان شرح دهد.
انزوا و گوشهگيري غالباً در دوره و شرايط خاصي در بين نوجوانان شايع ميشود كه در صورت عدم پيگيري و درمان تبعات خاصي همچون: افسردگي، عدم اعتماد به نفس و استرس در پيخواهد داشت كه موجبات عدم ارتباط با ديگران، عدم بروز احساسات و عزت نفس در نوجوان شده و در نهايت موجب جدايي فرد از گروه همسالان ميشود.
كمرويي، يك اختلال رفتاري جديگوشهگيري و كمرويي بايد به عنوان يك اختلال رفتاري جدي گرفته و رفع شود. هرچند اين رفتار موجب ناراحتي و نارضايتي كسي نميشود اما در بلندمدت به دليل عدم بروز عواطف و احساسات و فرو رفتن در خود شرايط مساعدي را براي ابتلا به اسكيزوفرني يا همان روانگسيختگي در فرد فراهم ميآورد. چنين افرادي در بزرگسالي به انسان هايي ناكارآمد و جداي از اجتماع تبديل ميشوند.
عواقب ابتلا به انزوابا توجه به مطالبي كه در خصوص انزوا گفته ميشود، گوشهگيري يا خلوت گزيني موجب كنار رفتن كودك و نوجوان از اجتماع شده و نوجوان فعالانه سعي در حفظ اين حريم و عزلت ميكند. او هرچند به مسائل به خوبي نگاه ميكند اما با حالتي كه دارد كمتر به سخن آمده و در محاورههاي روزانه از ابراز عقيده و نظر پرهيز كرده و به سكوت بسنده ميكند. افراد گوشهگير داراي نشانههاي متعددي هستند كه نمايانگر حالات روحي و رواني آنان است. از آنجا كه آنها مسائل و مشكلاتشان را بروز نميدهند، در خود فرو رفته و در تخيلات خود به دنبال راهكار و حل مسئله ميگردند. اگر هم حقي از اين افراد ضايع شود نميتوانند آن را بيان كنند و در نهايت به كنارهگيري و خلوت گزيني اقدام ميكنند.
خصلتهاي خفته و نشانههاي نهفتهنشانهها و خصلتهاي خاصي در وجود اينگونه افراد نهفته است. خجالتي و ساكت بودن، ناتواني در برقراري ارتباط، گريزان بودن از فعاليتهاي اجتماعي و گروهي، بيحوصلگي، دارا بودن احساسي سرشار از يأس و پوچي، تسليم شدن در برابر درخواست ديگران، درونگرايي، زودرنجي و بيقراري از علائم و نشانههاي بارز آنها است. هرچند از لحاظ ذهني با همسالان خود در يك سطح هستند اما در مدرسه و كلاس به دليل خجالتي بودن و كمرويي دچار عقبماندگي تحصيلي ميشوند.
شاخصهايي كه بايد مورد توجه قرار گيردبا ديدن يك يا دو علامت از موارد ذكر شده نميتوان فردي را گوشهگير دانست بلكه بايد آن علائم در فرد نهادينه و به كرات مشاهده شود، بنابراين شاخص مدت، شدت، فراواني در تشخيص اينگونه رفتار بايد مورد توجه قرار گيرد و كودك و نوجوان را بايد در ساعات آزاد و تحت شرايط كنترل نشده مورد بررسي قرار داد.
حالات مختلف انزواطلبي و گوشهگيري-گوشهگيري اجتماعي: چنين افرادي به دليل عدم ارتباط با سايرين از مصاحبت و گفتوگو با ديگران خودداري كرده و بيشتر تمايل دارند به بازيهاي انفرادي مشغول شوند يا با دوست صميمي خود اوقات بگذرانند. خجالت و كمرويي فرد موجب عدم كسب مهارتهاي اجتماعي خواهد شد
- سكوت انتخابي: چنين كودكان و نوجواناني با انتخاب عمدي سكوت در محيطهاي جمعي مانند مدرسه تنها اكتفا به ايما و اشاره كرده و از همصحبتي با گروه همسالان پرهيز ميكنند هر چند از لحاظ كلامي مشكلي در بيان و ابراز احساسات ندارند.
-اضطراب و آشفتگي: يكي از خصوصيتهاي اصلي افراد انزواطلب، دلهره آنان از ورود به جمع و مواجهه با ديگران است. حتماً موردي ديدهايد كه كودكي در مواجهه با دوستان و آشنايان به سختي به مادر خود چسبيده و به حالت بغض و گريان در ميآيد، هرچند مشكل كلامي ندارد اما اضطراب سراسر وجودش را فرا ميگيرد.
- اوتيسم يا در خود ماندگي: «در خود ماندگي» حالتي است كه از هر 4 هزار كودك يك نفر به آن مبتلا و در اوايل كودكي قابل مشاهده است به صورتي كه در ابتدا چنين به نظر ميرسد كودك ناشنوا و كر و لال است و بيشتر از حركات بدني در رفع نيازهايش بهره ميگيرد و هر چه سن كودك افزايش مييابد سكوت و خاموشي وي بيشتر جلب توجه ميكند. او نسبت به محيط اطراف خنثي بوده و به ندرت لبخند بر چهرهاش ديده ميشود. او در دنياي درون خويش زندگي ميكند و از ديگران بريده است. جالب است بدانيد اوتيسم يا در خودماندگي در پسران چهار برابر دختران است. اينگونه كودكان به دليل بهره هوشي كم نيازمند آموزش ويژهاند، گرچه درمان شناخته شدهاي براي آنان وجود ندارد اما بهرهمندي از معلمان كار آزموده ميتواند كمك شاياني به بهبود رفتار آنها كند.
نقش معلمها و والدين در درمان گوشهگيري كودك و نوجوانشيوههاي متنوعي براي درمان گوشهگيري وجود دارد اما آنچه در اين درمان نقش بسزايي ايفا ميكند نقشي است كه معلمها و والدين دارند. معلمها بايد با ايجاد فضايي پر از محبت و صميميت سعي در جذب و تشويق آنان كنند و با محول كردن كارهايي در درون مدرسه باعث تقويت اعتماد به نفس آنان شوند. در حقيقت معلم با محول كردن مسئوليتهايي كه ميداند كودك در آن موفق ميشود بر توان ذهني و اعتماد به نفس او افزوده و باعث تسريع در فرايند اجتماعي شدنش ميشود. همچنين تغيير در فضا و شرايط زندگي، سرگرم كردن آنها به فعاليت مورد علاقهشان و فعاليتهاي گروهي مفرح ميتواند بسيار مفيد واقع شود. هرچه والدين با آنها با سعه صدر و روي گشاده برخورد كنند همان قدر ميتوانند در جذب و همراهي آنان موفق باشند. اين كودكان به توجه و محبت بيشتري نيازمندند، لذا هر چه براي بهبوديشان زمان بيشتري صرف كنيد به نتيجه دلخواه نزديكتر خواهيد شد.