روز جمعه صندليهاي خالي ورزشگاه 12 هزار نفري آزادي خيلي توي ذوق ميزد و گوياي خيلي از حرفها بود.
شاگردان پازاج پس از اينكه ناباورانه در روز نخست مسابقات برابر آذربايجان با نتيجه 6 بر 2 شكست خوردند عملاً از راهيابي به فينال بازماندند، حتي خود دست اندركاران فدراسيون هم ديگر رغبتي براي ادامه برگزاري مسابقات نداشتند چه برسد به تماشاگران اما به هر حال ما ميزبان بوديم و بايد مسابقات را به پايان ميرسانديم. شكست سنگين كشتي فرنگي ايران برابر آذربايجان براي همه بهخصوص تماشاگراني كه در آن روز باراني از صبح در سالن حاضر شده بودند، گران تمام شد كه پس از هر باخت ايران شعار «كشتي بدون بنا همينه همينه» را سر ميدادند تا عملاً انتقاد خود را به گوش كادر فني برسانند.
اين در حالي بود كه طبق انتظار سرمربي تيمملي پس از بازي با آذربايجان، همه چيز را به گردن
المپيكيها و شركت نكردن آنها در اين دوره از رقابتها انداخت اما آنچه مشخص و واضح بود اينكه كشتيگيران باتجربه ما برخلاف جوانها در اين دوره از رقابتها اصلاً نتوانستند بازي هميشگي خود را به نمايش بگذارند و به نوعي از مقصران اصلي اين باخت بهشمار ميرفتند. به اعتقاد بسياري از كارشناسان مليپوشان ما در اين دوره از رقابتها نهتنها در حد و اندازه خود ظاهر نشدند بلكه باعث شدند تا روحيه جوانها هم تضعيف شود.
فرار رو به جلو
مشخص بود كادر فني قبل از مسابقات با بهانه شركت نكردن ستارهها براي خود يك حاشيه امني به وجود آورده بودند. آنها از زماني كه مشخص شد اين چهار نفر در اين رقابتها براي تيمملي روي تشك نميروند به جاي حل مشكلات و چارهانديشي، سياست فرار رو به جلو را در پيش گرفتند.
پازاج سرمربي تيم و جلوتر از او بابك مدير تيمهاي ملي فرنگي پس از اطلاع از شركت نكردن المپيكيها بارها و بارها با گفتوگو در نشريات و خبرگزاريها، المپيكيها را سيبل اصلي قرار دادند و اعلام كردند اگر ما نتيجه نگريم مقصر اصلي المپيكيها هستند.
در واقع آنها با اين كار سعي كردند تا از قبل شكست احتمالي را به گردن ديگران بيندازند. آنها نهتنها مسئوليت باخت را به گردن نگرفتند بلكه عنوان كردند كه اين چهار كشتيگير تمام معادلات ما را به هم زدند. معلوم نيست چرا در كشوري چون ايران كه مهد كشتي است نبايد تيم دومي در حد و اندازه تيم الف وجود داشته باشد تا در اين مواقع حلال مشكلاتمان باشد. مگر جز اين است كه امثال سوريانها، با پشتخط ماندن رنگرزها، الان به اين مرتبه و مقام رسيدهاند.
چرا ما بايد الان آن هم در زمان مسابقات جامجهاني فرنگي مجبور شويم به خاطر غيبت المپيكيها، جوانگرايي كنيم. اگر كادر فني كمي دورانديشي در اين زمينه ميكرد در رده سومي قرار نميگرفتيم.
سال گذشته در همين مسابقات عنوان قهرماني را به دست آورده بوديم اما حالا با دو رده تنزل آن هم با استفاده از شرايط ميزباني سوم شديم. آذربايجان با مربيگري مربي ايراني خود در حالي كه سال گذشته سوم شده بود اما امسال در سال 2015 توانست در كمال تعجب قهرمان مسابقات شود.
قهرمان بيادعا
فارغ از اينكه آذربايجان در روز نخست مسابقات ايران را با حساب 6 بر 2 شكست داد در واقع نشان داد كه چقدر كشورها از جمله آذربايجان در حال پيشرفت و ترقي هستند. البته ايرانيهاي حاضر در سالن با وجود ناراحتي روز فينال براي آذربايجان سنگتمام گذاشتند. مربي خونگرم ايراني تيم آذربايجان كه در المپيك لندن يار و رفيق بنا بود و توانست عنوان قهرماني المپيك لندن را به دست آورد فقط و فقط به خاطر نامهرباني مسئولان، پيشنهاد وسوسهانگيز آذربايجانيها را پذيرفت و راهي ديار غربت شد كه انصافاً هم اين تيم آذربايجاني را متحول كرده است. شور و شوقي كه جمشيد خيرآبادي، مربي ايراني تيم آذربايجان روز فينال در سالن راه انداخته بود به قدري براي تماشاگران خوب بود كه تداعيكننده خاطرات روزهاي درخشان كشتي فرنگي بود؛ روزهايي كه كشتي فرنگي ما با محمد بنا به قلهاي دستيافتني رسيد و آوازه فرنگي ايران تمام دنيا را گرفت.
حالا خيرآبادي اين بار در قامت مربي آذربايجان در ايران كاري كرد كارستان. آنها روسيه را شكست دادند؛ تيمي مغرور كه پس از باخت ايران در روز نخست خودشان را در سكوي قهرماني ميديدند. گوگي كوگواشويلي پس از باخت مقابل آذربايجان در رختكن بر سر كشتيگيران اين تيم فرياد كشيد و گفت: بايد از عملكردتان خجالت بكشيد كه مقابل آذربايجان به اين شكل بازنده شديد. واقعاً نميدانم به شما چه بگويم. حيف اين همه زحمتي كه براي شما كشيدم. فقط ادعا داريد كه بهترينهاي جهان هستيد.
خيرآبادي با اين قهرماني، خوشحالترين مربي دنيا است. او بزرگترين آرزويش را سرمربيگري ايران ميداند و ميگويد: حاضرم به عنوان سرباز اين مملكت بدون هيچ چشمداشتي براي ايران كار كنم. البته با تيم آذربايجان تا المپيك برزيل قرارداد دارم و اگر مسئولان بتوانند فدراسيون آذربايجان را راضي كنند، حاضرم به ايران بيايم.