بر اساس يك حساب سرانگشتي هر كدام از فيلمهاي حاضر در جشنواره فيلم فجر، حداقل در ۳۰ سئانس به نمايش درميآيند كه البته تعداد قابل توجهي از آنها به سئانسهاي فوقالعاده هم كشيده ميشوند كه فعلاً از آن ميگذريم. اگر فرض كنيم كه در هر سئانس ۵۰۰ نفر به تماشاي فيلمها بنشينند – و باز هم از كساني كه روي پلهها و كف زمين فيلمها را ميبينند بگذريم- ميتوان گفت كه هر فيلم در جشنواره فيلم فجر حداقل توسط ۱۵ هزار نفر ديده ميشود. در حالي كه خيلي از همين فيلمها در اكران عمومي از جذب اين تعداد مخاطب عاجز هستند و تعداد كل تماشاگرانشان به اين مقدار نميرسد. اگر مكانيسم خريد امتياز نمايش فيلم براي نمايش در جشنواره را كه توسط ستاد برگزاري جشنواره فجر انجام ميگيرد را هم مد نظر قرار دهيم، متوجه ميشويم كه نميتوان ورود اين تعداد تماشاگر به سالنهاي سينما را مانند ورود تماشاگر در نمايش عمومي دانست و پول بليت را به همان ميزان در جيب فيلمساز دانست.
كساني كه در طول 10 روز برگزاري جشنواره به سينماهاي سطح شهر ميروند و براي ديدن يك فيلم ساعتها در صف ميايستند و در آخر هم ممكن است كف زمين به تماشايش بنشينند، كساني هستند كه در يك كلام «عشق سينما» حساب ميشوند و در طول سال ميتوانند عامل سينما رفتن اطرفيان خود از جمله خانواده و رفقا به سينماها شوند. غيبت اين چند هزار نفر در نمايشهاي عمومي فيلمها و محاسبه نشدن پول بليت آنها در فروش نهايي يك فيلم همچنين باعث بيرمقتر نشان داده شدن اقتصاد سينما و گيشه ميشود.
از سويي ديگر نمايش 10 روزه فيلمهاي حاضر در جشنواره در سينماهاي سطح شهر باعث ميشود تا روند طبيعي اكران فيلم با وقفه روبهرو شود و تقريباً – با احتساب قبل و بعد از جشنواره- يك ماه از سال اين روند متوقف شود. اين اتفاق هر سال ميافتد و روزهايي كه ميتوانست در خدمت نمايش فيلمها باشد در اختيار نمايش فيلمهاي جشنواره قرار ميگيرد و البته چند فيلم بد اقبال هم در سينماهاي باقيمانده ذبح ميشوند. يعني اين اتفاق باعث ميشود تا مشكلي كه با توجه به بالاتر بودن تعداد فيلمهاي توليدي نسبت به ظرفيت نمايش كشور وجود دارد، با حذف يكماه از سال عملاً مضاعف شود. به همه اينها اضافه كنيد اين نكته مهم را كه آن ۱۵ هزار نفري كه در جشنواره فجر فيلمها را ميبينند همه افرادي هستند كه در طول سال ميتوانستند با شور و شوق خود افراد نزديك به خود همچون خانواده و دوستان را به سينما بكشانند.
همه آنچه گفته شد تنها يك بررسي و تخمين سردستي درباره تأثير جشنواره فجر بر اقتصاد سينما بود. حتماً اين موضوع نياز به بررسي و تأملي جديتر و دقيقتر دارد. اما آيا آنچه در بالا آمد نميتواند ضرورت پرداختن به اين موضوع را روشن كند؟