براي والدين هيچ لذتي بالاتر از ديدن فرزندشان در لباس عروسي يا دامادي نيست. براي همين از اولين ماههايي كه فرزند به سن بلوغ ميرسد و رفته رفته بحث ازدواج فرزند پسر يا دختر پيش ميآيد خانوادهها براي سر و سامان دادن فرزند خود برنامهريزيهايي را آغاز ميكنند.
در اين ميان يكي از مسائلي كه مورد توجه افراد و خانواده قرار دارد ازدواج فاميلي است. به اين صورت كه پسر و دختري كه نسبت خويشاوندي با يكديگر دارند به عقد هم درآمده و زندگي مشترك خود را آغاز كنند.
برخي بر اين اعتقاد هستند كه ازدواجهاي فاميلي به اين دليل كه خانوادهها و دختر و پسر قبل از ازدواج شناخت كاملتري از يكديگر دارند بسيار راحتتر از ازدواج با افراد بيگانه است كه به تازگي قرار است با اخلاق، خصوصيات، اعتقادات مذهبي، وضعيت معيشتي و فرهنگ خانوادگي يكديگر آشنا شوند كه در حقيقت نيمي از راه را رفتهاند.
ضمن اينكه بررسيها نشان ميدهد طلاق در ازدواجهاي فاميلي كمترين ميزان را به خود اختصاص داده؛ آمار نيم درصدي از ميزان طلاقها نشان از همين موضوع است.
افزايش تفاهم زوجين در زندگي، شناخت كامل قبل از ازدواج، افزايش ميزان صميميت بين خانوادهها و پسر و دختر، اشتراكات فراوان فرهنگي، ديني، اعتقادي و حتي اقتصادي بين خانوادهها، اشتراك علائق بين خانوادهها و دختر و پسر و... مهمترين امتيازات و ويژگيهاي ازدواجهاي فاميلي است. اما واقعيت اين است كه اين امتيازات و ويژگيها يك روي سكه است و روي دوم سكه به مشكلات مربوط به ازدواجهاي فاميلي برميگردد كه مهمترين مشكلات اين نوع از ازدواجها بيماريهاي ژنتيكي مرتبط با ازدواجهاي فاميلي است. در همه ازدواجها به ويژه ازدواجهاي فاميلي خطرات پنهان براي فرزندان وجود دارد كه البته با انجام آزمايشها و بررسي سابقه بيماريهاي خانوادگي ميتوان با تصميم منطقي و به دور از عواطف شخصي مانع از بروز آنها شد.
بيماريهاي ارثي از نوع غالب در تمام نسلها ظاهر ميشود و انواع مغلوب معمولاً بدون سابقه خانوادگي است. بيماريهاي ارثي وابسته به جنس، از طريق مادري كه اقوام مذكر مبتلا داشته به فرزند منتقل ميشود. نكته نگرانكنندهتر اين است كه ازدواجهاي فاميلي نه تنها احتمال مبتلا شدن فرزندان به بيماريهاي ارثي را افزايش ميدهد بلكه باعث ازدياد اين بيماريها و ژنهاي بيماريزا در نسلهاي آينده ميشود.
بر اساس بررسيهاي صورت گرفته تشابه ژنتيكي در خويشاوندان درجه يك 50درصد ميباشد يعني اگر ژنهاي فعال هر فرد را 100 هزار عدد فرض كنيم، 50 هزار عدد آنها با خويشاوندان درجه يك مشترك است به عبارت ديگر اين دو نفر در نصف خصوصيات ارثي كه به ارث بردهاند مثل هم هستند و در خويشاوندي درجه دو نيز تشابه ژنتيكي 25 درصد است.
آنچه مسلم است وقتي صحبت ازخويشاوندان درجه يك ميشود منظور پدر، مادر، برادر، خواهر و فرزند و زماني كه صحبت از خويشاوندان درجه دو ميشود منظور خالهها، داييها، عموها و عمهها، برادرزادگان و خواهرزادگان است و مسلماً هيچ فردي نميتواند با خويشاوندان درجه يك و درجه دوم خود ازدواج كند بنابراين بايد تشابه ژنتيكي افراد با خويشاوندان درجه سه را در اين گزارش مورد بررسي قرار دهيم كه شامل دخترعمو، پسرعمو، دخترخاله، پسرخاله، دخترعمه، پسرعمه، پسردايي و دختردايي است.
بررسيها نشان ميدهد تشابه ژنتيكي در خويشاوندان درجه سه برابر 5/12 درصد است. يعني در 12500 ژن فعال مشترك هستند. نكته جالب در اين قسمت اين است كه چنانچه زوجي از يك طرف پسرعمو، دخترعمو و از يك طرف دخترخاله، پسرخاله باشند، يعني مادران آنها خواهر يكديگر و پدران آنها برادر همديگر باشند، تشابه ژنتيكي به 25 درصد ميرسد يعني مشابه خويشاوندان درجه دو خواهند بود.
خويشاوندان درجه چهار نيز كه شامل نوه خاله، نوه دايي، نوه عمو و نوه عمه هستند كه تشابه ژنتيكي آنها 25/6 درصد است.
تشابه ژنتيكي در خويشاوندان درجه پنج شامل نتيجه خاله، نتيجه دايي، نتيجه عمو و نتيجه عمه 125/3 درصد است.
اين اعداد وقتي معناي واضح تري پيدا ميكند كه بدانيم در حال حاضر حدود 9000 نوع بيماري ارثي مختلف شناخته شده كه ممكن است از طريق به ارث رسيدن ژنهاي مشترك در پدر و مادر گريبان فرزندان را بگيرد. البته اين خطر در ازدواجهاي فاميلي به علت وجود ژنهاي مشترك بيشتر و به مراتب بالاتر خواهد بود. ناتواني از شناخت صحيح و عدم صداقت در گفتار و افزايش نمايش و نقشهاي اجتماعي غيرواقعي و بالارفتن بيماريهاي پنهان رواني مثل افسردگي و فاصله گرفتن نسلها از هم از جمله دلايل افزايش بياعتمادي خانوادهها و رفتن به سمت ازدواجهاي فاميلي است. شايد براي همين است كه پزشكان بر اين اعتقادند خطر ازدواجهاي فاميلي به جهت تأثير آن بر اختلالات ژنتيكي بسيار جدي است.
برخي كارشناسان بر اين اعتقاد هستند كه ازدواجهاي فاميلي نه تنها احتمال مبتلا شدن فرزندان به بيماريهاي ارثي را افزايش ميدهد بلكه باعث ازدياد اين بيماريها و ژنهاي بيماري در نسلهاي آينده ميشود و اين بدان معنا نيست كه در ازدواجهاي غيرفاميلي هيچگونه خطري وجودندارد بلكه احتمال خطر بسيار پايينتر است بنابراين ازدواج فاميلي از نظر علم ژنتيك معقول و منطقي نيست.
شايد براي همين است كه برخي از صاحبنظران در اين حوزه چنين ازدواجهايي را ممنوع كردهاند، اما برخي ديگر عقيده دارند بهترين راهكار انجام آزمايشات ژنتيكي قبل از ازدواج است.
آيا آزمايش ژنتيك دقيق است؟اما در اينجا يك نظريه مطرح است و آن هم اينكه اگرچه آزمايشهاي ژنتيك براي ازدواجهاي فاميلي لازم و ضروري است و تا حد بسيار زيادي ميتواند به پيشگيري از فرزندان معلول يا داراي بيماريهاي ژنتيكي كمك كند اما واقعيت اين است كه حتي دقيقترين آزمايشها هم نميتواند به نتايج قطعي در اين مورد دست پيدا كند.
اين نظريه اين موضوع مهم را به همه ما گوشزد ميكند كه در ازدواجهاي فاميلي تنها به جواب آزمايشهاي ژنتيك دلخوش نباشيم و بررسيهاي بيشتري را زير نظر مشاور و پزشك انجام دهيم. اين موضوع را وقتي با يكي از كارشناسان آزمايشگاه ژنتيك در ميان ميگذارم آن را تأييد ميكند و ميگويد: «كاملاً درست است. آزمايشهاي ژنتيك لازم و ضروري است اما به طور قطع و يقين نميتواند در خصوص اينكه فرزند سالم به دنيا ميآيد اظهار نظر كند بلكه اين آزمايشها براي آگاهي هرچه بيشتر زوجين در هنگام ازدواج است كه انجام دادن آن بدون شك براي هر دو آنها مفيد است؛ چراكه با انجام دادن اين آزمايش پزشك به نتايج بسيار ارزشمندي دست مييابد كه ميتواند كمك بزرگي به ازدواج وتوليد نسل زوجين داشته باشد.»
اين كارشناس آزمايشگاه ژنتيك ميافزايد: «آزمايش ژنتيك البته تنها محدود به ازدواجهاي فاميلي نيست بلكه توصيه ميشود هر زوجي خصوصاً زوجيني كه در خانواده و فاميل خود با افراد داراي بيماريهاي ژنتيكي مانند بيماران تالاسمي روبهرو هستند براي آزمايش ژنتيك مراجعه كنند.»
وي خاطر نشان ميكند: «نبايد به اين بهانه كه آزمايشهاي ژنتيك صددرصد و بهطور قطعي نميتواند در اين خصوص تأثيرگذار باشد از ازدواجهاي فاميلي سرباز بزنيم بلكه ميتوان با مراجعه به مشاور خانواده، مشاور ژنتيك و پزشك مشكلات را برطرف كرد و با بهرهگيري از نظرات مشاوران ازدواجهاي فاميلي صورت گيرد.»
شرط و شروط ازدواج فاميليبعد از شنيدن صحبتهاي اين كارشناس آزمايشگاه ژنتيك براي پيگيري هرچه بهتر موضوع و اينكه ازدواجهاي فاميلي بايد به شكلي باشد كه در آينده زوجين با يكديگر به مشكل برنخورند به سراغ يك روانشناس و مشاور خانواده نيز ميرويم.
دكتر عليرضا بيدخوري دراين خصوص و در پاسخ به سؤال گزارشگر ما در باره ازدواجهاي فاميلي و امتيازات و ويژگيهاي اين نوع ازدواجها ميگويد: «ازدواج فاميلي يكي از سنتيترين ازدواجها در ايران است كه ريشهاي بسيار قديمي در ايران دارد و اين موضوع بعد از ظهور اسلام و به واسطه الگو گرفتن از ازدواج فاميلي بين برخي از بزرگان دين مانند ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه (س)، يا ازدواج پسر امام حسن با دختر امام حسين(ع)، يا ازدواج حضرت زينب با پسر عمويش عبدالله بن جعفر و... در برخي از خانوادهها رواج بيشتري داشته است.»
وي ميافزايد: «ازدواجهاي فاميلي به دليل اينكه از ريشه تاريخي برخوردار است و چاشنيهايي از اعتقادات را نيز به همراه دارد، همواره به عنوان يكي از رايجترين ازدواجها در ايران مطرح بوده كه البته در سالهاي اخير و با توجه به موضوعاتي مانند احتمال تولد فرزنداني با مشكلات ژنتيكي اين ازدواج با اما و اگرهايي ادامه يافته، اما آنچه مسلم است هنوز هم اين نوع از ازدواجها طرفداران بسيار زيادي در شهرها و مناطق مختلف كشور دارد.»
اين مشاور خانواده ميگويد: «يكي از مهمترين امتيازات و ويژگيهاي ازدواجهاي فاميلي شناخت تقريباً كامل خانوادههاي دختر و پسر از يكديگر است كه از اهميت بسيار بالايي برخوردار است و وقتي خانوادهها و دختر و پسر به شناخت تقريباً كاملي نسبت به يكديگر رسيده باشند تقريبا نيمي از راه را رفتهاند و براي ازدواج نيازي به تحقيقات كامل و دقيق نيست.» وي ميافزايد: «با اين حال نبايد اين موضوع را فراموش كرد كه تحقيق اصل مهمي در ازدواج است وحتي در ازدواجهاي فاميلي نيز بايد تحقيقات به شكل جدي انجام شود اما مسلم است كه درازدواجهاي فاميلي ديگر به شكل سنتي و به رسم ديگر ازدواجها پدر و مادر يا بزرگترهاي خانواده دختر يا پسر براي بررسي وضعيت خانوادگي راهي كوچه و خيابان نميشوند تا از همسايهها و دوستان و آشنايان درباره خانواده دختر يا پسر سؤال كنند بلكه در اينجا منظور از تحقيق، آگاهي بيشتر از وضعيت خانوادهها و دختر و پسري است كه قصد ازدواج دارند.» بيدخوري در ادامه صحبتهاي خود ميافزايد: «در ازدواجهاي فاميلي معمولاً خانوادهها شناخت بسيار زيادي از شغل، درآمد، تحصيلات، فرهنگ خانوادگي، علايق و سليقهها، اعتقادات ديني، خصوصيات اخلاقي و... دارند و اين كار را بسيار سادهتر ميكند؛ بنابراين ازدواجهاي فاميلي در كمترين زمان ممكن از لحظه خواستگاري تا ازدواج صورت ميگيرد.»
وي ميگويد: «البته يك نكته ديگر نيز وجود دارد آن هم اينكه در ازدواجهاي فاميلي اگر خداي ناكرده اختلافي بين زوجين به وجود آيد يا اينكه كار به طلاق و جدايي كشيده شود تبعات اين اتفاق ناگوار دامن بيشتر اعضاي فاميل را ميگيرد و روي بيشتر افراد فاميل و نوع ارتباط آنها تأثير ميگذارد.» دكتر بيدخوري در عين حال يادآور ميشود: «خوشبختانه ميزان اختلاف و طلاق در ازدواجهاي فاميلي بسيار پايين است و بيشتر افرادي كه به صورت فاميلي ازدواج كردهاند به دليل همان شناخت و تفاهم و اشتراكاتي كه با يكديگر دارند در زندگي دچار كمترين مشكل هستند.»
اين مدرس دانشگاه در پايان خاطر نشان ميكند: «موضوع مهم ديگري كه خانوادهها و دختر و پسر در ازدواجهاي فاميلي بايد به آن حتماً توجه كنند مشاور پزشكي و انجام آزمايشات ژنتيك است كه به طور يقين در اين نوع ازدواجها بايد به آن توجه شود.»