
خبر درگذشت ملك عبدالله ششمين پادشاه عربستان و واكنشهاي كشورهاي غربي به خصوص امريكا به آن، بار ديگر معيارهاي دوگانه غرب، بهويژه در حمايت از دوستان و متحدان خود را نمايان ساخت. مقامات امريكايي براي مرگ پادشاه عربستان سنگتمام گذاشتند و نشان دادند كه دوستي عميقي بين آنها و ملك عبدالله برقرار بوده است. واكنش ايالات متحده به خبر در گذشت ملك عبدالله و مقايسه واكنش مقامات امريكايي با خبر درگذشت هوگو چاوز رئيسجمهور فقيد ونزوئلا جالب توجه بود.
پس از انتشار خبر درگذشت هوگوچاوز در بهار سال گذشته، باراك اوباما در بيانيهاي گفت: «كاخ سفيد در اين لحظات بحراني پس از مرگ آقاي چاوز، پشتيباني و حمايت خود را از مردم اين كشور اعلام ميكند و اميدوار است كه روابط سازنده ميان دولتهاي دو كشور بهبود يابد.» در اين بيانيه اوباما بهگونهاي با مردم اين كشور سخن گفته كه گويي چاوز از هيچگونه پشتيباني از سوي مردم كشور خود برخوردار نبوده و حال با درگذشت او، مردم اين كشور افق جديدي پيش روي خود احساس ميكنند. اين در حالي است كه مردم اين كشور سه دوره متوالي با رأيگيري مستقيم، چاوز را به عنوان رئيسجمهور انتخاب كردند. انتخابات در ونزوئلا از روندي شفاف و قابل قبول برخوردار است تا جايي كه نتيجه آن قابل پيشبيني نيست. به طور مثال، وقتي هوگو چاوز در سال 2007 ميلادي سعي كرد با اصلاح قانون اساسي اين كشور اختيارات رياست جمهوري را افزايش دهد، پيشنهادات خود را به رفراندوم گذاشت و از مردم كشورش خواست با اين اصلاحات موافقت كنند اما مردم ونزوئلا با رأي 51 درصد با نظر رئيسجمهور مخالفت كردند، موضوعي كه نشاندهنده جريان روندهاي دموكراتيك در ونزوئلاست.
دموكراسي در ساختار پادشاهي!
باراك اوباما بلافاصله پس از مرگ ملك عبدالله رئيسجمهور امريكا در پيامي سوزناك نوشت: «مراتب همدردي عميق مردم امريكا را با خاندان ملك عبدالله و مردم عربستان سعودي اعلام ميكنم. ما در كنار هم مبارزات زيادي را پشت سر گذاشتيم. من هميشه براي ديدگاه ملك عبدالله ارزش قائل بودهام و براي دوستي عميق و گرممان احترام ميگذارم. او به عنوان يك رهبر، صريح بود و با شجاعت بر پايه اعتقادات خود ثابت قدم بود.» وي سپس سفر خود به هند را نيمهكاره رها كرد و براي مراسم تدفين ملك عبدالله به همراه هيئت بلندپايه همراه سفري سه ساعته به عربستان ترتيب داد تا اوج احترام خود به عربستان را به نمايش بگذارد. جرج بوش پدر نيز با صدور بيانيهاي در اين خصوص نوشت: «او به عنوان يك رهبر، صريح بود و با شجاعت بر پايه اعتقادات خود ثابتقدم بود.» جرج بوش پسر نيز بلافاصله بعد از مرگ ملك عبدالله در پيامي او را «دوست و شريك عزيز» خواند كه حمايت وي در طول حمله عراق به كويت در دهه ۹۰ را هرگز فراموش نخواهد كرد. به گفته مقامات امريكايي بخش اعظم سياست خارجي امريكا طي دو دهه گذشته بر پايه سه اصل مبارزه با تروريسم، حمايت از حقوق بشر و حمايت از دموكراسي در ساير كشورهاي جهان بهويژه كشورهاي منطقه خاورميانه استوار بوده است. با اين حال ناظران بيطرف از ابتدا اين سه اصل را تنها بهانهاي براي زيبا جلوه دادن اهداف زيادهخواهانه ايالات متحده ميدانستند و زمان زيادي لازم نبود تا واقعيت اين شعارها براي مردم جهان نمايان شود.
ادامه اتحاد استراتژيك با كشورهايي كه بيشترين ارتباط سازماندهي شده با گروههاي تروريستي را داشته و از سوي ديگر كمترين توجهي به رعايت اصول اوليه دموكراسي نداشته و حقوق اوليه بشر را نيز رعايت نكرده، ترديدي بر استفاده ابزاري از اين شعارها باقي نگذاشت. از يك سو گروه القاعده به عنوان عامل اصلي حملات 11 سپتامبر كه باعث لشكركشي امريكا به افغانستان و عراق بوده، با حمايت آشكار عربستان سعودي تأسيس شد و ادامه حيات داد و همچنان از پشتيباني شاهزادههاي سعودي استفاده ميكند. از سوي ديگر، دموكراسي در ساختار حكومت پادشاهي عربستان به چيزي شبيه يك شوخي ميماند و مردم كمترين نقشي در شكلگيري قدرت و تأثيرگذاري آن ندارند. همچنين اصول اوليه حقوق بشر نيز به طرز فاجعهباري در اين كشور ناديده گرفته ميشود و با اين حال عربستان سعودي همواره به عنوان مهمترين شريك استراتژيك ايالات متحده در منطقه خاورميانه مطرح بوده است. حكومت عربستان به لحاظ شاخص آزاديبيان در زمره بدترين كشورها قرار دارد. طبق گزارش سال 2013 سازمان گزارشگران بدون مرز در حوزه شاخص آزاديبيان، عربستان سعودي طي اين سال از ميان 179 كشور، رتبه 163 را به خود اختصاص داده است. در واقع، در عربستان آزاديهاي اساسي همچون حق اعتراضات و تجمعات، آزادي رسانه و ابراز عقيده به صورت فاحشي نقض ميگردد. آمارها حاكي است اين كشور بيش از 30 هزار زنداني سياسي دارد.
آزاديبيان، حقوق بشر، پويايي و فعاليت احزاب سياسي، آزادي اديان و مذاهب، حقوق زنان، دموكراسي، شايستهسالاري و... ارزشهايي است كه كشورهاي غربي مدام از آن دم ميزنند و به همين بهانه نيز كشورهاي مستقل دنيا نظير جمهوري اسلامي ايران و ونزوئلا را تحت شديدترين فشارها قرار ميدهند.
مرور برخي از واقعيات جاري در عربستان ما را بيش از پيش به اين حقيقت ميرساند كه ابزار حقوق بشر تنها در صورتي از سوي امريكا مورد استفاده قرار ميگيرد كه سياستهاي كلي يك كشور با ايالات متحده در تعارض باشد. واقعياتي از قبيل موارد زير كه تنها نمونههايي از نقض گسترده حقوق بشر محسوب ميشود، به خوبي حكايت از اين امر دارد.
- اسلام تنها دين رسمي در عربستان سعودي است. ساخت عبادتگاهي به غير از مسجد در عربستان سعودي ممنوع است.
- بر خلاف عمده كشورهاي دنيا، عربستان فاقد قوانين قضائي مدون است و اين موضوع دست قضات را براي صدور حكم و مجازات فعالان سياسي و اجتماعي باز گذاشته است.
- در اين كشور افراد مجرم در ملأ عام گردنزده ميشوند.
- بعضي از علماي مذهبي عربستان، خواهان قانوني شدن بردهداري هستند.
- علماي حنبلي، سفر زنان را بدون همراهي مردي از محارمشان ممنوع ميدانند.
- زنان نميتوانند در نخستين انتخابات سراسري اين كشور كه انتخابات شوراي شهر است رأيدهند.
- پوشش زنان سعودي در مجامع عمومي چادر سياه گشادي است كه از سر تا پا را در بر ميگيرد و عبايه گفته ميشود.
- رانندگي زنان در عربستان سعودي ممنوع است.
- ورود زنان بدون همراهي محرم به بسياري از اماكن عمومي سعودي از جمله بانكها، رستورانها و فروشگاهها ممنوع است.
- مدارس سعودي تمام دختراني را كه بيش از 10 سال سن دارند مجبور به پوشيدن نقاب ميكنند.
- در قوانين سعودي، اشتغال زنان به هر كاري جز تدريس و پرستاري ممنوع شده است.
- سالن سينما در عربستان وجود ندارد.
- تاكنون ميليونها كتاب مذهبي اقليتهاي مذهبي توقيف و آتش زده شده است.
به نظر ميرسد هرچه زمان ميگذرد، استانداردهاي دوگانه امريكا در قبال كشورهاي دوست و دشمن خود بيش از پيش آشكار ميشود و افكار عمومي جهان با اين سؤال مواجه ميشوند كه تعريف واقعي ايالاتمتحده از تروريسم، دموكراسي و حقوق بشر چيست؟ و آيا اين سه اصل سياست خارجي امريكا را نميتوان در اين جمله بوش خلاصه كرد كه «هركه با ما نيست، دشمن ماست»؟