- زماني كه فرد بزهكار مرتكب جرم ميشود و براي اولين بار به زندان ميافتد، در حقيقت بهاي ارتكاب جرمش را با طرد شدن از اجتماع و خوردن برچسب پرداخت ميكند و دفعات بعد هزينه ارتكاب جرم كمتر خواهد بود.
- زماني كه فرد بزهكار براي دومين بار دست به جرم ميزند، هزينه ارتكاب جرم او كمتر ميباشد. به علاوه دوستي با بزهكاران در زندان و پيدا كردن گروههاي خلافكار و ياد گرفتن فنون و راههاي ارتكاب جرم، منافع ارتكاب جرم را افزايش ميدهد. بنابراين پس از اولين بار زندان شدن، كيفيت جرم ارتكابي افزايش پيدا ميكند.
- جرائم خياباني به سه دسته جرائم خشونتآميز، جرائم مالي و جرائم اخلاقي تقسيم ميشد. جرائم خشونتآميز جرائمي است كه با زور و تهديد عليه ديگران همراه است مانند جنايت، حمله، غارتگري، تجاوز و غيره، جرائم مالي شامل دزدي، جيببري، دستبرد، اتومبيل دزدي و. . . ميباشد. جرائم اخلاقي رفتارهاي غيرقانوني داوطلبانه است كه فرد انجام ميدهد؛ مانند مصرف مواد مخدر و قمار.
- علل مهم وقوع جرائم خياباني عبارتند از 1- افزايش طلاق و از هم گسيختگي خانواده به گونهاي كه زنان و كودكان از هر گونه حمايت اقتصادي و اجتماعي بيبهره بمانند و بدون هيچ برنامهاي به حال خود رها شوند.
2- عدم برنامهريزي صحيح در زمينه اشتغال و بيكاري 3- رسانههاي جمعي كه باعث به وجود آمدن ارزشهاي جديدي در ذهن جوان ميشود و با ارزشهاي والدين متفاوت است 4- مهاجرت افراد جوياي كار، حاشيهنشيني و گمنامي در كلانشهرها 5- پايين آمدن سطح دينداري در طرد افراد 6- فقدان آموزشهاي لازم در كودكان براي روبهرو شدن با مشكلات اجتماعي در آينده 7- گذار از جامعه سنتي به مدرن كه باعث بحران هويت در جوانان و بيهنجاري در جامعه شده است.
- ارتكاب جرم از طرف مجرم خياباني نه تحت اجبار كامل است و نه اختيار كامل. بنابراين مجازات مجرم خياباني در صورتي مناسب است كه فرد بزهكار قدرت انتخاب و اختيار كامل داشته باشد، پس اگر در اجتماع منابع ناكافي و فرصتهاي اجتماعي نابرابر باشد، در حقيقت آزادي انتخاب را از فرد بزهكار گرفتهايم.
- زماني كه شخص بزهكار براي به دست آوردن حداقلهاي زندگي دست به سرقت خياباني ميزند، در واقع فايده اين كار را ميسنجد و بين منافع اين كار و مجازاتي كه در آينده در انتظار اوست، گزينه اول را به علت فشار نيازهاي ضروري انتخاب ميكند.
- در جرائم خياباني علت نخستين انحراف بيشتر ضروري و نياز حياتي است كه در بعضي مواقع حتي احساس گناه هم در شخص به وجود نميآيد، چون شخص فكر ميكند كه جامعه حقش را ناديده گرفته. بنابراين ترجيح ميدهد با تنها راه موجود حقوق اوليهاش را پس بگيرد.
- علت نخستين انحراف در جرائم يقهسفيدان، جرائم سازمانيافته و جرائم سياسي، تفاوت ماهيتي با جرائم خياباني دارد، چون در اينگونه جرائم ضرورتي براي ارتكاب جرم وجود ندارد و شخص در شرايط عادي مرتكب اين كار ميشود، بنابراين چون از ابزار نامشروع براي رسيدن به هدفش استفاده كرده بايد مسئوليت عواقب آن را نيز بپذيرد.
- هر چقدر عرصه بر افراد تنگتر شود، تعداد بيشتري از افراد به بزه روي ميآورند، بنابراين ميتوان به طور نسبي ميزان جرمخيزي را در هر جامعهاي پيشبيني كرد و از ميزان جرائم در يك جامعه، به كيفيت ساختار اجتماعي آن جامعه پي برد.